─┅•═༅𖣔 ﷽ 𖣔༅═•┅─
♻️ ترجمه فیضالاسلام: امام عليه السّلام (دربارۀ حكمتهاى بعض احكام شرعيّه) فرموده است:
(۱) خداوند واجب گردانيد ايمان را بجهت پاك كردن (دلهاى بندگانش) از شرك
(۲) و واجب گردانيد نماز را بجهت منزّه بودن از كبر و سركشى
(۳) و واجب نمود زكوة را براى وسيله بودن روزى (فقراء)
(۴) و روزه را براى آزمايش اخلاص مردم،(۵) و حجّ (به مكّه رفتن) را براى قوّت يافتن دين (چون بر اثر گرد آمدن طوائف مختلفه عظمت و بزرگى اسلام آشكار مىگردد)
(۶) و جهاد را براى ارجمندى اسلام (و شكست دادن كفّار)
(۷) و امر بمعروف (فرمان دادن بكار پسنديده) را براى اصلاح عوامّ (و سوق دادن آنان براه سعادت و نيكبختى)
(۸) و نهى از منكر (باز داشتن از كار ناشايسته) را براى جلوگيرى (معاصى و گناهان) از كم خردان،
(۹) و صلۀ رحم (پيوند به خويشان) را براى زياده شدن عدد (ايشان، چون در پيوند خويشان با هم عدد انصار و ياورانشان بسيار گردد)
(۱۰) و قصاص (كشتن كشنده يا زخم زدن زخم زننده) را براى محفوظ بودن خونها،
(۱۱) و برپا داشتن حدود (انجام دادن كيفرهايى كه مثلا براى مىگسار و روزهخوار و زناكار مقرّر گشته) را براى اهميّت دادن بحرامها و نهى شدهها،
(۱۲) و نياشاميدن شراب را براى محفوظ داشتن خرد (از فساد و بدى)
(۱۳) و دورى از دزدى را براى بكار داشتن پاكدامنى (از دست درازى بمال مردم)
(۱۴) و زنا نكردن را براى درست ماندن نسب و خويشى (چون زنا نسب را مشتبه سازد و باعث اختلال نظام عالم شود)
(۱۵) و ترك لواط را براى بسيار شدن نسل و فرزندان،(۱۶) و شهادتها را براى كمك خواستن بر انكار شدهها (تا بر اثر انكار حقوق كسى پايمال نشود)(۱۷) و دروغ نگفتن را براى نمايان ساختن بزرگى راستى (كه آسايش مردم وابستۀ به آنست)(۱۸) و سلام و درود (بر يكديگر) را براى ايمنى و آسودگى از جاهاى ترس (چون مراد از سلام عليكم آنست كه بين من و شما زد و خوردى نيست بلكه صلح و آشتى است)(۱۹) و امامت و پيشوايى را براى نظم و آرامش (كارهاى) مردم (زيرا امام و پيشواى توانا ستمگر را از ستمگرى باز داشته و حقّ مظلوم و ستمكشيده را بستاند و كارها نظم و آرامش گيرد)
🇯 🇴 🇮 🇳
📖 امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانۀ مبسوط اشاره به فلسفههاى بخش مهمى از #احكام اسلامى كرده است كه در بيست بخش خلاصه مىشود.
#نهج_البلاغه_میخوانم
#مطالعه
╭───
│ 🌐 @Mabaheeth
╰──────────
1. نخست مىفرمايد: «خدا ايمان را براى تطهير دل از شرك واجب كرده است»؛ (فَرَضَ اللّٰهُ الْإِيمانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ)
اشاره به اينكه #ايمان به يگانگى خداوند، انسان را از آلودگى به شرك و بتپرستى نجات مىدهد، همانآلودگى بسيار بدى كه همۀ انبيا براى تطهير آن بهپا خاستهاند و نخستين دعوت آنها دعوت به توحيد بود.
❤️ اگر قلب انسان فقط جايگاه ايمان به خدا باشد همه چيز را براى او مىخواهد و همواره در طريق اطاعت فرمان او گام برمىدارد، از هرگونه دوگانگى و چندگانگى رهايى مىيابد، هدفى واحد، معبودى واحد و برنامۀ واحدى خواهد داشت.
در حالى كه وقتى آلودۀ شرك مىشود معبودهاى متعدد، برنامههاى مختلف و اهداف پراكنده پيدا مىكند
2. «خدا نماز را براى پاك شدن از كبر و غرور واجب كرده است»؛ (وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ)
#نماز، آثار و بركات فراوانى دارد كه يكى از آنها پاك شدن از كبر و غرور است؛ زيرا به هنگام نماز، انسان همچون عبد ذليل در برابر خداوند جليل مىايستد، سپس تعظيم مىكند و به خاك مىافتد و پيشانى را بر درگاه او به خاك مىسايد و اين عمل را چند بار تكرار مىكند.
