رفته ، هنوز هم نفسم جا نیامدهست
عشق کنار وصل ، به ماها نیامدهست .
معشوق ، آنچنان که تویی دیده روزگار
عاشق چون من ، هنوز به دنیا نیامدهست (:
ایمرگ جام زهر بیاور که خستهایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامدهست ..
محرمی نیست وگرنه که خبر بسیار است
رمق ناله کم و کوه و کمر بسیار است ..
سفرهدار توعم ایعشق بفرما بنشین
نان جو ، زخم و نمک ، خونجگر بسیار است .
هر کجا مینگرم مجلس سهرابکشی است
آه از این خاک بر آن نعش پسر بسیار است ..