eitaa logo
مـُنجـِح
69 دنبال‌کننده
54 عکس
21 ویدیو
0 فایل
یِکَم حرف دل و کلام شفابخش امیرِ کلام؛ درخدمتم: @SADEGH_SO کپی از مطالب آزاده ولی اگه دوس داشتین فور کنین ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی آتیش تنور آماده میشه، زن خمیر رو آماده میکنه و امیرالمومنین مشغول بازی با بچه ها میشه قنبر میگه امیرالمومنین بچه ها رو روی پشتشون سوار میکردن و باهاشون بازی میکردن
میگه با خودم گفتم این همون فاتح خیبر و خندقه؟
این همون قاتل مرحب یهودیه؟
و همینطور بازی با بچه ها ادامه پیدا میکنه تا وقتی غذا آماده بشه وقتی هم غذا حاضر میشه، امیرالمومنین با دستای خودشون لقمه رو توی دهن بچه ها میذاشتن و بهشون میگفتن "از خدا بخواید علی رو ببخشه"
آخر روایت، قنبر میگه حسرت خوردم که کاش منم یتیم بودم و علی باهام اینطور مثل بچه ی خودش برخورد میکرد
یا توی یه داستان دیگه میگن امیرالمومنین از خونه ای صدای گریه ی بچه میشنوه و از علتش جویا میشه
به امیرالمومنین میگن بچه پدر نداره و دوستاش مسخره میکنن و میگن تو پدر نداری
امیرالمومنین به بچه میگه تو بهشون بگو "پدر من علیه"
بچه گریه ش بند نمیاد و میگه دوستام اسب چوبی دارن و باهاش بازی میکنن امیرالمومنین برای آروم کردن بچه باهاش بازی میکنن ولی بچه همچنان گریه میکنه
بچه میگه من یه اسب میخوام که پشتش سوار بشم و حرکت کنه
امیرالمومنین بچه رو روی پشت خودشون سوار میکنن و انقد سرگرمش میکنن که بچه از خستگی و گریه روی دوش امیرالمومنین خوابش میبره