eitaa logo
مباحث
1.9هزار دنبال‌کننده
46.7هزار عکس
45.4هزار ویدیو
2.1هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
| ۱۱۹ 🏷️ دنیای فریبنده ┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄ ❁• وَ قَالَ عليه‌السلام مَثَلُ اَلدُّنْيَا كَمَثَلِ اَلْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ اَلسُّمُّ اَلنَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا يَهْوِي إِلَيْهَا اَلْغِرُّ اَلْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اَللُّبِّ اَلْعَاقِلُ ┅───────────────┅ ☜ و درود خدا بر او، فرمود: دنياى حرام چون مار سمّى است، پوست آن نرم ولى سمّ‌ كشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مى‌گرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند. ─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─ ♻️ ترجمه فیض‌الاسلام: امام عليه السّلام (در بارۀ دنيا) فرموده است: داستان دنيا چون داستان مار است كه دست بر آن بكشى نرم و در اندرونش زهر كشنده است، خوردۀ نادان بطرف آن مى‌رود و خردمند پايان بين از آن دورى مى‌گزيند. 🇯‌ 🇴‌ 🇮‌ 🇳
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 امام عليه السلام در اين گفتار پربار خود تشبيه ديگرى براى دنياى فريبنده بيان كرده و به همگان داده است، مى‌فرمايد: «دنيا مانند مار (خوش و خط و خال) است كه به هنگام لمس كردن نرم به نظر مى‌رسد در حالى كه سم كشنده در درون آن است (به همين دليل) مغرورِ نادان به سوى آن مى‌رود و خردمند عاقل از آن حذر مى‌كند»؛ (مَثَلُ‌ الدُّنْيَا كَمَثَلِ‌ الْحَيَّةِ‌ لَيِّنٌ‌ مَسُّهَا، وَ السَّمُّ‌ النَّاقِعُ‌ فِي جَوْفِهَا، يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ‌، وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ‌ الْعَاقِلُ‌) طبيعت دنيا داراى اين دو ويژگى ظاهرى فريبنده و باطنى خطرناك است؛ كاخ‌ها، زر و زيورها، لباس‌ها، غذاهاى رنگارنگ و عيش و نوش‌ها مظاهر جذّاب دنياست؛ ولى در درون، ، بى‌خبرى از خدا، آلوده شدن به انواع گناهان را براى به دست آوردن يا حفظ آن با خود دارد. روى اين جهت امام عليه السلام در عبارات مختلفش با ذكر مثال‌هاى متعدد، تناقض اين ظاهر و باطن را آشكار ساخته و هشدار داده است. در ذيل نامۀ 68 كه امام عليه السلام پيش از دوران خلافت ظاهرى‌اش به قدس سره نگاشته، همين مَثَل را با كمى تفاوت بيان فرموده است. ما تشبيهاتى براى دنيا از آيات قرآن و روايات اسلامى جمع‌آورى كرديم كه به هجده تشبيه بالغ مى‌شد و نشان داديم كه چگونه خداى متعال در قرآن و سپس پيشوايان معصوم در احاديث خود براى بيدار كردن غافلانِ‌ بى‌خبر، از مثال‌هاى حسى مختلف بهره گرفته‌اند. تعدد و تكثر اين امثله به خوبى نشان مى‌دهد كه تا چه اندازه اين مسئله داراى اهميت است. در مثال مورد نظر تضاد ظاهر و باطن دنيا با تمثيل به مـ🐍ـــار نشان داده شده كه به هنگام لمس آن بسيار نرم و ملايم به نظر مى‌رسد و انسانِ‌ بى‌خبر از لمس آن لذت مى‌برد در حالى كه اگر يك لحظه غافل شود سم «ناقع» (سم قاتل و جان‌گدازى) كه در درون اين حيوان خطرناك است از طريق نيش آن به بدن انسان منتقل مى‌شود.