به يقين اين برنامۀ نورانى، كبر و غرور او را درهم مىشكند، همان چيزى كه انسان را به طغيان وا مىدارد و آلودۀ انواع گناهان مىكند، چراكه سرچشمۀ انواع معاصى همين مسئلۀ تكبر است.
👿 در حالات ابليس نيز خواندهايم كه كبر و غرور او مانع از سجده بر آدم (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) در پيشگاه خدا شد، سجدهاى كه اگر انجام مىداد كبر و غرور او در هم مىشكست و هرگز گرفتار آن عاقبت بسيار شوم نمىشد.
اصولاً آنچه دربارۀ نماز در قرآن مجيد آمده است كه نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مىدارد: «إِنَّ اَلصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ اَلْفَحْشٰاءِ وَ اَلْمُنْكَرِ» يكى از دلائلش همين است.
هنگامى كه كبر و غرور كنار برود انسان تسليم فرمان خدا مىشود و از معاصى چشم مىپوشد.
3. «خداوند زكات را سبب روزى قرار داد»؛
(وَ الزَّكاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ)
اين عبارت دو تفسير دارد: نخست اينكه پرداختن زكات، روزىِ فقرا را تضمين مىكند؛ زيرا در حديث آمده كه اگر مردم #زكات اموالشان را بدهند، فقيرى در سراسر جهان اسلام پيدا نخواهد شد. همانگونه كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتَاجاً»
تفسير ديگر اينكه پرداختن زكات سبب مىشود خداوند روزى را بر زكات دهنده فراوان كند و اموال او را از خطراتِ تجاوز گرسنگان حفظ نمايد.
و جمع ميان اين دو تفسير در جملۀ بالا بعيد نيست، همانگونه كه در حديثى از امام على بن موسىالرضا عليه السلام نيز آمده است كه مىفرمايد: «أَنَّ عِلَّةَ الزَّكَاةِ مِنْ أَجْلِ قُوتِ الْفُقَرَاءِ وَتَحْصِينِ أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاء؛ علت تشريع زكات تأمين قوت فقرا و حفظ اموال اغنياست»
4. «و #روزه را براى اين تشريع كرد كه آزمايشى براى #اخلاص بندگان باشد»؛
(وَ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لاِخْلاَصِ الْخَلْقِ)
تمام عبادات، مشروط به اخلاص و به يك معنا از اسباب خلوص نيت است؛ ولى از آنجا كه روزه عبادتى است كه در ظاهر آشكار نيست، تأثير بسيار عميقترى در آزمودن اخلاص مردم دارد و به تعبير ديگر، تنها خدا از آن آگاه است و تا روزهدار چيزى نگويد كسى از روزۀ او باخبر نمىشود و اين در واقع يك مرحلۀ عالى از تقواست و به همين سبب در قرآن مجيد تشريع روزه براى نيل به #تقوا ذكر شده است.
5. «و حج را براى تقويت دين قرار داد»؛ (وَ الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدِّينِ)
🕋 بدون شك در موسم حج، مسلمانانِ پاكدلى از سراسر دنيا و جهان اسلام به سوى مركز توحيد مىآيند و يكصدا لبيك مىگويند و اطراف خانۀ خدا طواف مىكنند و با هم نماز مىگزارند و با هم به منا و مشعر و عرفات مىروند و شيطان را سنگسار مىكنند.
از اخبار و حالات يكديگر باخبر مىشوند و روابط دوستى در ميان آنها عميقتر مىگردد و براى حل مشكلات يكديگر مىانديشند و مجموع اينها سبب تقويت #اسلام مىشود، ازاينرو دشمنان همواره از اين عبادت بزرگ وحشت😱 داشتند و مىكوشيدند بر آن ضربهاى وارد كنند تا هر سال از طريق اين عبادت بزرگ روح تازهاى در كالبد اسلام در آن كانون وحدت دميده نشود، ازاينرو در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ؛ مادامى كه كعبه برپاست اسلام هم برپاست».
💡 در اكثر نسخههاى نهج البلاغه جملۀ بالا با واژۀ «تَقْوِيَةً» ذكر شده در حالى كه در نسخۀ «صبحى صالح» «تَقْرِبَةً» است. گرچه آن هم نامناسب نيست؛ زيرا حج باعث مىشود كه مردم از نظر دين با هم نزديك شوند؛ ولى به يقين تعبير اوّل مناسبتر و مأنوستر است، زيرا واژۀ «تَقْرِبَةً» در كمتر حديث يا عبارتى به چشم مىخورد.
