eitaa logo
مـُنجـِح
69 دنبال‌کننده
54 عکس
21 ویدیو
0 فایل
یِکَم حرف دل و کلام شفابخش امیرِ کلام؛ درخدمتم: @SADEGH_SO کپی از مطالب آزاده ولی اگه دوس داشتین فور کنین ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امیرالمومنین به رسم هر شب توی کوچه های کوفه به یتیما غذا میداد
که از یکی از خونه ها صدای گریه بچه میاد
امیرالمومنین در خونه رو میزنن تا ببینن علت گریه بچه چیه
مادرشون در خونه رو باز میکنه و امیرالمومنین دلیل گریه بچه ها رو میپرسن مادر بچه ها میگه که بچه های من گرسنه ان و ما چیزی برای خوردن نداریم به خاطر همین دیگ خالی با آب جوش روی اجاق گذاشتم تا بچه ها منتظر غذا بمونن و سرگرم بشن تا خوابشون ببره
امیرالمومنین به خونه خودشون برمیگردن و یه مقدار آرد و خرما و روغن زیتون از خونه برمیدارن قنبر از اینجا به بعد رو روایت میکنه میگه به امیرالمومنین گفتم نصف وسایل رو به من بدن که تا خونه حمل کنم
اما امیرالمومنین بهشون اجازه نمیدن وقتی امیرالمومنین به خونه میرسن، به مادر بچه ها میگن که یا شما با بچه ها بازی کنین و سرگرمشون کنین؛ یا من سرگرمشون کنم و شما غذا درست کنین مادر بچه ها میگه من سرگرمشون میکنم
و امیرالمومنین اجاق تنور رو روشن میکنن
وقتی اجاق روشن میشه، صورت مبارکشونو نزدیک آتیش میکنن و میگن "ای علی؛ حرارت آتش را بچش چگونه شب ها می خوابی درحالیکه یتیمان گرسنه هستند."
وقتی آتیش تنور آماده میشه، زن خمیر رو آماده میکنه و امیرالمومنین مشغول بازی با بچه ها میشه قنبر میگه امیرالمومنین بچه ها رو روی پشتشون سوار میکردن و باهاشون بازی میکردن
میگه با خودم گفتم این همون فاتح خیبر و خندقه؟
این همون قاتل مرحب یهودیه؟
و همینطور بازی با بچه ها ادامه پیدا میکنه تا وقتی غذا آماده بشه وقتی هم غذا حاضر میشه، امیرالمومنین با دستای خودشون لقمه رو توی دهن بچه ها میذاشتن و بهشون میگفتن "از خدا بخواید علی رو ببخشه"