هدایت شده از خبرفوری-بدون سانسور
✅ادامه مطلب قبل و حدیثی روشنگر برای حقیقت و ریشه عید نوروز:
✅ابو الصّلت هروى گويد: حضرت رضا عليه السّلام از پدران بزرگوارش از امام حسين عليهم السّلام نقل كردند كه سه روز قبل از شهادت حضرت علىّ عليه السّلام مردى از اشراف تميم به نام عمرو، نزد آن حضرت آمده، در باره اصحاب الرّسّ، چنين سؤالاتى نمود: اصحاب الرّس در چه زمانى مى زيستند؟ مسكن آنان كجا بود؟ پادشاه آنان چه كسى بود؟ آيا خداوند پيامبرى سوى آنان فرستاد يا نه؟ وبه چه علت از بين رفتند؟ در قرآن نام آنان هست ولى از اخبارشان مطلبى ذكر نشده است، حضرت فرمودند: در باره مطلبى سؤال كردى كه قبل از تو كسى چنين سؤالى از من نپرسيده بود، و بعد از من نيز كسى در باره آن مطلبى برايت نقل نخواهد كرد مگر از قول من، و هيچ آيه اى در قرآن نيست مگر اينكه آن را مى دانم و تفسيرش را نيز مى دانم، و نيز مى دانم در كجا نازل شده، در كوه نازل شده يا در دشت، و در چه زمانى، شب يا روز؟ اينجا- با دست به سينه مباركشان اشاره نمودند- علم بسيارى است ولى طالبان آن كم هستند و به زودى وقتى مرا از دست دادند پشيمان خواهند شد. اى تميمى! داستان آنان چنين بود كه: درخت صنوبرى را به نام «شاه درخت» مى پرستيدند، اين درخت را يافث بن نوح بر كنار چشمه اى به نام «دوشاب» غرس كرده بود و اين چشمه بعد از طوفان، براى نوح عليه السّلام جوشیده شده بود، و علّت نام گذارى آنان به اصحاب الرّسّ اين بود كه آنها پیامبر خود را در زمين دفن و حبس كردند، و زمانشان بعد از سليمان بن داود عليهما السّلام بود. دوازده قريه در كنار نهرى از مشرق زمين به نام رسّ داشتند، آن رود نيز به نام آنان رسّ ناميده شده بود. در آن روزگار نهرى پرآب تر و شيرين تر از آن روى زمين نبود و قريه هايى بيشتر و آبادتر از آنها وجود نداشت، نام آنها به ترتيب عبارت بود از: آبان، آذر، دى، بهمن، اسفندار، فروردين، اردى بهشت، خرداد، مرداد، تير، مهر، شهريور، و بزرگترين شهر آنان، اسفندار بود كه پادشاه در آن مى زيست، نام او تركوذ بن غابور بن يارش بن سازان بن نمرود بن کنعان بود که این کنعان فرعون زمان ابراهیم علیه السلام بود.آن چشمه و صنوبر در همين شهر بود، و در هر قريه دانه اى از ميوه آن صنوبر كاشته بودند و آن دانه رشد كرده، درخت عظيمى شده بود، آب آن چشمه و رودخانهها را حرام كرده بودند و نه خود و نه چهارپايانشان از آن نمى نوشيدند و هر كس چنين مى كرد او را مى كشتند و مى گفتند: اين آب، مايه حيات خدايان ماست، و شايسته نيست كسى از حيات و زندگى آنها چيزى كم كند، و خود و چهارپايانشان از رود رسّ كه قريهها در كنار آن بنا شده بود، استفاده مى كردند، و در هر ماه از سال، در هر قريه، عيدى معيّن كرده بودند كه اهل آن قريه جمع شده و بر درخت بزرگ آن آبادى، پشه بندى از حرير كه داراى انواع نقش و نگار بود نصب مى كردند، سپس گاو و گوسفندهائى آورده و براى درخت قربانى مى كردند و بر آن قربانىها هيزم ريخته، آتش مى زدند و آنگاه كه دود آن قربانىها به هوا رفته و بين آنها و آسمان حائل مى شد، در برابر درخت به سجده می افتادند و
ادامه در بخش بعد:👇👇👇👇👇👇
ادامه حدیث
