(۵) و شتر پير از كار افتاده و (دست و پا) شكسته و عيب دار (يك چشم و مانند آن) را (بابت زكوة) مگير (ابن ميثم «رحمه اللّه» از قطب الدّين راوندىّ «ابو الحسين سعد ابن هبة اللّه ابن الحسن از بزرگان علماى اماميّه و نويسندۀ كتابهاى بسيار از آن جمله كتاب منهاج البراعة در شرح بر نهج البلاغه كه از اهل راوند «قريهاى بين كاشان و اصفهان» بوده و قبر او در قم جانب شرقىّ حرم حضرت معصومه عليها السّلام مىباشد» نقل نموده كه فرموده: ظاهر فرمايش امام عليه السّلام آنست كه آن حضرت امر مىفرمايد به جدا كردن عيب دار پيش از آنكه آنرا بدو بخش قسمت نمايد) و (چون آنها را بابت زكوة دريافت نمودى) امين قرار مده بر آنها مگر كسيرا كه بدين او اطمينان داشته باشى (باور داشته باشى كه در گفتار و كردار طبق دستور دين رفتار مىنمايد) در حاليكه بمال مسلمانان درستكار باشد تا آنكه آنرا به فرمانروايشان برساند و او بين آنان پخش نمايد و بر آنها نگهدار مگردان مگر درستكار و مهربان كه درشتى نكرده بسختى نراند و نرنجاند و خسته نگرداند،
(۶) پس آنچه نزد تو گرد آيد زود بسوى ما فرست تا آنرا به جائى كه خداوند امر فرموده صرف نماييم و چون آنها را امين تو (براى آوردن نزد ما) گرفت باو سفارش كن كه بين 🐫 شتر و بچّۀ شير خوارهاش جدائى نيندازد، و شيرش را بسيار ندوشد كه به بچّهاش زيان رساند، و با سوارى آنرا خسته و وامانده نسازد، و در دوشيدن و سوارى بين آن و شترهاى ديگر برابر رفتار نمايد (نه آنكه شير يكى را دوشيده همۀ راه را بر يكى سوار شود)
(۷) و بايد آسايشِ خسته را فراهم ساخته آنرا كه پايش سوده و از رفتن ناتوان گرديده به آرامش و آهسته براند و آنها را به بركهها و آبگاههائى ⛲ وارد سازد كه شترها بر آنها مىگذرند، و آنها را از زمين گياه دار به راهها (ى بىگياه) نبرد (تا در طىّ راه چريده در رفتار توانا باشند) و بايد آنها را ساعتها (هر چند ساعت يك بار يا در چراگاهها) راحتى و آسايش دهد (تا آسوده بچرند) و بايد آنها را نزد آبهاى اندك و گياهها مهلت دهد و واگذارد
تا اينكه باذن و فرمان خدا فربه و استخواندار پر مغز نزد ما بيايند نه رنجيده و خسته گرديده تا آنها را بدستور كتاب خدا (قرآن كريم) و روش پيغمبرش صلّى اللّٰه عليه و آله (بين مستحقّين) تقسيم و پخش نماييم،
پس آنچه گذشت براى پاداش تو (از خدا) بسيار شايان و براى هدايت و رستگاريت بسيار زيبنده است، اگر خدا بخواهد.
#نهج_البلاغه_بخوانیم
╭───
│ 🌐 @Mabaheeth
╰──────────
📖 از وصاياى امام عليه السلام است كه آن را براى مأموران جمعآورى #زكات مرقوم مىداشت.
مرحوم شريف رضى مىگويد: ما بخشى از اين نامه را در اينجا آورديم تا معلوم گردد، امام عليه السلام همواره اركان حق را به پا مىداشت و فرمان به عدل مىداد؛ در كارهاى كوچك و بزرگ؛ پر ارزش يا كم ارزش.
🗞️ نامه در يك نگاه
📜 اين وصيّتنامه كه امام عليه السلام همواره به دست عاملان جمع آورى زكات مىداد، مشتمل بر نكات بسيار دقيق و ظريف و حساب شدهاى است كه #ادب اسلامى و نهايت رعايت عدالت را دربارۀ همۀ مسلمين و از آن فراتر حتّى دربارۀ حيوانات نشان مىدهد.
در بخش اوّل اين نامه، به مأموران جمعآورى زكات توصيه مىكند كه با قصد قربت و نيّت خالصانه و تقواى الهى حركت كنند و هرگز به تهديد و تخويف متوسّل نشوند و بيش از حق الهى را از كسى نگيرند.
در بخش دوم به نكات ظريف و دقيقى در مورد نخستين برخورد با مردمى كه زكات در اموال آنهاست، اشاره مىكند كه آميخته با نهايت لطف و محبّت و ادب است.
در بخش سوم چگونگى جدا كردن حق اللّٰه از اموال مردم از طريق قرعه را شرح مىدهد تا هيچ گونه اجحافى به كسى در اين قسمت نشود.
در بخش چهارم دستورات متعدّدى مىدهد دربارۀ خوش رفتارى با چهارپايانى كه به عنوان زكات گرفته مىشوند كه برتر و بالاتر از حقوقى است كه مدعيان حمايت حيوانات اظهار مىكنند.
مرحوم كلينى بعد از آنكه اين نامه را از امام صادق عليه السلام از على عليه السلام نقل مىكند مىافزايد: امام صادق عليه السلام در اينجا گريست و به راوى كه بريد بن معاويه است فرمود: اى بريد به خدا سوگند كه همۀ حرمتها (بعد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله) بر باد رفت و عمل به كتاب اللّٰه و سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله به فراموشى سپرده شد و بعد از شهادت اميرمؤمنان صلى الله عليه و آله، هيچ حقى در ميان مردم برپا داشته نشد.