#روایت_لحظه¹²
خادم ها گریان و زوار گریان تر...
و باز هم مداحیِ "دردت نشد معلوم علی"
و سوالی که مدام در ذهنم تکرار میشد:
ما چرا زنده ایم؟
چرا نمیمیریم؟
حقیقتا مارا به سخت جانیِ خود این گمان نبود...
_ثبت احوالات روز دهم رمضان ۱۴۰۴
روایتی دلی از تجربهای که داشتم.
ساکن قم هستم و حرم ذکر شده حرم حضرت معصومه سلامعلیها بود.
ببخشید طولانی شد اینو قبلا نوشته بودم...
هدایت شده از - تامیلا -
یهمقداریآشفتهاحوالم.
میشهیهصلواتمرحمتکنید، شاید
جسمِمایکمراهبیادباهامون.