در برابر درخت، به سجده مى افتادند و گريه و زارى مى كردند تا از آنها راضى شود، و شيطان نيز مى آمد و شاخه هاى درخت را حركت مى داد و از تنه آن همچون كودكى فرياد مى زد كه: اى بندگانم! از شما راضى شدم، راحت و خوشحال باشيد و چشمتان روشن، آنان هم سر از سجده برداشته، شراب مى نوشيدند و موسيقى مى نواختند و سنج مى زدند و آن روز و شب را به همان حال سپرى مى كردند و سپس مى رفتند. و عجمها نام ماههاى خود را از نام اين آبادىها گرفتند و ماههاى خود را آبان ماه، آذر ماه، و غيره ناميدند، چون اهل آن قريهها مى گفتند: اين عيد فلان ماه است و آن عيد فلان ماه. و در زمان عيد بزرگترين آبادى (یعنی عید اسفند)، كوچك و بزرگ آنان، در آن شهر جمع مى شدند و در نزد چشمه و صنوبر، چادرى از حرير كه انواع نقش و نگار بر آن بود، برمى افراختند. اين چادر دوازده در داشت كه هر درى مربوط به اهل يك قريه مى شد، آنان در خارج از چادر در مقابل صنوبر سجده كرده و قربانى هائى چند برابر قربانى درخت قريه هاى كوچكتر، ذبح مى كردند، و شيطان نيز نزد آن درخت مى آمد و صنوبر را به شدّت تكان مى داد و با صداى بلند از درون آن سخن گفته، و بيش از وعد و وعيدهاى تمام شياطين به آنان وعده و وعيد مى داد، و آنان سر از سجده بر مى داشتند و از شدّت شادى و نشاط از حال مى رفتند و از شدّت شرابخوارى و اشتغال به موسيقى، توان صحبت كردن نداشتند، و دوازده روز و شب، به عدد اعيادشان در تمام سال، به همان حال مى گذراندند و سپس مى رفتند.
ادامه سوم
ادامه دارد
📌 #فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
https://eitaa.com/raaesi
هدایت شده از خبرفوری-بدون سانسور
و چون كفر به خدا، و عبادت غير خدا در ميان آنان طولانى گشت، خداوند عزّ و جلّ پيامبرى از بنى اسرائيل از فرزندان يهودا بن يعقوب سوى آنان فرستاد و مدّت زمانى طولانى در بين آنان بوده و آنان را به عبادت خداوند عزّ و جلّ و شناخت ربوبيّت او دعوت مى كرد، ولى از او پيروى نكردند، و وقتى آن پيامبر ديد كه آنان به شدّت غرق در ضلال و گمراهى هستند و دعوت او را بسوى رشد و رستگارى ردّ مى كنند، و عيد شهر بزرگ آنها فرا رسید، گفت: خدايا اين بندگان تو، جز تكذيب من و كفر به تو كار ديگرى نمى كنند، و درختى را كه نه فايده دارد و نه ضرر، مى پرستند. تمام درختانشان را خشك كن و قدرت و عظمت خود را به آنان بنمايان، صبح روز بعد، درختها خشك شده بود، اين مطلب آنان را ترساند و احساس عجز و نااميدى كردند و به دو گروه تقسيم شدند، گروهى گفتند: اين مرد كه ادّعا مى كند رسول خداى آسمان و زمين است، خدايان شما را جادو كرده است تا شما را از خدايانتان به سوى خداى خويش متوجّه گرداند، گروه ديگر گفتند: نه، بلكه خدايان شما با ديدن اين مرد كه از آنان عيب گويى مى كند و در موردشان سخنان نامربوط مى گويد، و شما را به پرستش خداى ديگرى مى خواند، خشمگين شده اند و زيبايى و بهاى خود را از شما پوشانده اند تا شما نيز به خاطر آنان خشمگين شويد و انتقام آنان را از اين مرد بگيريد. لذا همگى بر آن شدند كه او را بكشند، براى اين كار لوله هاى بلندى از سرب كه دهانه هاى گشادى داشت، برگرفتند و آنها را از قعر چشمه تا روى آب مثل لوله هاى سفالين آبراهه (فاضلاب) بر روى هم سوار كردند، و آب داخل آن (چشمه يا لوله) را كشيدند و سپس در قعر آن چاهى عميق با دهانه تنگ حفر كردند و پيامبرشان را به درون آن انداختند و صخره بزرگى بر دهانه آن نهادند و آنگاه لولهها را از آب بيرون آوردند و گفتند: اكنون كه خدايان ديدند كه ما، شخصى را كه در باره شان به بدى سخن مى گفت و ما را از پرستش آنان باز مى داشت كشتيم، و در زير بزرگترين خدايان دفنش كرديم تا دلش آرام گيرد، اميدواريم كه از ما راضى شده باشند و روشنی و طراوت آنها مثل گذشته به سوى ما باز گردد، آن مردم در تمام روز، صداى ناله پيامبرشان را مى شنيدند كه مى گفت: «ای سید من، تنگى جا و شدّت ناراحتى مرا مى بينى، به ناتوانى و درماندگىام رحم كن و زودتر قبض روحم فرما، و اجابت دعايم را تأخير نينداز! تا اینکه ازدنیا رفت.
