eitaa logo
مباحث
1.9هزار دنبال‌کننده
46.5هزار عکس
45.2هزار ویدیو
2.1هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مباحث
3. محمدباقر عموزادۀ است. ضمناً همسر او، فاطمه خانم صدر، خواهر آقا موسی است که هم اکنون نیز در قید حیات است. امام موسی می‌گفت: دلم که می‌گیرد، سرم که خیلی درد می‌گیرد از قیل و قال، چمدانم را برمی‌دارم و می‌آیم نجف برای نشستن با پسر عمو. این به آن می‌گفت «مولای»، آن به این می‌گفت «سیدی».
هدایت شده از مباحث
4. ارتباط او با حضرت امام در زمان تبعید امام در نجف ارتباط جالبی است. او مرجعیت سیاسی امام را کاملاً قبول دارد و از این حیث به انتقادات جدّی وارد می‌کند. گرچه همواره نسبت به او احترام ویژه نگاه داشت و هرگز این انتقادات را علنی نکرد تا شکافی ایجاد نشود. در یک مورد وقتی شرایط سیاسی بر شیعیان سخت می‌شود چاره را در انتخاب مدل جد بزرگوارش اباعبدالله صلوات‌الله‌علیه می‌بیند. به این صورت که در حرم علیه‌الصلوةوالسلام علیه رژیم به همراه معدودی از شاگردانش قیام کند و به همراه یاران به برسد؛ و به برخی دیگر از شاگردانش مأموریت بدهد که زینب‌وار دلایل این قیام را برای مردم تبیین کنند؛ بلکه خون او موجب برگشتن شرایط سیاسی و مردم شود. برای انجام این کار تنها با امام مشورت می‌کند. امام پس از فکر کردن طولانی، در نتیجه‌بخش بودن این تصمیم تردید وارد می‌کنند و به این ترتیب تکلیف از دوش او برداشته می‌شود. در تمامی زندگی سیدمحمدباقر چنین رویکرد انقلابی‌ای به چشم می‌خورد. از سن 22 سالگی و تأسیس حزب‌الدعوه (که 96 تن از سرانش طی یک روز توسط صدام اعدام شدند)، تا روزهای حصر و آخر، چنین رویکردی کاملاً وجود دارد.
هدایت شده از مباحث
5. پس از پیروزی سیدمحمدباقر در عراق، و سیدموسی در لبنان، قطعاً و کاملاً پرچمداران انقلاب بوده‌اند. صدام در مقطعی به او پیغام داده بود، اجازه نمی‌دهد تجربۀ ایران تکرار و سید صدر «امام صدر» بشود! همین‌قدر واضح! به همین جهت دست‌های استکبار در یک طراحی یگانه این هر دو بزرگواران را حذف فیزیکی کردند، تا انقلاب ایران به این دو کشور کلیدی گسترش پیدا نکند.
هدایت شده از مباحث
6. با پیروزی انقلاب اسلامی، محمدباقر تصمیم گرفت شخصاً به ایران و به کمک حضرت امام بیاید. امام او را از اجرای این تصمیم منع کردند. بعدها که در حصر قرار گرفت به دستور امام و توسط مرحوم سیدصادق طباطبایی که از اقوام مشترک او و امام بود (او برادر همسر مرحوم سیداحمد و خواهرزادۀ امام موسی و همسر شهید صدر بود)، برایش گذرنامه ای فراهم شد؛ اما فضا طوری نبود که بتواند از عراق خارج شود.
هدایت شده از مباحث
7. با علنی شدن رابطۀ او با حضرت امام و انقلاب ایران، به‌شدت در تنگنا قرار گرفت؛ چندین بار شد که هیچیک موفق نبود، حتی ادارۀ آب نجف تلاش کرد با شکستن لوله از چند متر بالاتر و آب انداختن زیر منزل او، خانۀ سید را بر سر اهلش خراب کند، که اتفاقی و بر اساس مشیت الهی موفق نشد. نهایتاً او و خانواده‌اش در حصر عجیبی قرار گرفتند. تلفن، آب و برق قطع شد و کلیۀ مراودات با سید ممنوع اعلام شد. تمامی اتاق‌ها شنود داشت. طوری شد که چند ماه این خانواده از هیچ واقعه‌ای از خارج از منزل خبر نداشتند و دیگران نیز از آنها بی‌خبر بودند. حتی در مواردی آذوقۀ منزل به پایان رسید و شرایط بسیار سختی بر این خانواده حکمفرما شد. در یکی از این موارد پس از اینکه یک هفته آذوقه‌ای به این خانه نرسید و محمدباقر از همسایۀ دیواربه‌دیوار کمک خواست، اقدام این همسایه که مخفیانه کمی آذوقه و پزشک به آنها رسانده بود لو رفت. فوراً او را دستگیر و اعدام کردند.