58 - رؤیای صادقانه مرحوم حاج معتمد نقل کرد روزی برای مجلس روضه در تکیه شاه داعی اللّه دعوت داشتم و چون در اثر برف و باران جاده ها گل بود از وسط قبرستان دارالسلام شیراز عبور کردم و پس از تمام شدن مجلس از همان راه برگشتم. شب در خواب مرحوم آقا سید میرزا مشهور به سلطان فرزند مرحوم آقای حاج سید علی اکبر فال اسیری را دیدم، به من گفت معتمد امروز از پهلوی خانه ما عبور کردی و دیدی خراب شده آن را درست نکردی ؟! چون بیدار شدم اصلا خبر نداشتم که قبر آن مرحوم در کدام قبرستان است ، همان روز نزد شیخ حسن که امر قبرستان با او بود آمدم و سراغ قبر آقا سید میرزا را گرفتم که آیا در این قبرستان است؟ گفت بلی و همراه من آمد و نشانم داد . دیدم در مسیر دیروز من بود و به واسطه برف و باران فرورفته و خراب شده است . پس مقداری پول به شیخ حسن دادم که قبر را مرمت نماید. از این چند داستان و هزاران مانند آن به خوبی دانسته می شود که انسان پس از مرگ نیست نمی شود هرچند بدنش در خاک پوسیده و خاک شده باشد لکن روحش در عالم برزخ باقیست و از گزارشات این عالم باخبر است و به این مطلب در قرآن مجید و روایات تصریح شده است.¹ در جلد سوم بحارالانوار (صفحه 141) مرویست که رسول خدا صلی الله علیه وآله به کشته های مشرکین در جنگ بدر خطاب فرمود که :( بد همسایگانی برای رسول خدا صلی الله علیه وآله بودید، از خانه اش بیرونش کردید؛ پس از آن با هم جمع شُدید و با او جنگیدید، هرآینه آنچه را که خدا بحق مرا وعده داده بود یافتید ؛ یعنی هلاکت در دنیا و معذب بودن پس از ) . عمر بن الخطاب به آن حضرت گفت : چگونه با مردگان و هلاک شدگان سخن می گویی ( یعنی آنها که نمی شنوند ) حضرت فرمود : ( ( ساکت باش ای پسر خطاب ! به خدا قسم که تو از ایشان شنواتر نیستی و نیست فاصله بین آنها و معذب شدنشان به دست ملائکه عذاب جز اینکه من از آنها رو برگردانم ) ) . و نیز روایت کرده که در جنگ جمل پس از تمام شدن جنگ و فتح حضرت علیه السلام آن حضرت در بین کشته ها عبور می فرمود تا به کشته کعب بن سور رسید و او از طرف عمر و عثمان قاضی بصره بود و با فرزندان و بستگانش به جنگ امیرالمؤمنین آمدند و تماما کشته شدند ، پس حضرت فرمود او را نشاندند و فرمود :( ای کعب ! من به آنچه خداوند بحق مرا وعده کرده بود رسیدم ( یعنی فتح و ظفر بر اعدا ) آیا تو هم به آنچه خداوند به حق تو را وعده داده بود رسیدی ؟ یعنی هلاکت دنیا و عذاب آخرت ). و فرمود او را خوابانیدند ، قدری رفت تا به کشته ( طلحه ) رسید ، فرمود او را نشاندند و همان جمله را به او فرمود یکی از اصحاب گفت صحبت کردن شما با دو کشته ای که دیگر چیزی نمی شنوند چیست ؟ فرمود :( به خدا سوگند کلام مرا شنیدند چنانچه کشته های مشرکین بدر کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدند). ------------------------------------------- 1- (اَحْیاءٌ عِنَدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ - وَ مِنْ وَرائِهمْ بَرْزَخٌ اِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ) (سوره مؤمنون ، آیه 100).