ادامه در بخش بعد:👇👇👇👇👇
ادامه حدیث قبل:
خداوند عزّ و جلّ به جبرئيل فرمود: اى جبرئيل! آيا اين بندگان من، كه صبر و بردبارى من آنها را فريب داده و خود را از خشم من در امان مى پندارند و كس ديگرى غير از من را مى پرستند و پيامبر مرا كشته اند، گمان مى كنند كه در مقابل غضب من توان مقاومت دارند، يا آيا مى توانند از محدوده قدرت من خارج شوند؟ چگونه؟! و حال آنكه من از كسى كه مرا نافرمانى كند و از عقاب من نهراسد، خودم انتقام خواهم گرفت، و به عزّت و جلالم قسم ياد كردهام كه آنان را مايه عبرت اهل عالم قرار دهم، و خداوند، آنها را در آن عيدشان جز با بادهاى سرخ رنگ به هراس نيفكند، آنان در آن طوفان حيران شده به هراس افتاده بودند و به يك ديگر پناه مى بردند، سپس زمين در زير پاهايشان به گوگردى مشتعل تبديل شد و ابرى سياه بر آنان سايه افكند و آتشى ملتهب همچون گنبد بر آنان فرو افكند و بدنهايشان در آتش همچون سرب مذاب ذوب شد. پناه مى بريم به خداوند متعال از غضب و عذابش. و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم.
📚عیون اخبار الرضا علیه السلام ج1ص209
✅تطبیق عجیب خصوصیات حادثه فوق با نوروز عجم بر هیچ کسی پوشیده نیست و شگفت است که بسیاری از اشخاص چشم خود را بر حقایق موجود در رابطه با نوروز بسته اند و به اشکال مختلف سعی در احیای آن دارند و تلاش می کنند آن را دینی و مورد توجه اهل بیت علیهم السلام جلوه دهند و از همه اینها مهمتر اینکه به جای عمل به حدیث نقل شده از معلی که به آن اعتقاد دارند و از جمله در کتب منجمین و غلات نقل شده و به برخی از کتب دیگر نیز راه یافته است و مشتمل بر غسل و روزه است،مشغول کارهای دیگر و شادی های فاسد و لذت های حرام می شوند.
✅ 👈 از آنجا که عید غدیر شریف ترین عید از اعیاد چهارگانه مسلمین و شیعیان است،توصیه می شود به جای تلاش و صرف مال برای نوروز سلطانی،با تمام تلاش جهت احیای عید غدیر کوشش کنیم تا به اجری عظیم دست یابیم و با عمل به سنتهای اعیاد شرعی از تلاش در اعیاد غیر شرعی بی نیاز گردیم. إن شاء الله
ادامه چهارم
پایان...
📌 #فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
https://eitaa.com/raaesi
هدایت شده از خبرفوری-بدون سانسور
💥💥💥 روزی راهبی با جمعی از مسیحیان به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)آمدند در حالیکه طلا و جواهر و اشیاء گرانبها بهمراه داشتند.
پس راهب رو کرد به جماعتی که در آنجا حضور داشتند ( أبوبکر نیز در بین جماعت بود ) و سوال کرد "خلیفه ی نبی و امین او چه کسی است؟"
پس جمعیت حاضر ، ابوبکر را نشان دادند ، پس
راهب رو به ابوبکر کرده و پرسید نامت چیست؟ ابوبکر گفت ، نامم "عتیق" است
راهب پرسید نام دیگرت چیست؟ابوبکر گفت نام دیگرم "صدیق" است.
