#همسایه _زورگو
#part_19
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داشتم نگاش میکردم
لباسشو روی مبل انداخت و با تمومه پر روییش به سمت یخچال رفت
تا کمر خم شد توش
یه سیب بیرون اورد و همون طور که مثله اسب آبی دهنشو میجوید
گفت
- این پسره کی بود رفت؟
نا امید بهش نگاه کردم
اینی که به دهن پر داشت زر زر میکرد همون دختر متشخصی بود که نیما ازش تعریف میکرد؟
خب اره
مهشید اصلی این بود
رفیق قدیمی من و از اول میدونستم چه جنس بنجولیه
ولی انگار ناکس جلوی نیما خوب ادا اومده بود
بیخیال گفتم
- یه روانی زنجیزی که از شانس ت.♤..خ..می من همسایمه
بلند خندید
زیر لب کوفتی به ریشش بستم
که گفت
- خوشم میاد هرچی رو مخه میوفته تو تورت
دهن کجی براش اومدم و تیکه انداختم
- پ ن پ همه مثله تو شانس دارن شاه ماهی تور کنن
فهمید منظورم نیماعه
بادی به غبغبش انداخت
- آقا دکتر ما یدونه اس، اونم واسه نمونه اس!
چنان نگاهش کردم که خودشو جمع و جور کرد
این لوس بازیا دیگه چی بود
چندشا
غذای آماده رو بیرون کشیدم و داخل ماکروویو گذاشتم که گرم شه
شیطون گفت
- ولی میگم نبات پسره خوب چیزی بوداا
#همسایه _زورگو
#part_20
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چشام برق زد
ذوق زده برگشتم به سمتش
با هیجان گفتم
- کدوم پسره؟
اووف عکسشو زود بده ببینم
چشمکی زد
- همین همسایه اتو میگم
بادم خالی شد
چنان گفت که فکر کردم شوهرمو پیدا کرده
صورتمو جمع کردم
- همین مردیکه میران؟
دستاشو بهم کوبید و روی میز خم شد
- به به چه اسم دهن پر کنی داره
میگم نبات پولدارم هستاا
یهو یادم اومد گفت بابام تورو آورده
یعنی رفیق پسر رفیق بابا بود؟
باباهم عجب رفیقای داشت رو نمیکرداا
سرمو تکون دادم
- بدرک
پولداره ولی شخصیتش زیر خط فقره
بدردم نمیخوره
نچ نچی کرد
- خاکبرسرت اسکل لیاقت نداری
غذارو از داخل ماکرویو بیرون اوردم
همون طور که غذا رو روی میز میذاشتم صدامو کلفت کردم
- اینی که میگی آب گیلاس قیمتش هم وزن قیمتته!
بلند خندید
- چیکار کردی که اینو بهت گفت؟
بیخیال شونه امو بالا انداختم و با مظلوم نمایی گفتم
- هیچی جون مهی
فقط یه شیشه ش...راب صد سالشو حواسم نبود شکوندم
#همسایه _زورگو
#part_21
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داشتم نگاش میکردم
لباسشو روی مبل انداخت و با تمومه پر روییش به سمت یخچال رفت
تا کمر خم شد توش
یه سیب بیرون اورد و همون طور که مثله اسب آبی دهنشو میجوید
گفت
- این پسره کی بود رفت؟
نا امید بهش نگاه کردم
اینی که به دهن پر داشت زر زر میکرد همون دختر متشخصی بود که نیما ازش تعریف میکرد؟
خب اره
مهشید اصلی این بود
رفیق قدیمی من و از اول میدونستم چه جنس بنجولیه
ولی انگار ناکس جلوی نیما خوب ادا اومده بود
بیخیال گفتم
- یه روانی زنجیزی که از شانس ت.♤..خ..می من همسایمه
بلند خندید
زیر لب کوفتی به ریشش بستم
که گفت
- خوشم میاد هرچی رو مخه میوفته تو تورت
دهن کجی براش اومدم و تیکه انداختم
- پ ن پ همه مثله تو شانس دارن شاه ماهی تور کنن
فهمید منظورم نیماعه
بادی به غبغبش انداخت
- آقا دکتر ما یدونه اس، اونم واسه نمونه اس!
چنان نگاهش کردم که خودشو جمع و جور کرد
این لوس بازیا دیگه چی بود
چندشا
غذای آماده رو بیرون کشیدم و داخل ماکروویو گذاشتم که گرم شه
شیطون گفت
- ولی میگم نبات پسره خوب چیزی بوداا
ادمین فعال پی
سن +۱۴
جنسیت مهم نیست🔴
Me: @im_Kord_45
Ch: https://eitaa.com/Yeganeh_45_Teg
همسایه ام پی
چت نکنید آهنگاتونو بفرستید باهم گوش بدیم
https://eitaa.com/joinchat/439027296C62fccba542
پادکست👆