« رهگذرهای زندگی »
ولی بعضی آدمای رندوم اینقدر خوبن که دوست دارم تا آخر عمرم هر روز ببینمشون .
اما خدا انگار فقط برای یه فصل کوتاه از زندگیم اونارو آورده .
اونا تو همین تایم کوتاه کار بزرگی با زندگی ِمن کردن .
اگه اونا نبودن واقعا منم نبودم .
خیلی هاشون از یادم رفتن و خیلی هاشون در آینده شاید با یه اسم ، بو یا حس دوباره یادآور ذهنم بشن .
من برای اون آدمای رندومِ یهویی ِزندگیم یه گوشۀ امن تو قلبم گذاشتم .
هر موقع فکر میکنم به نبودن و جای خالیشون تو زندگیم حداقل یه قطره اشک گونه هاتو خیس میکنن :)
بعد نهم اسفند اسماشونو یادداشت کردم که یادم نره کیا بودن که این بهار قد کشید .
رقیۀ قلبم ، معلما که بعضیاشونُ از خودم بیشتر دوست دارم و حسرت آخرین بغل اینقدر قلبمُ اذیت میکنه که فقط خدا میدونه . رفیقام و همکلاسی های که بعد نهم یهو غیب شدن و هیچ خبری ازشون نیست ولی من کل وجودم براشون تنگ شده .
خلاصه اگه با یه اسم ، عطر ، نشونی دوباره مرور شن اشکم مثل الان براشون رودخونه میشه .
خواستم از همین تریبون بهشون بگم خیلی دوستون دارم . مرسی اومدید تو زندگیم .
بدون شما بهاری نبود .
_ زمزمه نصف شبی تو جاده *
#بهارنوشت
دورهٔسعدیُحافظ،صحبتاززُلفِتوبود،
نوبتِدورانِمنشد،روسریسَرکردهای؟!:)
#ازدیدِدوربینم
شك ندارم اشك میریزند ماهیها در آب!
اشكِ ماهیها نباشد، آبِ دریا شور نیست..
#ازدیدِدوربینم
من خیلی آدم «کوچیکترین تغییر تو رفتارت ببینم ازت ناراحت میشم و خیلی برام مهمه وقتی باهام حرف میزنی به صورتم نگاه کنی ِ» ای هستم .
نوشته بود :
یادش بخیر اون اوایل آقا مجتبی خیلی پیام هاش فلسفی بود و جملات پیچیده داشت ، بعد که فهمید ما هیچی حالیمون نمیشه، کم کم داره عامیانه پیام میده . 🦦