eitaa logo
مـُنجـِح ؛
231 دنبال‌کننده
258 عکس
140 ویدیو
14 فایل
منجح؟ شفابخش ؛ برگرفته از کلامِ امیرِ کلام . کپی آزاد نیست ، فور کنید ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
الحمدلله؛ یه سال دیگه از عمرم گذشت؛ با همه‌ی شیرینی‌ها و تلخی‌هاش؛ با همه‌ی امیدهایی که به حسرت تبدیل شد و همه‌ی آرزوهایی که به خاطره پیوست. از خدا می‌خوام سال جدیدِ عمرم، سالی باشه که آدم بهتری باشم، اشتباهاتم رو جبران کنم و در آخر، علاوه بر زنده بودن، زندگی کنم. اللَّهُمَّ أَحْسِنْ عَاقِبَتَنَا فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا. - ۱۹ مرداد .
مـُنجـِح ؛
__
حَفَظَکَ الله ؛
معمولا توی زیارات ائمه ، میخونیم " عِشتَ سعیداً " به این معنی که با سعادت و نیکبختی زندگی کردی ؛ اما توی زیارت امام حسن به جای این عبارت ، از عبارت " عِشتَ مظلوماً " ، به این معنی که مظلوم زندگی کردی استفاده شده . . .
احساس میکنم ۲۸ صفر به امام رضا خیلی پرداخته میشه اگه توفیق بشه فردا و پس فردا از پیامبر و امام حسن مینویسم .
خب امروز رو به حضرت رسول اختصاص میدیم و فردا هم در مورد کریم اهل بیت یه داستان عرض میکنم
اما به نظرم رسید امروز در مورد تاریخ حوالی زمان رحلت یا شهادت پیامبر صحبت کنیم .
اولین مسئله ، رحلت یا شهادت پیامبره که دو نظر در موردش وجود داره ؛ اولین نظر اینه که پیامبر با مرگ طبیعی از دنیا رفتن و دومین نظر اینه که پیامبر با مسمومیت به شهادت رسیدن ؛ توی نظر دوم بازم اختلاف وجود داره که مسمومیت به دست حفصه و عایشه ( همسران پیامبر ) بوده یا به خاطر خوردن گوشت گوسفندی مسموم که یه زن یهودی بعد از فتح خیبر برای پیامبر و یاراشون میفرستن . اما نکته مهم اینه که توی منابع مهمی از شیعه و اهل سنت وارد شده که پیامبر مسموم شدن ( از جمله شیخ مفید ، شیخ طوسی ، علامه حلی بین علمای شیعه این مسئله رو ذکر کردن و بخاری در صحیح بخاری که مهم ترین کتاب اهل سنت هست این نکته رو ذکر کرده ) .
نزدیکِ زمانِ رحلت پیامبر ، ایشون یه لشکر رو برای مقابله با رومی ها اعزام کردن که فرمانده اون لشکر ، اُسامه بن زید بود ؛ برخی از صحابه پیامبر ، از جمله عمر و ابوبکر هم توی این لشکر حضور داشتن و به طرف روم عازم بودن ؛ حفصه و عایشه که دخترای عمر و ابوبکر بودن ، به اسامه نامه مینویسن و میگن که برگردین چون پیامبر حالشون بده ؛ اسامه به سمت مدینه برمیگرده و بالای سر پیامبر میرسه ؛ پیامبر حالشون طوری بود که مرتب از هوش میرفتن و دوباره به هوش میومدن ؛ چند لحظه به هوش اومدن و دیدن اسامه و چند نفر دیگه بالای سرش هستن ؛ عصبانی شدن و علت برگشت اونارو پرسیدن ؛ اسامه گفت که حفصه و عایشه به ما نامه نوشتن که برگردیم ؛ این برگشت و نامه با مسئله خلافت بعد از پیامبر مرتبطه که بعدا سر فرصت میگم . پیامبر اینجا 3 بار با عصبانیت به ابوبکر و عمر و چند نفر دیگه میفرمایند که " لشکر اسامه را روانه کنید "و بعد از هوش میرن ؛ هدف اعزام لشکر هم مرتبط با خلافت امیرالمومنین بوده که بعدا خواهم گفت . اما ابوبکر و عمر و اسامه نافرمانی میکنن و به سمت روم حرکت نمیکنن ؛