هدایت شده از مباحث
8. در روزهای آخر فرستادۀ صدام گفت اگر این موارد را انجام بدهید از شرایط حصر خارج خواهید شد و الا اعدام در انتظار شما خواهد بود. آن شروط به این قرار بود: - از انقلاب اسلامی ایران حمایت نکنید و با صدور بیانیه‌ای از مواضعی که دراین‌باره اتخاذ کردید عذرخواهی نمایید. - در این بیانیه گروه‌هایی را که در ماه رجب به دیدار شما آمدند محکوم کنید. - باید فتوایی به خط خود صادر کنید و پیوستن به حزب‌الدعوه را حرام اعلام کنید. - از فتوای خود مبنی بر حرمت پیوستن به حزب بعث صرف‌نظر کنید. - بیانیه‌ای صادر کنید و رژیم را ولو در حد برخی دستاوردهایش مثل ملی کردن نفت یا اعطای خودمختاری به کردها یا از بین بردن بی‌سوادی تأیید کنید. پاسخ مستحکم شهید صدر پس از گذشت ماه‌ها از شرایط حصر که فرستادۀ صدام را متحیر و مبهوت کرد این بود که "من همین الآن آماده‌ام با شما به بغداد بیایم تا حکم اعدام را اجرا کنید".
هدایت شده از مباحث
9. شبِ آن روزی که برای شهادت بردندش (شانزدهم فروردین هزار و سیصد و پنجاه و نه) خواب دیده بود. که برخاست به شیخ نعمانی – همراهش تا آخرین روزها - گفت: "خودم را بشارت می‌دهم به شهادت". غسل کرد و لباس تازه پوشید.
هدایت شده از مباحث
10. در شهادتش، با اینکه مرجع مسلّم بود و کشتن یک مرجع با این شرایط سابقه نداشت، از شدت اختناق و فضای رعب‌انگیز و امنیتی، نه‌تنها شورش و اعتراضی صورت نگرفت، بلکه حتی در حد یک بیانیه یا مجلس بزرگداشت یا اظهارنظر عمومی از علمای نجف صادر نشد. ره در ایران بیانیه‌ای صادر و سه روز عزای عمومی اعلام کرد. او را در خفا و غربت کامل به خاک سپردند.
هدایت شده از مباحث
11. این شهید عزیز را سه بار به خاک سپردند و تا 22 سال – تا 1381 خورشیدی - مزارش مخفی ماند! فردی که ابتدا شاهد دفن سید بود، آن محل را به دوستان معتمد نشان داده بود. در ابتدای دهۀ 1370، قبر وسط خیابانی افتاد که از آنجا می‌گذشت، پس در سال 1373 خورشیدی بدن مطهر او را – در حالی که هنوز سالم بود – به وادی‌السلام منتقل کردند. باز در سال 1376 یک‌بار دیگر یک جابه‌جایی قبر انجام شد تا دولت صدام به او بی‌حرمتی نکند. محل دفن این شهید عزیز نهایتاً در اواخر سال 1381 با سقوط صدام اعلام شد.