6. «و جهاد را براى عزت و سربلندى اسلام (و مسلمانان) قرار داد»؛ (وَ الْجَهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلاَمِ) دليل آن روشن است؛ اگر مسلمانان در برابر حيلهها و حملات و تهاجمات دشمنان خاموش بنشينند و به جهاد برنخيزند چيزى نمىگذرد كه عظمت آنها پايمال دشمنان مىشود و عزت و سربلندى تبديل به ذلت و سربهزيرى مىگردد.
ازاينرو در خطبۀ معروف جهاد، اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد: «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّل؛ (آگاه باش) #جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را به روى ياران خاصش گشوده، جهاد، #لباس_تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است و مردمى كه از جهاد روىگردان شوند خداوند لباس ذلت بر تن آنها مىپوشاند و بلاها به آنها هجوم مىآورند»
7 و 8. «و امر به معروف را براى اصلاح تودۀ مردم و نهى از منكر را براى باز داشتن بىخردان قرار داد»؛ (وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ)
اين امتياز مهم را قانون اسلام بر بسيارى از قوانين جهان دارد كه همۀ افراد جامعه را در برابر آنچه در جامعه مىگذرد مسئول مىداند. هرگاه كسى از انجام وظيفۀ خود عدول كند، همه به عنوان واجب كفايى مأمورند او را نصيحت كرده و به انجام وظيفه فرا خوانند و هرگاه كسى آشكارا منكرى را انجام دهد و كارى برخلاف موازين اسلامى مرتكب شود، همه مسئولند او را اندرز دهند و از آن كار بازدارند؛ بنابراين، #امر_به_معروف، مصلحتى است براى تودۀ مردم و #نهى_از_منكر سبب پيشگيرى از كار سفيهان است.
قابل توجه است كه در امر به معروف بر عوام تكيه مىكند. اشاره به اينكه خواص، وظايف خود را انجام مىدهند و كمتر نوبت به امر به معروف مىرسد و در مورد نهى از منكر بر سفها تكيه مىكند اشاره به اينكه آدم عاقل و خردمند به دنبال گناه نمىرود و آنها كه با ارتكاب گناه، هم به خود ظلم مىكنند و هم به جامعه، سفيه و كمخردند.
قرآن مجيد هم به اين موضوع اشارهاى دارد و مىفرمايد: «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرٰاهِيمَ إِلاّٰ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ» ؛ چه كسى از آيين ابراهيم، روىگردان خواهد شد به جز افراد نادان و سفيه؟».
دربارۀ اهميت امر به معروف و نهى از منكر و شرايط آن در بحثهاى گذشته مطالب قابل ملاحظهاى آمده است.
9. «و صلۀ رحم را براى افزايش نفوس مقرر داشت»؛ (وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنَْماةً لِلْعَدَدِ)
💡«مَنْمَاة» مصدر ميمى و به معناى نمو كردن است و چون به صورت مفعول لاجله ذكر شده به معناى سببيت نمو است. روشن است هنگامى كه افراد يك فاميل #صلۀ_رحم به جاى آورند و مراقب يكديگر باشند و به همديگر كمك كنند، تلفات در ميان آنها كم خواهد بود و اين سبب كثرت فاميل و در نتيجه كثرت عدد مسلمانان خواهد شد و در برابر دشمنان قدرت و قوت بيشترى پيدا مىكنند.
افزون بر اين، از روايات استفاده مىشود كه صلۀ رحم تأثير معنوى و الهى خاصى در فزونى #عمر و عمران و آبادى شهرها دارد.
در حديثى از امام صادق از پدرانش از رسول خدا عليهم السلام آمده است: «صِلَةُ الرَّحِمِ تَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ تَزِيدُ فِي الْأَعْمَارِ وَ إِنْ كَانَ أَهْلُهَا غَيْرَ أَخْيَارٍ؛ صلۀ رحم خانهها را آباد و عمرها را زياد مىكند، هرچند اهل آن از نيكان نباشند».
در حديث ديگرى از همان حضرت عليه السلام مىخوانيم: «إِنَّ الْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فَجَرَةً وَ لَا يَكُونُونَ بَرَرَةً فَيَصِلُونَ أَرْحَامَهُمْ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ تَطُولُ أَعْمَارُهُمْ فَكَيْفَ إِذَا كَانُوا أَبْرَاراً بَرَرَةً؛ ممكن است جمعيتى فاجر و گنهكار باشند و از نيكان نباشند؛ ولى در عين حال صلۀ رحم به جا آورند؛ در اين صورت اموالشان افزايش پيدا مىكند و عمرشان طولانى مىشود تا چه رسد به اينكه از نيكان و خوبان باشند».
🤔 بعضى از شارحان نهج البلاغه تفسير ديگرى براى اين كلام حكيمانه ذكر كردهاند كه هرگاه انسان صلۀ رحم به جاى آورد، ارحام او اطراف وى را مىگيرند و قوت و قدرت آن شخص كه صلۀ رحم به جاى آورده فزونى مىيابد ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد.