#مطالعه
#داستانهای_شگفت
#شهید_دستغیب
146 - حساب تومانی شش ماهی
آخوند ملا محمد قندهاری از خوبان علمای قندهار، شب زنده دار متقی، عالم با عمل بود. رفیق خود، آقای سید میر ابراهیم را که آخوند مکتبی شاگرد دار بود و مرحوم شده بود خواب دید از اینقرار: از قلعه قندهار بیرون شده بین هوا سیدحیدر نام سید لاابالی بیسواد بالای اسب نورسوار جولان میدهد بین جو هوا ملامحمد صدا میزند آقای سید میرحیدر سلام علیکم میگوید علیکم السلام. آقا عجب اسبی سوار هستی؟ اسبی که به هوا جولان داده میشود! گفت بلی جدم علی علیه السلام به مجردی که از دنیا رفتن برایم این اسب را فرستاد.
بیاد آخوند ملا میرابراهیم می افتد- سؤال کرد تا سید میرحیدر رفتیم آخوند میرابراهیم از دنیا رفته او در کجا است سیدحیدر ناخن خود را به دندان میگیرد میگوید سید میرابراهیم حبس است میپرسد چرا حبس است گوید نمی دانم. میپرسد کجا حبس است گوید همین جا. اشاره میکند نظر میکند میبیند قصری است، زیر آن طاقی است طولانی و چند نفر سفیدپوش ولی خوشرو ایستاده اند مثل محافظ. سید حیدری آنجا به جولان مشغول است ولی در عالم رؤیا آخوند محمد می آید پیش همین مأمورین - می گوید رفیقی داشتم بنام سید میرابراهیم، گردن کج میکند یعنی ممکن است بروم ملاقاتش؟ - اجازه اش میدهند. دالانی طولانی میبیند. در انتهای آن سید میرابراهیم را میبیند که تکیه داده به دیوار روی خود گرفته مغموم می باشد - صدا میزند سید ابراهیم چه حال داری میگوید محبوسم. میپرسد چرا حبس؟ گوید جد بزرگوارم امیر المؤمنین علیه السلام مرا حبس کرده است و از من حساب تومانی شش شاهی را میخواهد.
ملا محمد در حالی که سید میرابراهیم رفیقش در حیات بود با هم مزاح داشتند بازوی سید ابراهیم را میگیرد که حرکت کن تو در دنیا مرض اعصاب هم داشتی حالا هم خیالاتی شده کو زندان کو حبس کو زنجیر و متسحفظین غلاظ و شداد؟!
دست خود را به بازویش میگیرد که برخیز تا برویم میگوید این کار را نکن از اینجا نمیگذارند بیرون بیایم آخوند اعتنائی نمیکند وقتی که میخواهد او را حرکت دهد سنگی را میبیند مدور از دهن همان دالان به شدت تیر شهاب می آید از نزدیک گوش میرمحمد می گذرد ولی به گوشش نمیخورد بعد ابراهیم گوید دیدی این مستحفظین غیر از دنیا هستند - هر چند ظاهرشان رحمت است ولی در باطن مظهر غضب و قهر خدایند.
بار دیگر او را نیز بلند میکند که این حرف ها چیست برخیز تا برویم، ناگهان از همان سنگ به سرعت به سمت او آمده اینبار قدری به گوش او میخورد.
بالای بام نزد اهل خود خوابیده به اندازه دو ذرع از جای خود بلند می شود و نزدیک لب بام می افتد ولی از بام فرو نمی افتد. از صدای عظیمی که بواسطه ناله میرمحمد و بلند شدن و افتادن او بلند می شود خانواده اش بیدار میشوند بالین او می آیند منظره عجیبی مشاهده میکنند می بینند ملا محمد مرده است.
دماغش تیر کشیده لبهایش بطور مرده شده و نبضش از کار افتاده است.
