هدایت شده از انتهایِخیابانِکشوردوست=)
یه زبانی هم هست به اسم زبان بغل کردن:
مثلا اگه سریع از بغلت خارج میشم احتمالا مجبور بودم بغلت کنم،یا تو رو دروایسی گیر کردم،یا واسم معنی خاصی نداشته و یه بغلِ ساده به عرف وقتایی که آدما بهم میرسن و هر کدوم طوری احوالپرسی میکنن بوده،یا احتمالا میخوام اعتمادت رو جلب کنم.
ولی وقتی عمیق و طولانی بغلت میکنم،وقتی سرم رو بین شونت پنهون میکنم،وقتی نفس عمیق میکشم یا نفسم رو محکم بیرون میدم،احتمالا خیلی دوست دارم،بغل کردنت آرومم میکنه.
وقتی سرم رو میچسبونم به قفسه سینت و میگم بغلم کن احتمالا مظطربم و بغلت بهم حس امنیت میده،ضربان قلبم رو منظم میکنه و حالم رو بهتر میکنه.