راهب سوال کرد نام دیگری هم داری؟ ابو بکر گفت "نه هرگز"
پس راهب گفت گمان کنم آنکه در پی او هستم شخص دیگریست.
ابوبکر گفت دنبال چه هستی؟
راهب پاسخ داد من بهمراه جمعی از مسیحیان از روم آمدم و جواهر و اشیاء گرانبها بهمراه آوردیم و هدف ما این است که از خلیفه ی مسلمین چند سوال بپرسیم ، پس اگر توانست به سوالات ما پاسخ دهد تمام این هدایای ارزنده را به او میبخشیم تا بین مسلمانان قسمت کند و اگر نتوانست سوالات مارا پاسخ دهد اینجا را ترک کرده و به سرزمین خود باز میگردیم.
ابوبکر گفت سوالاتت را بپرس ، راهب گفت باید ب من امان نامه بدهی تا آزادانه سوالاتم را مطرح کنم و ابوبکر گفت در امانی ، پس سوالاتت را بپرس.
راهب سه سوالش را مطرح کرد:
1)ما هو الشئ الذی لیس لله؟
چه چیزاست که از آن خدا نیست؟
2)ما هو شئ لیس عندالله؟
چه چیزاست که در نزد خدا نیست؟
3)ما هو الشئ الذی لا یعلمه الله؟
آن چیست که خدا آن را نمیداند؟
پس ابوبکر پس از مکثی طولانی گفت باید از عمر کمک بخواهم ، پس بدنبال عمر فرستاد و راهب سوالاتش را مطرح کرد ، عمر که از پاسخ عاجز ماند پس بدنبال عثمان فرستاد و عثمان نیز از این سوالات جا خورد ، و جمعیت گفتند چه سوالیست که میپرسی؟خدا همه چیز دارد و همه چیز را میداند.
راهب نا امید گشته قصد بازگشت به روم کرد ، ابوبکر گفت : ای دشمن خدا اگر عهد بر امان دادنت نبسته بودم زمین را به خونت رنگین می کردم .
سلمان فارسی که شاهد ماجرا بود بسرعت خود را به امیرالمؤمنین رسانده و ماجرا را تعریف کرد و از امام خواست که به سرعت خودش را به آنجا برساند.
پس امیرالمؤمنین بهمراه پسرانش امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام میان جمعیت حاضر و با احترام و تکبیر جماعت حاضر مواجه شدند.
ابوبکر خطاب به راهب گفت ، آنکه در جست و جویش هستی آمد ، پس هر سوالی داری از علی (علیهالسلام) بپرس!
راهب رو به امیرالمؤمنین کرده و پرسیدنامت چیست؟
امام علی علیهالسلام فرمودند: نامم نزد یهودیان "الیا" نزد مسیحیان "ایلیا" نزد پدرم "علی" و نزد مادرم "حیدر" است.
پس راهب گفت ، نسبتت با نبی صلیاللهعلیهوآله چیست؟
امام علیهالسلام فرمودند: او برادر و پسرعموى من است و نیز داماد او هستم.
پس راهب گفت ، به عیسی بن مریم قسم که مقصود و گمشده ی من تو بودی.
پس به سوالاتم پاسخ بده
و دوباره سوالاتش را مطرح کرد.
امیرالمؤمنین پاسخ دادند:
.
فإن الله تعالی أحد لیس له صاحبة و لا ولدا
فلیس من الله ظلم لأحد
و فإن الله لا یعلم شریکا فی الملک
🔹آنچه خدا ندارد ، زن و فرزند است.
🔹آنچه نزد خدا نیست ، ظلم است
🔹و آنچه خدا نمیداند ، شریک و همتا برای خود است
💥پس راهب با شنیدن این پاسخها ، امام علی را به سینه فشرد و بین دو چشم مبارکش را بوسید و گفت:
"أشهد أن لا اله إلا الله و أن محمد رسول الله و أشهد أنک وصیه و خلیفته و أمین هذه الامة و معدن الحکمة"
💥به درستی که نامت درتورات إلیا و در انجیل ایلیا و در قرآن علی و در کتابهای پیشین حیدر است ، پس براستی تو خلیفه ی بر حق پیامبری، سپس تمام هدایا را به امیرالمؤمنین تقدیم کرد و امام در همانجا اموال را بین مسلمین تقسیم فرمودند.
