سپس امام عليه السلام در ادامۀ اين سخن دليلى براى اين دستور بيان كرده، مىفرمايد: «زيرا خداوند از شما بندگان در مورد اعمال كوچك و بزرگ و آشكار و پنهان، بازخواست خواهد كرد، اگر كيفرتان كند شما استحقاق بيشتر از آن را داريد و اگر عفوتان نمايد او كريمتر است»؛ ( فَإِنَّ اللّٰهَ تَعَالَىٰ يُسَائِلُكُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ الصَّغِيرَةِ مِنْ أَعْمَالِكُمْ وَ الْكَبِيرَةِ، وَ الظَّاهِرَةِ وَ الْمَسْتُورَةِ، فَإِنْ يُعَذِّبْ فَأَنْتُمْ أَظْلَمُ، وَ إِنْ يَعْفُ فَهُوَ أَكْرَمُ).
امام عليه السلام در اين بخش از نامۀ خود بحث جامعى دربارۀ صفات پرهيزكاران و افتخارات و امتيازات آنها دارد تا درسى براى محمد بن ابىبكر و ساير مردم مصر باشد.
نخست مىفرمايد: «بدانيد اى بندگان خدا كه پرهيزكاران هم از دنياى زودگذر بهره گرفتند و هم از سراى آخرت، با اهل دنيا در دنيايشان شركت جستند در حالى كه با اهل دنيا در آخرت (تاريك) آنها شركت نكردند»؛ (وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللّٰهِ أَنَّ الْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْيَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، فَشَارَكُوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ، وَ لَمْ يُشَارِكُوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي آخِرَتِهِمْ)
آن گاه امام عليه السلام به شرح اين معنا پرداخته و مىفرمايد: «آنها در دنيا بهترين مسكن (مسكنهاى ساده و دور از تكلف و زرق و برق) را برگزيدند و بهترين خوراكها (خوراك ساده و حلال و مورد نياز) را تناول كردند و همان لذتى را كه متنعمان از دنيا بردند، نصيبشان شد و آنچه را جباران مستكبر از آن بهره گرفتند، بهرۀ آنان گشت (زندگى سادۀ آنها لذتبخشتر از زندگى پر زرق و برق جباران بود)»؛ (سَكَنُوا الدُّنْيَا بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَتْ، وَ أَكَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُكِلَتْ، فَحَظُوا مِنَ الدُّنْيَا بِمَا حَظِيَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ ، وَ أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَكَبِّرُونَ)
❌ مفهوم اين سخن آن نيست كه پرهيزكاران زهد پيشه، مانند اهل دنيا سفرههاى رنگين و كاخهاى زيبا و لباسهاى زربفت براى خود تهيّه مىبينند؛ بلكه منظور اين است كه آنها از آن زندگى سادۀ خود به همان اندازه لذت مىبرند كه متنعمان، لذت مىبرند؛ زيرا از يك سو به اندازۀ نياز تهيه مىكنند و انسان نيازمند هنگامى كه به مقصود خود برسد بسيار لذت مىبرد همچون انسان گرسنهاى كه به غذاى سادهاى دست يابد و از سوى ديگر چون مىدانند حلال است و رضاى خدا در آن است و عقاب اخروى ندارد، با روحى آرام و فكرى راحت و قلبى مطمئن از اين مواهب ساده بهره مىگيرند.
بسيارند كسانى كه در يك خانۀ ساده و كوچك با وسايلى محدود و غذا و لباسى كمارزش زندگى مىكنند؛ ولى بر اثر روحيات عالى، از زندگى خود كاملا راضى هستند و #آرامش بىنظيرى احساس مىكنند و خود را بسيار خوشبخت مىبينند در حالى كه اكثر ثروتمندان كه در كاخهاى مجلّل و با بهترين وسايل زندگى و سفرههاى بسيار رنگين روزگار مىگذرانند، گرفتار پريشانى خاطر، اضطراب و گاه افسردگى و بيمارى روانى هستند.
تجربۀ اين موضوع واقعيّت گفتار مولا على عليه السلام را در جملههاى بالا كاملا روشن مىسازد.
➕ اضافه بر اينها، پرهيزكاران چون زندگى كاملا سادهاى دارند به هنگام ترك دنيا حسرتى بر دل آنها نمىماند؛ ولى جبّاران متكبّر و مترَف با آن زندگى زيبا و پر زرق و برق به هنگام جدايى از دنيا بالاترين حسرت را دارند به خصوص اينكه اگر اعتقادى به آخرت داشته باشند مىدانند وزر و وبال اين همه ثروتها به گردن آنها خواهد بود.