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
27.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 شرح حدیثی از (علیه‌السّلام) توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدّظله العالی 🔺 این روایت از حضرت موسی‌بن‌جعفر علیهماالسلام است، توصیه میفرمایند به «جدّیّت»؛ جدّیّت یعنی تلاشِ تام و تمام. 🔺 هیچ وقت گمان نکن ما دیگر آن وظیفه‌ی لازم را در قِبال پروردگار انجام داده‌ایم؛ ما همیشه در مقابل خدای متعال، دچار تقصیر و کوتاهی هستیم. 🗓️ ۱۳۹۷/۰۷/۱۵ 📥 سایر کیفیتها: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=45436
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
| ۱۲۰ 🏷️ روانشناسى قبائل قريش ┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄ ❁• وَ سُئِلَ عليه‌السلام عَنْ قُرَيْشٍ فَقَالَ أَمَّا بَنُو مَخْزُومٍ فَرَيْحَانَةُ قُرَيْشٍ نُحِبُّ حَدِيثَ رِجَالِهِمْ وَ اَلنِّكَاحَ فِي نِسَائِهِمْ وَ أَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً وَ أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا وَ أَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِي أَيْدِينَا وَ أَسْمَحُ عِنْدَ اَلْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا وَ هُمْ أَكْثَرُ وَ أَمْكَرُ وَ أَنْكَرُ وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ ┅───────────────┅ ☜ و درود خدا بر او، فرمود: (از قريش پرسيدند) امّا بنى مخزوم، گل خوشبوى قريشند، و كه شنيدن سخن مردانشان، و ازدواج با زنانشان را دوست داريم، امّا بنى عبد شمس دورانديش‌تر، و در حمايت مال و فرزندان توانمندترند كه به همين جهت بد انديش‌تر و بخيل‌تر مى‌باشند. و امّا ما (بنى هاشم) آنچه را در دست داريم بخشنده‌تر، و براى جانبازى در راه دين سخاوتمندريم. آنها شمارشان بيشتر؛ امّا فريبكارتر و زشت روى‌ترند، و ما گوياتر و خيرخواه‌تر و خوش‌روى تريم. 🇯‌ 🇴‌ 🇮‌ 🇳
─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─ ♻️ ترجمه فیض‌الاسلام: از امام عليه السّلام از (اوصاف) قريش پرسيدند فرمود: امّا بنى مخزوم (طايفه‌اى از قريش) گل خوشبوى قريش هستند (زيرا مردانشان زيرك و زنانشان آراسته‌اند) سخنان مردانشان (بجهت شيرين زبانى) و زناشويى با زنانشان را (بر اثر آراستگى) دوست مى‌دارى و امّا بنى عبد شمس (طايفۀ ديگر از قريش) دوربين‌ترينِ قريش مى‌باشند از رأى و انديشه و جلوگيرنده ترين آنانند چيزيرا كه پشت سر ايشان است (در پيشآمدها يگانه‌اند) و امّا ما (بنى هاشم، طايفۀ ديگر از قريش) بخشنده‌تريم آنچه را (دارائى) كه در دست مان است، و جوانمردتريم به جا ندادن هنگام (در ميدان جنگ از كشته شدن باك نداريم) و ايشان (بنى عبد شمس كه بنى اميّه از آنها هستند از روى شمار) بيشترند، و (در آميزش) بسيار فريبنده و زشت رو مى‌باشند، و ما (در گفتار) فصيحتر (رساتر) و نيك‌خواه‌تر و (در معاشرت) خوشروتر هستيم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 اين كلام حكيمانه در كسى بيان شد كه از امام عليه السلام دربارۀ ويژگى‌هاى قبايل قريش سؤال كرد. امام عليه السلام نيز به سه قبيلۀ معروف آنها («بنو مخزوم»، «بنو عبد شمس» و «بنو هاشم») اشاره كرد و ويژگى‌هاى روحى و جسمى آنها را بر شمرد و در واقع به عنوان يك روان‌شناس ماهر در عبارات كوتاهى سجاياى آنها را بررسى كرد»؛ (وَ سُئِلَ‌ عليه السلام عَنْ‌ قُرَيْشٍ‌) . نخست در پاسخ اين سؤال - سؤال دربارۀ طايفۀ قريش - از قبيلۀ «بنى‌مخزوم» سخن مى‌گويد و مى‌فرمايد: «اما بنى مخزوم گل‌هاى قبيلۀ قريش‌اند كه ما دوست داريم با مردانشان هم سخن شويم و با زنانشان كنيم»؛ (فَقَالَ‌ أَمَّا بَنُو مَخْزُومٍ‌ فَرَيْحَانَةُ‌ قُرَيْشٍ‌، نُحِبُّ‌ حَدِيثَ‌ رِجَالِهِمْ‌، وَ النِّكَاحَ‌ فِي نِسَائِهِمْ‌). «مخزوم» جد اين قبيله فرزند «يقظة بن مرة» بود و اين طايفه به پاكيزگى و برخورد خوب و حُسن معاشرت معروف بودند. امام عليه السلام نيز همين اوصافشان را ستود نه اوصاف معنوى و اخلاقى ديگر را و مى‌دانيم كه «ابو جهل» معروف، «وليد» و دودمان «مغيره» از دشمنان سرسخت از اين قبيله بودند كه شأن نزول بعضى از آيات قرآن مسائل مربوط به آنها را تشكيل مى‌دهد؛ از جمله در شأن نزول آيات «ذَرْنِي وَ مَنْ‌ خَلَقْتُ‌ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ‌ لَهُ‌ مٰالاً مَمْدُوداً ...» گفته‌اند كه اين آيات دربارۀ «وليد بن مغيره» ى معروف است كه تصميم داشت با قرآن معارضه كند. و آيۀ شريفۀ «ذُقْ‌ إِنَّكَ‌ أَنْتَ‌ اَلْعَزِيزُ اَلْكَرِيمُ‌» دربارۀ «ابو جهل» نازل شده كه مذمت شديدى در اين آيات از هر دو به چشم مى‌خورد. سپس امام عليه السلام به سراغ معرفى طايفۀ «بنى عبد شمس» مى‌رود كه «ابو سفيان»، «معاويه» و «بنى‌اميه» از اين قبيله‌اند، مى‌فرمايد: «اما طائفۀ بنى عبد شمس از همه بدانديش‌تر و بخيل‌ترند»؛ (وَ أَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ‌ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً، وَ أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ‌ ظُهُورِهَا). جملۀ «أَبْعَدُهَا رَأْياً» و «أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ‌ ظُهُورِهَا» گاه به شكل مدح تفسير شده به اين گونه كه آنها داراى افكارى عميق و دورنگرند و نسبت به آنچه در اختيار دارند شجاعانه دفاع مى‌كنند و گاه به صورت دو وصف مذموم تفسير شده و جملۀ «أَبْعَدُهَا رَأْياً» يعنى دورترين قبايل قريش از حقّند و «أَبْعَدُهَا رَأْياً» و «أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ‌ ظُهُورِهَا» به اين معنا تفسير شده كه آنها بخيل‌ترين افرادند نسبت به چيزهايى كه در اختيار دارند‌. آن‌گاه امام عليه السلام از بنى هاشم ياد كرده، مى‌فرمايد: «اما ما (طايفۀ بنى‌هاشم) از همۀ آنها به آنچه در دست داريم بخشنده‌تر و به هنگام بذل جان از همه سخاوتمندتريم، آنها بيشتر و مكرشان فزون‌تر و زشت‌ترند و ما فصيح‌تر و دلسوزتر و زيباتريم»؛ (وَ أَمَّا نَحْنُ‌ فَأَبْذَلُ‌ لِمَا فِي أَيْدِينَا، وَ أَسْمَحُ‌ عِنْدَ الْمَوْتِ‌ بِنُفُوسِنَا، وَ هُمْ‌ أَكْثَرُ وَ أَمْكَرُ وَ أَنْكَرُ، وَ نَحْنُ‌ أَفْصَحُ‌ وَ أَنْصَحُ‌ وَ أَصْبَحُ‌) . فصاحت بنى‌هاشم نمونۀ بارز آن در صلی الله علیه و آله و اميرمؤمنان عليهما السلام و خطبه‌هاى و نامه‌ها و كلمات قصار آن كاملاً نمودار است. عليه السلام و دعاهاى نيز نمونه‌هاى ديگرى از اين فصاحت بى‌بديل است. خيرخواهى آنها درباره اسلام تا آنجا بود كه تا پاى جان ايستادند و همه چيز را براى حفظ اسلام در صحنه‌هايى همچون و غير آن فدا كردند. زيبايى صورت آنها در تواريخ كاملاً منعكس است. بذل و بخشش آنان در زندگى اميرمؤمنان علیه السلام كه هزار برده را با دسترنج خود آزاد كرد و در ركوع نماز، انگشتر گران‌قيمتى را به سائل داد و آيه در مدح او نازل شد و در زندگى بانوى اسلام فاطمۀ زهرا عليها السلام كه پيراهن شب زفافش را به سائل تقديم كرد و در زندگى عليه السلام كه در طول خود چند بار تمام اموالش را ميان خود و نيازمندان تنصيف نمود و همچنين در زندگى عليه السلام كه بخشى از اموال خود را به دست يكى از شيعيان سپرده بود تا اگر اختلافى در ميان شيعيان در باره مسائل مالى ببيند مبلغ مورد اختلاف را از اموال او بپردازد و ميان آنها صلح و صفا برقرار سازد معروف است. كوتاه سخن اين‌كه تاريخ اسلام كه به دست دوست و دشمن نوشته شده شاهد گوياى سخنان فشرده و پرمعنايى است كه امام عليه السلام در اين كلام حكمت‌آميز خود بيان فرموده است.