⬅️ پیامبر(صلی الله علیه و آله )فرمود:هرکس فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را نشر دهد، مادامیکه از ان نوشته اثری باقیست ملائکة الله برای او استغفار می کنند.
📚 احتجاج طبرسی ، ج۱ ص: ۲۰۵ تا ۲۰۷
📌 #فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
https://eitaa.com/raaesi
هدایت شده از خبرفوری-بدون سانسور
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم آیت الله میرزاعلی آقا فلسفی(ره) در یکی از سخنرانی های خود میفرمایند : امیرالمؤمنین امام علی (ع) می فرماید: به هیچ کس احسان نمی کنی و به هیچ کس هم بدی نمی کنی. اگر به کسی احسان می کنی به خودت برمی گردد و اگر به کسی بدی می کنی به خودت برمی گردد. کمی در کارهای دیگران فکر کن. چه روزگارهایی را گذراندند و چه اوضاعی برایشان پیشامد کرد. آنها که سبب سعادت آنها بوده بفهم و درک کن و آنها که سبب بدبختی آنها بوده، بفهم و دوری کن.
📌 #فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
https://eitaa.com/raaesi
📢بهار قرآن
✏️رهبر انقلاب: ماه رمضان بهار قرآن است. اُنس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قویتر و عمیقتر میکند. بدبختی جوامع اسلامی به خاطر دوری از قرآن، دوری از حقایق قرآن و معارف قرآن است.
✏️آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمیفهمند و با آن اُنس ندارند که وضعشان معلوم است؛ حتّی آن کسانی هم که زبان قرآن زبان آنها است و میفهمند، به خاطر عدم تدبّر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنا نمیشوند و اُنس نمیگیرند. ۱۳۶۹/۱/۱۰
🌟 #بهار_معنویت | روز یازدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
💻 Farsi.Khamenei.ir
📢 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم
🔹 امروز؛ صفحه سیصد و چهل و یک قرآن کریم
سوره مبارکه الحج
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
💻 Farsi.Khamenei.ir
KHAMENEI.IRQuran-page-341.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
📢 هر روز #یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 صفحه سیصد و چهل و یک قرآن کریم، سوره مبارکه الحج
با صدای آقای شهریار پرهیزگار بشنوید.
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید
💻 Farsi.Khamenei.ir
🌙 توصیه رهبر انقلاب به مسئولان در زمینه اصلاح اقتصاد و معیشت مردم:
تقویت پول ملی در واقعیت زندگی مردم اثر دارد. ۱۴۰۳/۱۲/۱۸
💻 Farsi.Khamenei.ir
🌙 توصیه رهبر انقلاب به مسئولان در زمینه اصلاح اقتصاد و معیشت مردم:
قاچاق دوسویه؛ از مشکلات واقعی اقتصاد کشور. ۱۴۰۳/۱۲/۱۸
💻 Farsi.Khamenei.ir
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ #خط_دیدار | رهبر انقلاب، در دیدار اخیر: پول ملّی باید تقویت بشود؛ این، هم در واقعیّت زندگی مردم اثر دارد، هم در آبروی کشور اثر دارد.
✏️حتّی اگر چنانچه مثلاً میگویند «یک فرمولی وجود دارد که اگر [به آن] عمل کنیم، تورّم میآید پایین، حتّی تکرقمی ممکن است بشود امّا قیمت ارز میرود فلان قدر میشود»، این درست نیست؛ برای خاطر اینکه اگر ارزش پول ملّی با بالا رفتن قیمت ارز کاسته شد، تورّم هرچه هم پایین باشد، این پول قیمتی ندارد و قدرت خرید برای مردم فقیر و ضعیف به وجود نمیآید.
✏️اگر میخواهید قدرت خرید برای مردم بالا برود، به #پول_ملی باید اهتمام ورزید؛ یکی از اساسیترین کارها این است. ۱۴۰۳/۱۲/۱۸
💻 Farsi.Khamenei.ir
📝 «شلیک کاغذی به ذهن و معیشت مردم»
🔹️چهارصدوهشتادوهشتمین شمارهی هفتهنامهی خطحزبالله با سرمقالهای با عنوان «شلیک کاغذی به ذهن و معیشت مردم» منتشر شد.
🔍 خطحزبالله را از اینجا بخوانید.
💻 @Khatt_khamenei