هدایت شده از مباحث
12. با نگاه به شاگردان این شهید بزرگوار، می‌توان از عمق اثرگذاری‌اش بر نهضت اسلامی در منطقه پی برد. خط فکری او و شاگردانش در پیش‌برد انقلاب اسلامی در منطقه تأثیرات شگرفی داشته است. مرحوم آیت‌الله‌ سید محمود هاشمی شاهرودی (رئیس فقید مجمع تشخیص و قوۀ قضائیه)، شهید سیدعباس موسوی (دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان) و همچنین در زمرۀ کسانی هستند که در مکتب او درس خوانده‌اند. همچنین ایشان همدرس و دوست نزدیک ره بود، تا جایی که کتاب معروف و شریف «اقتصادنا» با اصرار و پیگیری در فاصلۀ سال‌های 1347 تا 1350 شمسی به فارسی برگردانده شد. برای نمونه سید حسن در گفت‌وگو با شبکۀ المنار دربارۀ حضورش در مکتب فکری می‌گوید: "من در 16 یا 17 دسامبر 1976 با سید عباس موسوی آشنا شدم... وقتی به نجف رسیدم 16 ساله بودم و اولین بار بود که به خارج از لبنان سفر می‌کردم. بعد از اینکه به منزل آقای عباس موسوی رفتیم، با آقای محمدباقر صدر ملاقات کردم... آقای محمدباقر صدر یک سری سؤالات در مورد لبنان و تحصیلم از من پرسید و از آقای عباس موسوی خواست که همۀ امور مسکن، زندگی و تحصیل من را تنظیم کند و مبلغی نیز به من داد. سیدعباس موسوی بسیار باهوش، حاضر و در کار و تحصیل جدّی بود... تقدیر ما این بود که در منزل شهید محمدباقر صدر و هنگامی که ایشان طلاب را به حضور خود نمی‌پذیرفتند، نزد ایشان رفتیم. این نشان‌دهندۀ جایگاه سیدعباس موسوی نزد محمدباقر صدر بود. لحظاتی بعد به دفتر ایشان که دفتری ساده و متواضعانه بود رفتیم و این اولین بار بود که ایشان را می‌دیدم، سلام کردیم و نشستیم. من واقعاً دستپاچه شده بودم؛ اما ایشان خیلی متواضع و با لبخند با ما برخورد کرد و به همین علت لحظاتی بعد فضا برای من عادی شد. ایشان دربارۀ امام موسی صدر از من سؤال کرد و قرار بود این جلسه 5 دقیقه بیشتر طول نکشد؛ اما نیم ساعت با هم صحبت کردیم. ایشان به سیدعباس نگاه کرد و گفت که شما از طرف من وکیل هستید و کارهای تحصیلی ایشان را مرتب کنید. سیدمحمد باقر صدر یک فقیه و اندیشمند و بزرگترین مدرس حوزه بود، ایشان از من پرسید که پول همراه دارم یا نه و من خجالت نکشیدم و گفتم که پولم تمام شده است. ایشان پولی به سید عباس داد وگفت که این، پولِ عمامه و عبا و هزینه‌های تحصیلی ایشان است." نوع و سطح شاگردانی که او پرورش داده، اثرات وجودی این شهید عزیز بر نهضت اسلامی را به‌خوبی نمایان می‌کند.
هدایت شده از مباحث
ذوبوا فی الإمام الخمینی کما ذاب هو فی‌ الإسلام متن نامه تاریخی شهید_صدر به شاگردان ساکن ایران ▫️مدتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله شهید نامه‌ای خطاب به گروهی از شاگردان خود که به ایران هجرت کرده بودند، فرستاد. ترجمه متن کامل این نامه در ذیل آمده است: بسم الله الرحمن الرحيم فرزندان و عزیزانم! خدا شما را در پرتو نظارت دائمی خویش محافظت فرماید. درود و رحمت و برکات خدایی بر همه شما باد. من این نامه را در لحظات گرانقدری برای شما می نویسم که اسلام به دست توانای ملت مسلمان ایران و با امام خمینی -دام ظله- و همیاری سایر نیک‌مردان و علمای اعلام به پیروزی قاطع و شگفتی در تاریخ معاصر ما دست یافته است. اینک رؤیاها به حقیقت پیوستند، آرزوها جامه عمل پوشیدند و اندیشه‌ها چونان آتشفشانی خروشان بساط ستمکاران را برچیدند؛ و اینها همه بدان منظور انجام شد که و در زمین برپا شود. ما امروز شاهد شکسته شدن