eitaa logo
[ مــأوا | 𝘔𝘢𝘷𝘢 ]
800 دنبال‌کننده
911 عکس
591 ویدیو
1 فایل
به‌نامِ‌او . مأوا ؟ پناهگاه ِجان ِمن ★ . جــهـانــم بــدون او الــف نــدارد …‌¹²⁸:). « @Im_Bao »←من ناشناس : https://eitaa.com/MY_MAVA/5437
مشاهده در ایتا
دانلود
[ مــأوا | 𝘔𝘢𝘷𝘢 ]
خالی ترین جای ممکن تو زندگیم . امروز ، جای خالیِ رقیه بود :)
یعنی اینطوری بودم که : آب میخورم وای چقدر جای رقیه خالیه غذا .. وای رقیه . بازی ... رقیه چرا نیست . و در آخر اینطوری بودم رقیه ازت ناراحتم بدون خدافظی رفتی ، نامردی بود ، تو مرام تو نبود رقیه . (:
[ مــأوا | 𝘔𝘢𝘷𝘢 ]
یعنی اینطوری بودم که : آب میخورم وای چقدر جای رقیه خالیه غذا .. وای رقیه . بازی ... رقیه چرا نیست .
آخر اردوعم ازونجایی که خسته بودم ، فشار روانی روم بود ، کل بدنم درد میکرد و قرار بود تا ۲۰ روز همو نبینیم و معلوم نبود دیگه همو ببینیم یا نه . دست خودم نبود تو حیاط به بچه ها میگفتم لطفا نمیرید ، شهید نشید ، مراقب باشید همتون ، من دیگه تحمل از دست دادنتونو ندارم . مسئول پایمون اینطوری بود که چی میگی . من داد میزدم که ارع من از دست رقیه شاکی ام ، ناراحتم ، قلبم درد می‌کنه سرش ، بدون خدافظی کردن ، نامردی بود . منم لوس‌‌م با کمی بهار . اشکم بدترین موقع میاد . بعد رفتم تو بغل زینب ، خانم قاسملو ، ثنا ، دوتا فاطمه ها و گریه کردم . اینطوری بودم لطفا این آخریش نباشه :))
خانوم قاسملو خیلی گوگولیه ، فهمید بغضمو دارم با داد زدن قایم میکنم . منو کشید اونطرف گفت کیفتو درار.بغلم کرد رقیه خدافظی کرده ، اونی که خدافظی نکرد توعی . از طریق بغل و ماچ آخرش هم انرژی خوب بهم وارد شد :))
از عطرها خوشم میاد . عطرها توجهمو جلب میکنن ؛ و من عطر آدما از قیافشون بیشتر تو ذهنم میمونه . عطر آدمای زندگیم رو تو ذهنم فایل بندی کردم ؛ از کنارشون رد میشم و متوجه اینکه اع فلانی عطرشو عوض کرده میشم . بهش میگم و خودش که اصلا توجه نکرده بوده که عطر همیشگی رو نزده ، با چشای تیله ای بهم نگا می‌کنه و تعجب داره ازینکه چطوری متوجه شدم . آخرشم یه خنده با صدای آروم میکنه (: . یا وقتی دلم برای کسی تنگ میشه انگاری عطرش کل روز باهام هست . تو قلبم اینطوری احساس میکنم جسمش ازم دوره ولی این عطر انگاری روحش با منه .
[ مــأوا | 𝘔𝘢𝘷𝘢 ]
از عطرها خوشم میاد . عطرها توجهمو جلب میکنن ؛ و من عطر آدما از قیافشون بیشتر تو ذهنم میمونه . عطر آد
آدمایی که یه نوع عطر خاص و همیشگی هم دارن خیلی برام جذاب‌ن . کسایی که اینقدر به یه عطر وفادارن که عطر رفته تو خُورد تنشون :)))) یه بوی خنک و شیرین همیشه انتخابمه برا عطر . خانم طرازانی می‌گفت اصلا بعضی ها هستن که عطرشون بستگی به حالشون داره ؛ مثلا وقتی حالشون خوبه یه عطر ملایم و شیرین میزنن و وقتی حالشون بد یه عطر تلخ مانند ..
اوقات خوش آن بود که با چای به سر شد ..
« رهگذرهای زندگی » ولی بعضی آدمای رندوم اینقدر خوبن که دوست دارم تا آخر عمرم هر روز ببینمشون . اما خدا انگار فقط برای یه فصل کوتاه از زندگیم اونارو آورده . اونا تو همین تایم کوتاه کار بزرگی با زندگی ِمن کردن . اگه اونا نبودن واقعا منم نبودم . خیلی هاشون از یادم رفتن و خیلی هاشون در آینده شاید با یه اسم ، بو یا حس دوباره یادآور ذهنم بشن . من برای اون آدمای رندومِ یهویی ِزندگیم یه گوشۀ امن تو قلبم گذاشتم . هر موقع فکر میکنم به نبودن و جای خالیشون تو زندگیم حداقل یه قطره اشک گونه هاتو خیس میکنن :) بعد نهم اسفند اسماشونو یادداشت کردم که یادم نره کیا بودن که این بهار قد کشید . رقیۀ قلبم ، معلما که بعضیاشونُ از خودم بیشتر دوست دارم و حسرت آخرین بغل اینقدر قلبمُ اذیت می‌کنه که فقط خدا می‌دونه . رفیقام و همکلاسی های که بعد نهم یهو غیب شدن و هیچ خبری ازشون نیست ولی من کل وجودم براشون تنگ شده . خلاصه اگه با یه اسم ، عطر ، نشونی دوباره مرور شن اشکم مثل الان براشون رودخونه میشه . خواستم از همین تریبون بهشون بگم خیلی دوستون دارم . مرسی اومدید تو زندگیم . بدون شما بهاری نبود . _ زمزمه نصف شبی تو جاده *