مِرحا ¹⁶⁸ | MRHA
@MRHA1320
سردار حسن
خوشبخته دلم که شد گرفتار حسن
سالار حسن
مرد خونهی حیدر کرارِ حسن
@MRHA1320
مِرحا ¹⁶⁸ | MRHA
@MRHA1320
00:48
مینازه همه عالم به حسن
دوست داره آدم هی بگه جانم به حسن
هر دم تو دلم ریشه میکنه
آدم نمی شه ارادتش کم به حسن
@MRHA1320
حاجی از اون مدرسهای که امتحان دادم تا خونه 170 هزار تومن میخواست
منم پیاده دارم میرم
من ضرر کردن یا اسنپ؟
@MRHA1320
مِرحا ¹⁶⁸ | MRHA
حاجی از اون مدرسهای که امتحان دادم تا خونه 170 هزار تومن میخواست منم پیاده دارم میرم من ضرر کردن
ببین آدم باید از لذت های زود گذر بگذره
مثلاً من الان سوار اسنپ میشدم زود به مقصد میرسیدم و لذت زودگذر بود
ولی الان دارم پیاده روی میکنم
برا سلامتی هم خوبه
آره خلاصه (گوه میخورم پولشو نداشتم)
@MRHA1320
مِرحا ¹⁶⁸ | MRHA
ببین آدم باید از لذت های زود گذر بگذره مثلاً من الان سوار اسنپ میشدم زود به مقصد میرسیدم و لذت زود
هر روز بابام ساعت ۱۰ میره سرکار ها
امروز که من امتحان و خراب کردم ساعت ۸ بلند شده رفته سرکار
د آخه مرد دو ساعت بخواب خسته ای استراحت کن من با ماشینت برم امتحان و برگردم دیگه
من به فکر خودتم و به خاطر خودت میگم وگرنه منکه پیاده رویمو میکنم
@MRHA1320
اصلأ آدم سوار اسنپ بشه سلامتیش هم به خطر میوفته
چاق میشه
بد قیافه میشه
چربیش زیاد میشه
@MRHA1320
بزرگترین ترسی که توی زندگیم دارم و از وقتی که یادم میاد ازش میترسیدم این بود که خبر بدن که یکی از رفیقات، نزدیکانت یه چیزیش شده
ببین تو ذهنم سناریو سازی میکنم
میرسم اونجایی که خب میان میگن فلانی مرده
بعد هیچ وقت نتونستم برا خودم عکس العمل پیدا کنم
واقعاً نمی دونم چیکار کنم
خب بیان بگن فلانی مرده
چیکار کنم؟ چه عکس العملی داشته باشم؟
گریه کنم؟ بخندم؟ بگم خوشبحالش؟
چیکار کنم؟
واقعاً نمی دونم توی اون شرایط چیکار کنم
و بزرگترین ترسم هم اینه که بیان و خبر مرگ یا یه اتفاق نزدیکانمو بهم بدن
یکی میاد میگه مثلاً انگشتمو بریدم واقعاً حرفی به جز بنازم پیدا نمی کنم بگم
بعد بگن مرده
برگردم بگم بنازم
فکر کنم منم میکشه طرف
@MRHA1320