همسایه ها اطلاع پیدا کردند آخوند ملامحمد را از لب بام آوردند رو به قبله خواباندند گفتند دیگر کارش تمام است مرده است، از خانه های خود دیگ آوردند (مرسوم چنین بود که چون در تقیه است در خانه های خود شیعیان مرده های خود را غسل می دادند) غسال را طلب میکنند و برایش گریه و زاری می نمایند چون ملا محمد آخوند با اخلاقی بود همه اطرافیان از مرگ او ناراحت میشوند.
بعد از آن ناگهان حرکتی برای ملامحمد پیدا میشود. کمکم گرمی در او پیدا میشود نبضش کم کم میزند. خوشحال می شوند که آخوند زنده است، چشم خود را باز میکند اطراف خود را مشاهده می نماید آب طلب میکند.
حالش خوب میشود و خواب خودش را هم نقل مینماید آنوقت متحیر میماند که حساب تومان شش شاهی چیست. آخوند هرقدر فکر میکند به خاطرش نمی آید، آن وقت متوسل میشود؛ بلکه به این وسیله از این راز سر در بیاورد. نماز شبش را میخواند و توسل پیدا میکند پروردگارا معنی تومان شش شاهی را به من بفهمان. ناگهان بقلبش میگذرد که چون سید میرابراهیم آخوند مکتبی بوده و از پول زکوه تومانی شش شاهی نزد او بوده و چون سید بوده برای او جایز نبوده است آنرا مصرف نماید(حالا یا اشتباهاً مصرف کرده یا خیال میکرده اضطرار است در حالیکه آن اضطراری که موجب خوردن آن شود نبوده است).
برای رضای خدا و رعایت حق رفاقت آن سید مرحوم مقداری که گمان میکرده است بدهکار است از طرف او به فقرا می پردازد طولی نمی کشد که مجدداً خواب می بینند همان سید حیدر را با همان وضعیت که سوار بر اسب است و در میان هوا جولان میدهد از او احوال میر ابراهیم را می پرسد، میگوید از طرف جدم علی علیه السلام آزاد شده و به او خلعت داده است. میخواهی او را ببینی، میگوید آری طولی نمیکشد که با هم میروند جائی با روح و صفا و سید ابراهیم را میبیند در قصر مجللی در نهایت سرور و خوشی است به او دعای خیر می کند که او را از بند رهانیده است.
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حـــاجی صدامو داری ... 😭
🔘 به وقت دلتنــگی ، به وقت حاج قـــاسم
#امام_زمان علیه السلام
#لبیک_یا_خامنه_ای
#ایران
@basijbalal313
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
🌐 @Mabaheeth
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤔 #امنیت یعنی چه؟
رهبر انقلاب در دیدار أخیر: امنیّت زیرساخت همهی ابعاد زندگی یک جامعه است، یک زیرساخت عمومی است؛ از مسائل شخصی بگیرید، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل عمومی، تا مسائل خارجی...
#لبیک_یا_خامنه_ای
#ایران
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیتالله میرباقری در برنامه جهان آرا:
به زودی همه تبلیغات علیه جمهوری اسلامی به ابزار اثبات قدرت ما تبدیل خواهد شد.
💫 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة ...
#لبیک_یا_خامنه_ای
#حجاب
#ایران
@jahad_14
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدقه چرخاندن #مادر_شهید در شب اغتشاشات دور سر مأموران ناجا و بسیجیها در چهارراه حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و میدان انقلاب و قوت قلب گرفتن بسیج و نیروی انتظامی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#ایران
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادعای کریمی قدوسی: میخواستند مهدی هاشمی را در اوین بُکُشند!
🔹عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: حدود ۵۰ میلیارد تومان خسارت به بند ۷ اوین وارد شده است.
🔹 دستگاههای امنیتی از قبل به مراکز مهمی که احتمال ایجاد التهاب و آشوب در آنها وجود داشت، دستورالعمل دادند و در زندان اوین هم یگان امنیتی کاملاً در آمادگی بود
🔹 در این حادثه فردی با چاقو خود را به بند مهدی هاشمی رفسنجانی میرساند و در صددکشتن او برمیآید؛ اما مهدی هاشمی از دو روز قبل به درخواست خود از آن بند جابهجا شده بود!
#لبیک_یا_خامنه_ای
#حجاب | #ایران