مأوا | 🇮🇷 MAVA
شب بخیر به تویی که کسی بهت شب بخیر نمیگه(=
شب بخیر به تویی که کسی بهت شب بخیر نمیگه(=
+ دلت برایش تنگ میشود؟
ـ فقط گاهی. یعنی صبحها، ظهرها، شبها، عصرها، وقتی گربهای نارنجیروی میبینم، به وقت نوشیدن چای، در قفسهی کتابها، وقتهایی که نفس میکِشَم میشَود گفت همیشه=)
دل که خوش نباشه، بگن دنیا هم مال تو، میشینی یه گوشه زل میزنی بهش میگی خب که چی؟ چه کارش کنم الان؟
مأوا | 🇮🇷 MAVA
شب بخیر به تویی که کسی بهت شب بخیر نمیگه(=
شب بخیر به تویی که کسی بهت شب بخیر نمیگه(=
هدایت شده از غروب احساسات؛
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی؛
صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی
روزُ شب شعر خواندم برایش تا بفهمد عاشقم؛
کف زدُ گفتا که ایول! پس شما هم شاعری..!