eitaa logo
مباحث
1.9هزار دنبال‌کننده
46.4هزار عکس
45.1هزار ویدیو
2.1هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم: 🍃🌸 «ستُدفن بَضعةٌ مِنّى بخراسان ما زارها مكروبٌ إلا نفّسَ اللهُ كُربتَه و لا مُذنب إلا غَفَر اللهُ ذُنوبَه» پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏كارى او را نكند جز این كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید. 📚 عیون اخبار الرضا/ مجلد 2، ص‏فحه 257 🌐 @Mabaheeth
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستام خالیه دستامو بگیر ایهاالرئوف یا ایها الامیر😔 علیه السلام 🌐 @Mabaheeth
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼 «رضای من، رضای عشق» ◾ منتشر شده به مناسبت روزهای پایانی ماه صفر علیه السلام 🌐 @Mabaheeth
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Maddahionlinمداحی آنلاین - مهمان امام رضا - حجت الاسلام عالی.mp3
زمان: حجم: 6.2M
❤️ ماجرای مهمان (علیه السلام) 🎤 حجت الاسلام مسعود ما را به دوستان خود معرفی کنید.‌ ╭═━⊰🍂🌺🍂⊱━═╮         @Mabaheeth ╰═━⊰🍂🌺🍂⊱━═╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حریمت قبله ی جانم بود حب تو ایمانم هر لحظه می خوانم رضا جانم، رضا جانم منم مست ولای تو گدایم من گدای تو نهادم سر به پای تو رضا جانم، رضا جانم (ع)🍂🖤 🥀 🌐 @Mabaheeth
@Maddahionlinمگه میشه یادم بره اونهمه عشق و خاطره.mp3
زمان: حجم: 8M
🏴 (علیه السلام) 🌴 مگه میشه یادم بره 🌴 اون همه عشق و خاطره 🎤 🌐 @Mabaheeth
8 - نورافشانی ضریح حضرت امیر (علیه السلام) و باز شدن دروازه نجف و نیز نقل فرمودند از جناب شیخ محمد حسین مزبور که فرموده بود شبی، دوساعت از شب گذشته به قصد خرید تُرشی از خانه بیرون آمدم و دکان ترشی فروشی نزدیک سور شهر بود( سابقا شهر حصار و دروازه داشته و دروازه آن متصل به بازار بزرگ و بازار بزرگ متصل به درب صحن مقدس و درب صحن، محاذی ایوان طلا و درب رواق بوده است به طوری که اگر تمام درها باز بود، شخص از دروازه، ضریح مطهر را می دید) و شیخ مزبور هنگام عبور می شنود عده ای پشت دروازه در را می کوبند و می گویند: یا عَلی! اَنْتَ فُکَّ اْلبابَ ؛ یعنی یاعلی! خودت در را باز کن و مأمورین به آنها اعتنایی نمی کنند، چون اول شب که در را می بستند تا صبح باز کردنش ممنوع بود. آقای شیخ می رود ترشی می خرد و برمی گردد چون به دروازه می رسد این دفعه عده زُوّاری که پشت در بودند شدیدتر ناله کرده و عرض می کنند یا علی! در را باز کن و پاها را سخت به زمین می کوبند. آقای شیخ پشت خود را به دیوار می زند که از طرف راست چشمش به سمت مرقد مبارک و از طرف چپ دروازه را می بیند، ناگاه می بیند از طرف قبر مبارک، نوری به اندازه نارنج آبی رنگ خارج شد و دارای دو حرکت بود، یکی به دور خود و دیگری رو به صحن و بازار بزرگ و با کمال آرامی می آید. آقای شیخ نیز کاملا چشم به آن دوخته است با نهایت آرامش از جلو روی شیخ می گذرد و به دروازه می خورد ناگاه در و چهارچوب آن از دیوار کنده می شود و بر زمین می افتد. عرب‌ها با نهایت مسرت و بهجت، به شهر وارد می شوند. داستان ششم و هفتم و هشتم را غالب نجفی ها خصوصا اهل علم باخبرند و هنوز بعضی از رجال علم که مرحوم محمد حسین را دیده و این مطالب را بلاواسطه از او شنیده اند، در قید حیاتند و اگر اسامی نقل کنندگان را ثبت کنیم طولانی می شود و لزومی هم ندارد. 🌐 @Mabaheeth