ترجمه فیضالإسلام :
📜 از عهد و پيمانهاى آن حضرت عليه السّلام است به يكى از كار گردانانش (در پرهيزكارى و مهربانى با رعيّت و اداء حقوق زير دستان و مستمندان) هنگامى كه او را براى جمع آورى زكوة فرستاده:
(۱) كار گردانِ خود را در نهانيها (انديشهها) و كردار پوشيدهاش به پرهيزكارى و ترس از خدا دستور مىدهم جائيكه غير از خدا حاضر و ناظر نيست و بجز او نگهبان و كسيكه كار باو واگذار ميشود نمىباشد.
(۲) و او را امر ميكنم كه در ظاهر، كارى از فرمان خدا بجا نياورد كه در باطن غير آنرا انجام دهد (#منافق و دو رو نباشد) و كسيكه پنهان و آشكار و كردار و گفتارش دو گونه نبود #امانت را اداء كرده (دستور الهىّ را انجام داده) و عبادت و بندگى را با #اخلاص و حقيقت (نه از روى رياء و خود نمائى) بجا آورده است.
(۳) و باو امر نموده دستور مىدهم كه ايشان (رعيّتها و زير دستان) را نرنجاند، و بآنها دروغ نگويد (يا بآنها دروغ نبندد، مانند آنكه بگويد شتر يا درو شدۀ از كشتتان بيش از اين است كه براى گريز از زكوة پنهان كردهايد) و بسبب فرمانروايى بر آنها از روى سركشى از آنان روى برنگرداند (خود را از ايشان بىنياز نداند) زيرا اينان در دين برادر و هم كيشند، و براى آماده كردن و پيدايش حقوق ياوران هستند (ايشان زمين را آب داده كشت مىنمايند و چهارپايان را تربيت و پرستارى ميكنند تا اين اموال گرد ميشود و ما از آنها زكوة دريافت مىنماييم؛ بنا بر اين نبايد ايشان را رنجاند).
(۴) و ترا در اين زكوة بهرۀ ثابت و حقّى آشكارى است، و شريك و انبازهائى دارى از درويشان و ناتوانان نيازمند، و (همانطور كه) ما حقّ ترا تمام مىپردازيم تو (نيز) حقوق ايشان را تمام بپرداز، و اگر چنين نكنى (از حقوقشان بكاهى) در روز رستخيز تو از همۀ مردم بيشتر دشمن خواهى داشت.
(۵) و بدا بحال كسيكه دشمن او نزد خدا درويشان و تهى دستان و دريوزهگران و بينوايان رانده شده، و وام دارانى كه در غير معصيت وام گرفتهاند و مسافرين و رهگذران درماندۀ دور از مال و خانه و اهل بيت باشند!!
(۶) و كسيكه امانت (دستور الهىّ) را خوار دارد، و در خيانت چرا كند (بىباك باشد) و خود و دينش را از آن پاك نسازد در دنيا رسوايى را بخود روا داشته و در آخرت خوارتر و رسواتر است.
(۷) و بزرگترين خيانت و نادرستى خيانت بامّت، و زشتترين دغل، دغل با پيشوايان است (و هر كه در حقوق بينوايان و مستمندان دست درازى كند هم بامّت خيانت كرد و هم بامام و پيشواى خود دغل نموده است) و درود بر آنكه شايستۀ درود است.
╭───
│ 🌐 @Mabaheeth
╰──────────
🗞️ امام عليه السلام در اين نامه، قبل از هر چيز، مخنف بن سليم را از #نفاق و دوگانگىِ ظاهر و باطن بر حذر مىدارد و از بدرفتارى با مردم و خود برتربينى و بىاعتناينهى مىكند و در بخش ديگرى تأكيد مىكند كه تو به عنوان عامل جمعآورى #زكات حقى در آن دارى كه ما به تو مىپردازيم؛ ولى بقيّۀ آن متعلق به نيازمندان امّت است كه بايد به آنها برسد. حضرت در پايان نامه، او را از هر گونه خيانت در اين امانت بر حذر مىدارد و #خيانت به امّت و امام امّت را بدترين خيانت مىشمرد.
📜 امام عليه السلام در بخش اوّل اين نامه سه دستور به كارگزار خود مىدهد و هر كدام از اين دستورات با جملۀ «امره» آغاز مىشود.
نخست دستور به تقواى الهى در نهان و آشكار مىدهد و مىفرمايد: «او را به تقواى الهى در امور پنهانى و اعمال مخفى خود دستور مىدهد در آنجا كه هيچ كَس جز خدا شاهد و گواه نيست و نه احدى غير از او ناظر و حافظ اعمال»؛ (أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّٰهِ فِي سَرَائِرِ أَمْرِهِ وَ خَفِيَّاتِ عَمَلِهِ، حَيْثُ لَا شَهِيدَ غَيْرُهُ، وَ لَا وَكِيلَ دُونَهُ)
شايان توجّه است كه امام عليه السلام در اين جمله بر يكى از مهمترين مصاديق #تقوا انگشت مىگذارد؛ يعنى تقوا در امور پنهانى، اعم از نيّت درون و اعمال برون كه هيچ كَس جز خدا شاهد و گواه آن نيست و اين مهمترين چيزى است كه جز از طريق #ايمان به خدا و اعتقاد به حضور او در همه جا و در هر زمان، حاصل نمىشود.
مشكلاتى كه در جوامع انسانى پيش مىآيد و آسيبهايى كه به مردم مىرسد غالباً مربوط به همين قسمت است؛ تصميماتى به تنهايى گرفته مىشود و كارهايى دور از چشم مردم انجام مىگيرد و در آن منافع عموم فداى منافع نامشروع اشخاص مىگردد. جملۀ « حَيْثُ لَا شَهِيدَ غَيْرُهُ، وَ لَا وَكِيلَ دُونَهُ » به يقين ناظر به افراد عادى است كه در خلوت حضور ندارند؛ ولى فرشتگانى كه مأمور ثبت اعمال انسانند، در هر مكان و هر زمان با او هستند و مراقب اعمال اويند، و از همه بالاتر ذات پاك پروردگار همه جا حضور دارد و چيزى از بندگان بر او مخفى نيست.
📜 سپس به او فرمان دوم را مىدهد و مىفرمايد: «به او امر كرده كه هيچ عملى را از اطاعتهاى خدا آشكارا انجام ندهد كه در پنهانى خلاف آن را انجام مىدهد»؛ (وَ أَمَرَهُ أَلَّا يَعْمَلَ بِشَيْءٍ مِنْ طَاعَةِ اللّٰهِ فِيمَا ظَهَرَ فَيُخَالِفَ إِلَىٰ غَيْرِهِ فِيمَا أَسَرَّ)
يعنى بايد ظاهر و باطن خود را يكى كرد، زيرا اختلاف ظاهر و باطن و خلوت و جلوت مصداق آشكار #نفاق است و مسلمان از نفاق بيگانه است.
سپس امام عليه السلام تعبيرى دارد كه در واقع به منزلۀ دليل براى دستور گذشته است، مىفرمايد: «آن كَس كه پنهان و آشكارش، عمل و سخنش بر خلاف يكديگر نباشد #امانت الهى را ادا كرده و بندگى خالصانه را انجام داده است»؛ (وَ مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلَانِيَتُهُ، وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ، فَقَدْ أَدَّىٰ الْأَمَانَةَ، وَ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ)
مفهوم اين سخن آن است كه آنهايى كه پنهان و آشكارشان متفاوت است و گفتارشان با رفتارشان هماهنگ نيست، خائن و غير مخلصاند و به واقع چنين است. چه خيانتى از اين بدتر كه انسان اعمال نيك رياكارانه در برابر مردم انجام دهد و آن گاه كه به خلوت مىرود كار ديگر كند؛ يا با زبانش وعدههاى نيكى دهد و پاكى و تقوا را بستايد؛ ولى عملش بر ضد آن باشد و مايۀ بىاعتمادى و سلب عقيدۀ مردم گردد. اين كارها از هر كَس كه باشد نازيباست و از دولتمردان اسلام نازيباتر.
امام عليه السلام در اين فرمايش خود در مسألۀ #اخلاص و امانت، روى دو چيز انگشت گذاشتهاند:
✓ يكى هماهنگى خلوت و جلوت
✓ و ديگرى هماهنگى گفتار و كردار
و در واقع اخلاص بر همين دو ركن استوار است و رياكاران هر دو يا يكى از آن دو را از دست مىدهند.
البته رعايت اين اصل بيش از هر كَس در مسئولين اموال بيت المال اهميت دارد كه بايد حفيظ و امين باشند.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: « من خالفت سريرته علانيته فهو منافق كائنا من كان و حيث كان و فى اى ارض كان و على اى رتبة كان ؛ كسى كه باطنش با ظاهرش مخالف باشد او منافق است هر كَس باشد و در هر جا كه باشد و در هر سرزمين و در هر رتبه و مقامى كه باشد»
📜 آن گاه امام عليه السلام در سومين امرش سه دستور به نمايندۀ خود مىدهد و مىفرمايد: «با مردم برخورد بد نداشته باش (و با چهرۀ عبوس با آنها روبهرو نشو) و به آنها بهتان نزن (كه مقدار زكاتشان بيش از آن بوده است كه آنها اظهار داشتهاند) و نسبت به آنها به خاطر اينكه رييس بر آنان هستى، بىاعتنايى نكن چه اينكه آنها برادران دينى تو هستند و ياوران در استخراج حقوق و جمعآورى زكات»؛ (وَ أَمَرَهُ أَلَّا يَجْبَهَهُمْ وَ لَا يَعْضَهَهُمْ، وَ لَا يَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلاً بِالْإِمَارَةِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّهُمُ الْإِخْوَانُ فِي الدِّينِ، وَ الْأَعْوَانُ عَلَىٰ اسْتِخْرَاجِ الْحُقُوقِ)
اينها نكات روانى بسيار مهم در مسألۀ جمعآورى حقوق بيتالمال و به يك معنا در تمام امور مربوط به #مديريت است؛ برخورد خوب با مردم، اعتماد بر آنها و عدم برترىجويى، امورى هستند كه مردم را براى اداى حقوق و انجام وظايف خود تشويق مىكنند و سبب مىشوند بدون نياز به بازرس و مأموران غلاظ و شداد و پرونده و دادگاه به وظايف خود در برابر حكومت يا كسى كه مدير بر آنهاست عمل نمايند.
تجربيات عصر ما نيز صدق اين گفتار و صحت اين بيان را روشن ساخته است.
درست است كه امكان دارد بعضى از اين مسأله سوء استفاده كنند و حقوق بيتالمال را نپردازند؛ ولى به يقين ضايعات اين گونه رفتار بسيار كمتر از بىاعتنايى و برخورد خشن نسبت به آنهاست.
📜 امام عليه السلام به نكتۀ مهمى اشاره مىكند كه مىتواند به منزلۀ دليل براى گفتار سابقش باشد و آن اينكه كارگزار امام عليه السلام، نبايد اين حقيقت را فراموش كند كه او تنها به عنوان عامل جمعآورى زكات، حقّ معينى دارد و گروههاى ديگر از مستحقين زكات با او شريكاند و اگر رعايت حق آنها را نكند سرنوشتش در قيامت بسيار شوم و تاريك خواهد بود، مىفرمايد: «(بدان) براى تو در اين زكات نصيب مشخص و حق معينى است و شريكانى از مستمندان و بينوايان دارى، به يقين ما حق تو را به طور كامل خواهيم داد تو هم بايد حق آنها را به طور كامل بپردازى»؛ (وَ إِنَّ لَكَ فِي هَٰذِهِ الصَّدَقَةِ نَصِيباً مَفْرُوضاً، وَ حَقّاً مَعْلُوماً، وَ شُرَكَاءَ أَهْلَ مَسْكَنَةٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِي فَاقَةٍ وَ إِنَّا مُوَفُّوكَ حَقَّكَ، فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ)
❌ اشاره به اينكه مبادا در مورد زكات كه طبق صريح آيۀ قرآن مجيد مال مشتركى است در ميان هشت گروه، معاملۀ مال اختصاصى و شخصى كنى.
آن گاه به آثار زيانبار تخلف از اين دستور اشاره كرده و مىفرمايد: «اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش از همه دشمن و شاكى دارند»؛ (وَ إِلَّا تَفْعَلْ فَإِنَّكَ مِنْ أَكْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً يَوْمَ الْقِيَامَةِ)
اشاره به اينكه در دادگاه عدل الهى گاه انسان يك يا چند مخالف دارد، شايد بتواند به نحوى رضايت آنها را جلب كند و گاه هزاران هزار شاكى دارد كه جلب رضايت همۀ آنها غير ممكن است و كسانى كه در زكات و اموال #بيت_المال #خيانت كنند از اين گروهاند.
📜 حضرت در ادامه مىفرمايند: «بدا به حال كسى كه در پيشگاه خداوند، فقرا و مساكين و سائلان و كسانى كه از حقشان محروم شدهاند و بدهكارانِ ورشكسته و در راه ماندگان (همگى) خصم و شاكى او باشند»؛ (وَ بُؤْسَىٰ لِمَنْ - خَصْمُهُ عِنْدَ اللّٰهِ - الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ ، وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِيلِ)
واژههاى «فقراء»، «مساكين»، «سائلون» و «مدفوعون» همه اشاره به گروه نيازمندانند؛ با اين تفاوت كه بسيارى از مفسران قرآن مجيد معتقدند كه مسكين از فقير بيچارهتر است گويى شدت فقر او به حدى است كه او را زمينگير كرده است (زيرا «مسكين» از مادۀ «سكون» است). آنها بايد كاملا مورد توجّه باشند و اى بسا به سبب شرم و حيا مطلقا از كسى و حتى از بيت المال درخواست نكنند در حالى كه «سائلون» شرم و حيا را كنار گذاشته و از باب ناچار درخواست كمك مىكنند و «مدفوعون» كسانى هستند كه ممكن است بالقوه غنى و بىنياز باشند؛ يعنى اموال قابل ملاحظهاى دارند؛ اما اموالشان را غاصبان گرفته و آنها را از حقشان محروم ساختهاند و فعلا فقير و نيازمندند.
«غارمون» به معناى بدهكارانى است كه از پرداخت بدهى خود عاجز شدهاند يا بدون تقصير ورشكست گرديدهاند.
بعضى از مفسران نهجالبلاغه، «مدفوعون» را معادل «فى سبيل اللّٰه» كه در مصارف زكات آمده دانستهاند به اعتبار اينكه آنها را به وسيلۀ زكات به كارهاى الهى وادار مىكنند و «سائلون» را معادل فى الرقاب (بردگانى كه در رنج و زحمتند) دانستهاند به اعتبار اينكه تقاضاى آزادى از بردگى را دارند.
به اين ترتيب از مصارف هشت گانۀ زكات شش مصرف در اينجا ذكر شده و يك مصرف كه «عاملون عليها» (كسانى كه فعاليتى براى جمعآورى زكات مىكنند) هستند، قبلا امام عليه السلام به آن اشاره كرده و باقى مىماند هشتمين مصرف كه مؤلفة قلوبهم باشد كه در عبارت امام عليه السلام نيامده شايد به اين دليل كه در آن محيط محل ابتلا نبوده است.
آن گاه امام عليه السلام در ادامۀ اين سخن به استدلال محكمى پرداخته و بدى حال خيانتكاران نسبت به #بيت_المال را اينگونه شرح داده و مىفرمايد: «(اين گونه افراد، خائنان به بيت المالاند) و آن كَس كه امانت را سبك بشمرد و در وادى #خيانت گام بگذارد و خويشتن و دينش را از آن پاك نسازد درهاى ذلت و رسوايى را در دنيا به روى خود گشوده و در سراى آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود»؛ (وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ، وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ، وَ لَمْ يُنَزِّهَ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَىٰ)
اما ذلت و رسوايى در دنيا به سبب آن است كه خيانتهاى گسترده معمولاً پنهان نمىماند و دير يا زود فاش مىشود و صاحب آن رسوا مىگردد و مردم با چشم حقارت به او نگاه مىكنند و در آخرت كه نامههاى افراد به دستشان داده مىشود، و «يوم البروز» و روز آشكار شدن اعمال پنهانى است، پروندۀ آنها در برابر اهل محشر گشوده مىشود و ذلت و رسوايى بزرگ در آنجاست.
شايان توجّه اينكه امام عليه السلام تنها تعبير به خيانت در امانت نمىكند، بلكه سبك شمردن امانت را هم به عنوان «استهان بالامانة» عيب بزرگى مىشمرد و اين به خاطر اهميت فوق العادۀ #امانت است.
آن گاه امام عليه السلام در پايان اين نامه به نكتۀ ديگرى اشاره مىفرمايد كه #خيانت گاه دربارۀ يك شخص است و گاه دربارۀ يك امّت و به يقين خيانت دربارۀ يك امّت بسيار زشتتر است و خطرناكتر است.
مىفرمايد: «(و بدان) به يقين بزرگترين خيانت، خيانت به امّت است و رسواترين غش و تقلب، غش و تقلب به پيشوايان اسلام است و السلام»؛ (وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ، وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ، وَ السَّلَامُ).
دليل آن روشن است؛ زيرا اگر انسان به يك يا چند نفر خيانت كند ممكن است روزى پشيمان شود و آنها را پيدا كند و به نحوى رضايتشان را جلب نمايد، ولى اگر خيانت به امتى صورت گيرد، جبران كردن آن بسيار مشكل و گاه محال است.
به علاوه خيانت به امّت، خيانت به امام امّت نيز خواهد بود و جلب رضاى او نيز بسيار مشكل است.
امام عليه السلام در اين عبارت از دو عنوان استفاده فرمودهاند: يكى مسأله خيانت و ديگرى غش (تقلب) و اين بدان جهت است كه بسيارى از خيانت كاران از پنهانكارى و غش براى كار خود استفاده مىكنند كه در واقع مرتكب دو خلاف مىشوند يكى غش و ديگرى خيانت از طريق غش، از اين رو امام عليه السلام به هر دو عنوان اشاره فرموده است.
علت اينكه غش را در برابر امامان و پيشوايان عليهم السلام ذكر كرده، آن است كه خائنان، از امام عليه السلام و پيشوايان عليهم السلام در هراسند، به همين دليل خيانت خود را از طريق غش و پنهانكارى اعمال مىكنند.
#نهج_البلاغه_بخوانیم
╭───
│ 🌐 @Mabaheeth
╰──────────
هدایت شده از فقه و احکام
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞️ این صحبتهای #حاج_قاسم را خودمان برای اولین بار منتشر می کنیم تا خوب و کامل و درست گوش کنید و از فردا بعنوان مجوز بی حجابی صادر کردن بنام حاجی برای ما و دیگران نفرستید!
حاج قاسم می گوید با همه ارتباط برقرار کنید حتی آن بدحجاب و...
منتها شرایطش را هم می گویند که صورتی ها معمولا همان قسمت اول را میشنوند و تکرار می کنند و کاری به شرط و شروط و جزئیات ندارند!
حاجی می گوید ارتباط یک دختر چادری با بدحجاب اگر برای تأثیرگذاری روی اوست خوب است وگرنه صرف دوستی و تأیید کردن او اشتباه است.
اگر رنگ میدهی به او درست است نه اینکه رنگ بگیری از او...
اگر جذب میکنی او را بسمت حجاب و اسلام و... این رابطه درست است وگرنه خیر...
یعنی شما جوان مذهبی، اگر یک بدحجاب را می آوری زیر تابوت شهید، چند وقت بعد باید عکس چادری شدن او را منتشر کنی وگرنه صرف اینکه بیحجاب و باحجاب کنار هم بایستید و او را تأیید کنی و شعر چه کسی می گوید من و تو ما نشویم سر دهی، هم به اسلام، هم به انقلاب، هم به شهدا و هم به حاج قاسم خیانت می کنی!
#حجاب
#جان_فدا
@madare0120
╭───
│ 📖 @feqh_ahkam
╰──────────