「بنیادِحمایتمردمیِپرندهیِآبی』
در لحظههاى معدودى كه گوش میسپرى و باورت میشود كه صدايى نمیآيد، انکار میكنى كه صحرا مرده است، كه بر جسد عظيم یک صحراى مرده، يك دنياى مرده، خفتهاى. وتو هم جسدى هستى، عدمى هستى، نيستى هستى...
📚| ابن مشغله
👤| نادرابراهیمی
#کتاب_نوشت
「بنیادِحمایتمردمیِپرندهیِآبی』
📚| ابن مشغله
👤| نادرابراهیمی
#کتاب_نوشت
هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
نادر ابراهیمی ۱۰ بقیه نویسندهها ۲
دراز کشیده ام.
یک دراز کشیدنِ ساده، مانند تمام دراز کشیدن های ساده ی دیگر، که دراز میکشی و برای بار چندم اینستاگرامت را بالا پایین میکنی.
روی تخت دراز کشیده ام.نرم و گرم و راحت. تخت کنار پنجره است، خنک و دلچسب.
بوی خانه، خنکای هوای بیرون پنجره، گرمای اتاق، مگر زندگی جز همین لحظه هاست؟جز همین لحظه های کوچک و دلپذیری ی که دیر یا زود از دست میدهیمشان؟
هنوز نگذشته، دلم تنگ میشود...
#کاغذپارههام
کی گفته من بی احساسم؟
من که همش احساس گشنگی میکنم!
👤| پاتریک
🎞| باب اسفنجی
#دیالوگ