آن گاه امام عليه السلام در ادامۀ اين سخن مىفرمايد: «سپس آنها (پرهيزكاران) از اين جهان با زاد و توشۀ كافى و تجارتى پر سود، به سوى سفر آخرت رفتند. از لذت زهد در دنيا بهرهمند شدند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند در سرايى كه هرچه تقاضا كنند اجابت مىشود و هيچ گونه لذتى از آنها دريغ نخواهد شد»؛ (ثُمَّ انْقَلَبُوا عَنْهَا بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ ، وَالْمَتْجَرِ الرَّابِحِ أَصَابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ، وَ تَيَقَّنُوا أَنَّهُمْ جِيرَانُ اللّٰهِ غَداً فِي آخِرَتِهِمْ، لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ، وَ لَا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ).
جملۀ « لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ » اشاره به آيۀ شريفۀ « لَهُمْ فِيهٰا فٰاكِهَةٌ وَ لَهُمْ مٰا يَدَّعُونَ» ؛ براى آنها در بهشت ميوۀ بسيار لذّتبخشى است، و هر چه بخواهند در اختيارشان خواهد بود» ؛
و جملۀ « وَ لَا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ » اشاره است به آيۀ شريفۀ « وَ لَكُمْ فِيهٰا مٰا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيهٰا مٰا تَدَّعُونَ» ؛ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است و هر چه طلب كنيد به شما داده مىشود».
بعضى از شارحان و مترجمان نهجالبلاغه جملۀ « لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ لَا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ » را ناظر به حال متقيان در دنيا دانستهاند كه دعاهاى آنها بر اثر #ايمان و حُسن يقين و عمل مستجاب مىشود و هيچ يك از لذات دنيا از آنها دريغ نخواهد شد؛ ولى اين تفسير صحيح به نظر نمىرسد؛ زيرا اين جمله دنبال جملهاى است كه دربارۀ آخرت سخن مىگويد و آنچه دربارۀ حال متقيان در دنيا بود در جملههاى قبل آمده است و همان گونه كه در بالا گفتيم اين دو جمله اشاره به آياتى از قرآن مجيد است كه ذكر شد.
امام عليه السلام در اين بخش از نامه بار ديگر به سراغ يك مطلب كلى و عام مىرود كه هم شامل مخاطبش محمد بن ابىبكر مىشود و هم ناظر به همۀ مردم است.
در آغاز نامه كه مرحوم سيد رضى آن را نقل نكرده نيز آمده است كه امام عليه السلام به محمد بن ابىبكر دستور داد كه اين نامه را #براى_همگان بخواند «اى بندگان خدا از #مرگ و نزديك بودنش بر حذر باشيد و آمادگىهاى لازم را براى آن فراهم سازيد؛ زيرا امرى عظيم و حادثهاى پر اهميت را به همراه مىآورد (و آن اينكه) يا خيرى به همراه دارد كه هرگز شرّى در آن نيست و يا شرّى كه هيچ گاه نيكى با آن نخواهد بود»؛ (فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللّٰهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ، وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيمٍ، وَ خَطْبٍ جَلِيلٍ، بِخَيْرٍ لَا يَكُونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً، أَوْ شَرٍّ لَا يَكُونُ مَعَهُ خَيْرٌ أَبَداً)
بارها گفتهاند و گفتهايم كه اگر در هر چيز ترديد باشد، در مرگ و پايان زندگى براى همۀ انسانها بدون استثنا شك و ترديدى نيست و با توجّه به اينكه مرگ را آغاز حركت به سوى آخرت مىدانيم بايد براى اين سفر دور و دراز آماده شد و آنچه براى پيمودن سالم اين راه لازم است فراهم كرد.
امام عليه السلام مرگ را از اين نظر پر اهمّيّت و عظيم مىشمرد كه سرنوشت ساز است و انسان را به سوى يكى از دو سرنوشت مىبرد يا كانونى پر از خير و سعادت و #آرامش و سلامت كه همان بهشت جاويدان خداست و يا كانونى پر از شر و بدبختى و عذاب است كه هرگز نجاتى از آن امكان ندارد و چون انسان نمىداند جزء كدام يك از اين دو گروه است بايد شديدا بر حذر باشد.
💡 دربارۀ تفاوت ميان «امرٍ عظيمٍ» و «خَطبٍ جَليلٍ» در حالى كه هر دو قريب المعنا هستند؛ شارحان نهج البلاغه تا آنجا كه مىدانيم سخنى در اين باره نگفتهاند؛ ولى ممكن است «امر عظيم» اشاره به انتقال از اين دنيا باشد؛ انتقالى كه بازگشتى در آن نيست و «خطب جليل» اشاره به محاسبۀ اعمال و جزاى بر آنها باشد.