صولت ستمکاران و استعمارگران هستیم؛ همانها که اسلام را زندانی کرده و از نشر و گسترش آن بیمناک بودند؛ اما درب‌های این زندان با بازوی جوانمردان ایرانی شکست؛ جوانمردانی که از نمی هراسند و تهدیدهای گردنکشان آنان را از راهی که آغاز کرده اند، باز نمی دارد. آری، اسلام از چنگال طاغوت رهایی یافته و می رود تا کاخ همه ستمگران را به لرزه در آورد و در جانهای همه مسلمانان، در شرق و غرب زمین، روحی جدید و آرمانهایی نوپدید آورد. در حال حاضر بر فرد فرد شما عزیزان -که سعادت زیستن در سایه این نظام ارزشمند اسلامی را یافته‌اید- است که تمام توان و امکانات خود را به کار گیرید و همه آنچه را در اختیار دارید، برای تحقّق این تجربه گرانقدر بذل نمایید و که گذشت و فداکاری، در آنجا که سخن از بنای استوار اسلام است، مرز و حد ندارد. بخشش و جانبازی، در آنجا که پرچم اسلام برافراشته شده، نباید متوقف شود. امروز ساختن این بنای جدید به همکاری و همراهی شما نیاز دارد، ! و نیز باید دانسته شود که مرجعیّت _که ایران امروز در تبلور آرمان‌های اسلامی خود، مرهون آن است_ باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. همه شما باید بر گرد این شخصيت ارزنده فراهم آیید، با پاکدلی تمام، از مصالح مربوط به ایشان حمایت نمایید و در وجود او ذوب شوید؛ آنچنان که او در اسلام ذوب شده است! در ، ، بلکه باید هدف و راه رسیدن به آن در نظر گرفته شود. پس هرگاه مرجع تقلیدی در این مسیر گام گذارد و به اهداف مرجعيت شایسته اندیشید، بر همگان لازم است که در کنار او قرار گیرند و او را یاری رسانند. نکته مهم این است که در حال حاضر باید از هرگونه رفتار با گفتاری که به ضعف و سستی آن بیانجامد، و همه تلاشها باید در جهت حفظ این نهاد مقدس به کار گرفته شود. خداوند از شما دستگیری کند. دیدگان شما را از این پیروزی روشن فرماید، همه شما را در پناه خویش نگاهداری فرماید و شما را اندوخته‌های عالم اسلامی قرار دهد. سلام و رحمت و برکات خداوندی بر شما ای دوستان خوب من. امضا: پدر شما ▫️زندگی و افکار ، آیت‌الله سیدکاظم حائری؛ صص ۱۵۴ و ۱۵۵. 🔶حاشیه روزنه آیت‌الله شهید سیدمحمدباقر صدر همچون خورشید تابانی در فضای سیاست‌پرهیز و سیاست ستیز نجف می‌درخشد و پس از تجربه تلخ مشروطه و احتیاط برخی بزرگان برای ورود جدی به عرصه سیاسی، راه تازه‌ای را پیش پای نسل جوان حوزه نجف باز کرد و با خون خود، طریقه الهی پیوند اجتهاد و جهاد را امضا نمود. صدر ره چنان رفت که دیگر بزرگان تشیع در طول تاریخ رفته بودند؛ او جان عزیز را در راه آرمان‌های تقدیم کرد. او گرچه ابتدا رابطه ویژه‌ای با امام و نهضت او نداشت و در ایام منتهی به پیروزی به عمق نهضت امام التفات یافت؛ اما هنگامی که امام را کما هو حقه درک نمود و انقلاب را آنگونه که باید شناخت، همچون یک سرباز فداکار در این مسیر به مجاهدت پرداخت و جان عزیزش را در راه خدا بذل نمود. افسوس که نه تنها آن روز، که حتی امروز نیز، به فهم عمیق او از انقلاب اسلامی راه نیافته‌اند و همچنان با طناب پوسیده جدایی دین از سیاست، به چاه بی مسئولیتی درافتاده و بر طریقه‌ای پای نهاده‌اند که خسران دنیا و آخرت را در پی دارد. این نامه شهید صدر و طنین صدای دلنشین او بعد از گذشت چهار دهه، همچنان روح افزا و تحرّک زاست؛ آری! حوزه و روحانیت باید در امام ذوب شوند! امامی که خود در ذوب شده بود. @rozaneebefarda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا