eitaa logo
مباحث
1.9هزار دنبال‌کننده
46هزار عکس
44.8هزار ویدیو
2.1هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 آرامگاه فردوسی مشهد، جولانگاه زننده ها !! 🔹 کسی هم نیست از ضرغامی وزیر صورتی میراث فرهنگی به خاطر این ولنگاری تحت مدیرتش، بازخواست کنه ! ╭────๛- - - - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
مباحث
📈 چرا بانک ها باید ردیف درآمدی ناشی از تسعیر ارز و درآمد غیرعملیاتی ناشی از فروش ارز در صرافی داشته
🔴 تکرار اشتباه راهبردی ارزی در مجلس ۱. نامه اخیر جناب دکتر قالیباف به رییس‌جمهور، هرچند با اختیارات قانونی صادر شده؛ اما خطایی راهبردی است، از جنس همان که در تصویب سفارشی حذف ارز ترجیحی رخ داد. ۲. سیاست ارزی کشور بعد از پشت سرگذاشتن انواع تدابیر سینوسی و زیگزاگی طی سال‌های اخیر، قطعاً بیمار و بلکه ناقص‌الخلقه است و به یک معماری مجدد، مطابق با اقتضائات کاملاً متفاوت امروز نیاز دارد. ۳. حال، مجلس که باید ریل‌گذار سیاست اجرایی باشد و نه مجری آن، درباره سیاست ارزی، دارد بجای دولت تصمیم می‌گیرد و لاجرم، هرنتیجه‌ای با این سیاست کج‌ومعوج رخ دهد، دولتی‌ها با خیال راحت به پای مجلس خواهند گذاشت و خود را تبرئه می‌کنند. چنانکه در مصوبه تحمیلی حذف ارز ترجیحی بر سر مجلس آمد. ۴. قطعاً استناد به یک گزاره گنگ و بدون حدود و ثغور، یعنی "شناور مدیریت‌شده"، نمی‌تواند ما را در مدیریت جنگ ارزی بجایی برساند. پناه بردن به این وحی مُنزل(!)، دردی از کشور دوا نکرده و هوادارانِ رهاسازی نرخ ارز باید زحمت بیشتری به خود بدهند و بجای آویزان شدن به امضای رئیس مجلس به بهانه تطبیق قوانین، منطق قوی‌تری دست و پا کنند. --------- پ.ن.۱: امروز از بچه‌های بانک مرکزی شنیدم که میگفتند آقای قالیباف به داد ما رسید و پس از این، منتظر می‌مانیم مجلس نرخ ارز را خودش تعیین کند! پ.ن.۲: باوجود مخالفت‌های صریحی که با سیاست رهاسازی نرخ ارز در مجلس داشته‌ایم، بهتر است رئیس محترم بجای ورود ریاستی به چالش نرخ ارز، مجال دهند تا مشارکت عموم نمایندگان، در اصلاح قواعد ارزی نقش ایفا کند. ✍️ روح الله ایزدخواه
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 کسی با خدا و آخوندا در افتاد وَر افتاد 😅 🔻 فیروز نادری عضو ناسا از گردن به پایین فلج شد!!! 🔸 در صفحه اش از قولش نوشته: «من ضربان قلب پایین ناگهانی داشتم که باعث شد از حال بروم و سرم به دیوار برخورد کند و یکی از مهره‌های گردنم جابجا و نخاعم آسیب ببیند و از گردن به پایین فلج شوم.» ✍ فیروز نادری به تازگی و چند روز پیش در مصاحبه ای گفته بود که خدا و مذهب رو قبول نداره و اعتقادی هم به بهشت و جهنم نداره اما آرزوش اینه که آخوندا رو به زحل بفرسته که شبیه جهنمه!! حالا خودش چند روز بعد فلج قطع نخاعی شد!
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 هیچ وقت با آخوندا در نیوفتید 😂
مباحث
📜 به هر حال امام عليه السلام به دنبال اين سخن، دستورات مهمى را به مالك در زمينۀ رفتار با مردم مى‌دهد
🎙 | ابرو گشاده باش... ✏️ رهبر انقلاب: «این نشست‌وبرخاست با مردم، این تواضع در مقابل مردم، این شنیدن حرف مردم را از دست ندهید. البتّه شنیدن حرف مردم غیر از وعده دادن به مردم است؛ یعنی این‌جور نباشد که وقتی در شهر خودتان در حوزه‌ی انتخابیّه نشسته‌اید و آمدند شکایت کردند، شما همین‌طور وعده بدهید؛ نه، این وعده را نه شما میتوانید عمل کنید، گاهی مجلس هم نمیتواند عمل کند، گاهی کلّ نظام هم نمیتواند عمل کند. وعده ندهید... ✏️ شنیدن حرف مردم با چهر‌ه‌ی باز و روی خوش، بدون اَخم‌وتَخم. بعضی‌ها با مردم اَخم‌وتَخم میکردند! گفت: چون وا نمیکنی گرهی، خود گره مباش ابرو‌گشاده باش چو دستت گشاده نیست یعنی بالاخره با ابروی گشاده و با روی باز با مردم روبه‌رو شدن، اینها خیلی ارزش است، اینها اهمّیّت دارد.» 🗓️ ۱۴۰۲/۰۳/۰۳ 🎧 بشنوید👇
🔴 واکنش تند کیهان به هدیه کتری و قوری شورای شهر کرج به ورزشکار مدال‌آور زن: «غلط می‌کنید!» روزنامه کیهان نوشت: 🔹توهین به یک ورزشکار مدال‌آور چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. حالا تصور کنید توهین‌کنندگان اینقدر وقیح باشند که حتی پا را فراتر از این هم بگذارند و اینجاست که باید به آن‌ها تاخت تا فکر نکنند هر کاری که دل‌شان خواست می‌توانند انجام دهند. همان‌ها که توهم خدمتگزاری دارند، اما به دنبال اهداف خود هستند. 🔹کریم قدیانلو، عضو شورای شهر محمدشهر کرج می‌گوید: «ما هیچ وظیفه‌ای برای تجلیل از هیچ ورزشکاری نداریم. همان کتری و قوری را هم از روی بزرگواری برای برخی ورزشکاران تهیه می‌کنیم. هیچ مسئولی از وزارت ورزش و جوانان و متولیان ورزش این کشور هنوز تقدیری از این ورزشکار نکرده اند و ما هم وظیفه‌ای نداشته‌ایم.» 🔹در پاسخ به این اظهارنظر بی‌ادبانه باید گفت اگر وظیفه‌تان نیست پس غلط می‌کنید که به جای انجام وظایفی که بابت آن‌ها از هزار و یک‌جور رانت بهره‌مند هستید به امور دیگر می‌پردازید و بعد منتش را سر مردم می‌گذارید. @Moohem
🤦‍♂
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐 یک تشکر ساده از خانمهای چادری و محجبه 👏🌸 دمتون گرم 🌸💐🌸 | ╭────๛- - - - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مباحث
سیزدهم _ در اخبار آن حضرت به واقعه صاحب شب نهر بلخ 📖 و نیز در (خرائج) است که از هارون بن رثاب روایت
چهاردهم _ در آن چیزی که مشاهده کرد داود رقّی از دلائل آن حضرت در سفر سند و نیز در آن کتاب است که داود رقی گفت : من با حضرت صادق علیه السلام بودم که حضرت به من فرمود چه شده که می بینم تغییر کرده ؟ گفتم : تغییر داده آن را قرضی بزرگ که رسوا کننده است و من قصد کرده ام برای قرضم به کشتی سوار شوم بروم به سند به نزد برادرم فلان ، فرمود: هرگاه خواستی بروی برو، گفتم : باز می گرداند مرا از توجه به این سفر هولهای دریا و زلزله های آن، فرمود: آن خدایی که تو را حفظ می کند در خشکی، حفظ می کند تو را در دریا؛ ای داود! اگر ما نبودیم نهرها جاری نمی شد و میوه ها نمی رسید و درختها سبز نمی گشت. داود گفت : من سوار کشتی شدم و سیر کردم تا رسیدیم به ساحل همان جایی که خدا خواسته کشتی آنجا برود؛ پس بیرون آمدم از کشتی بعد از آنکه صد و بیست روز بود که در کشتی بودم و این وقت پیش از زوال جمعه بود و آسمان را ابر گرفته بود. پس ناگاه نوری درخشنده ظاهر شد از کنار آسمان تا روی زمین پس صدایی آهسته به گوشم رسید که ای داود! این وقت زمان قضای دین تو است سر بلند کن که سالم ماندی ، گفت سر بلند کردم ندایی به من رسید که برو پشت آن پشته سرخ چون به آنجا رفتم دیدم صفحه هایی از طلای سرخ در آنجا است که یک طرفش صاف است و در جانب دیگرش این آیه شریفه نوشته شده : ( هذاَ عَطاءُنا فَاَمْنُنْ اَوْ اَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ ) ؛ یعنی این بخشش ما است به تو پس عطا کن از آن بر هر که خواهی یا منع کن آن را از هر که خواهی که حسابی بر تو نیست . راوی گفت : پس از آن طلاها برداشتم و آنها را قیمتی بود که احصا نمی شد، گفتم کاری به آن نمی کنم تا بروم مدینه؛ پس آمدم به مدینه و وارد شدم بر حضرت صادق علیه السلام. آن حضرت فرمود: ای داود! عطای ما به تو آن نوری بود که درخشید برای تو نه آن طلا که رفتی نزد آن و لکن آن برای تو گوارا باد، عطایی است بر تو از پرورگار کریم؛ پس حمد کن خدا را. داود گوید از معتب خادم حضرت ، سؤ ال کردم که حضرت در آن وقت که من از کشتی بیرون آمدم چه می کرد؟ گفت آن وقتی که تو می گویی حضرت مشغول بود به حدیث گفتن با اصحابش که از جمله ایشان بود خیثمه و حمران و عبدالاعلی رو کرده بود به ایشان و حدیث می کرد ایشان را به مثل آنچه ذکر کردی؛:پس چون وقت نماز شد حضرت برخاست و نماز گذاشت با ایشان. داود گفت : سؤال کردم این را از آن جماعت، ایشان نیز همین حکایت را برایم نقل کردند.
پانزدهم _ در زنده کردن آن حضرت است محمّد حنفیّه را به اذن اللّه تعالی برای سید حمیری 📖 در (مدینه المعاجز) از (ثاقب المناقب) نقل کرده که ابوهاشم اسماعیل بن محمّد حمیری گفت : شرفیاب شدم خدمت علیه السلام و گفتم : یابن رسول اللّه ! به من رسیده که شما فرموده اید در حق من که بر چیزی نیستم و حال آنکه من فانی کردم عمرم را در محبت شما و هجو کردم مردم را به جهت شما، فرمود: آیا تو نگفتی در حق محمّد بن حنفیّه رحمه اللّه : حَتّی مَتی ؟ وَ اِلی مَتی ؟ وَ کَمِ الْمَدی ؟ یَا بْنَ الْوَصیِّ وَ اَنْتَ حَیُّ تُرْزَقُ تَاْوی بِرَضْوی لاتَزالُ وَ لا تُری ! وَ بِنا اِلَیْکَ مِنَ الصَّبابَهِ اَوْلَقُ؟! [یعنی تا کی و تا چند مدت ای پسر وصی پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم تو زنده باشی و روزی بخوری و اقامت طولانی فرموده باشی در کوه رضوی و پیوسته در آنجا باشی و دیده نشوی و حال آنکه از ذوق و عشق تو دیوانه باشم.] ❓ آیا قائل نشده ای که محمّد بن حنفیه قائم است در شعب رضوی و شیری از راست و شیری از چپش است و صبح و شام روزیش می رسد! وای بر تو، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و علی و حسن و حسین علیهم السلام بهتر از محمّد بن حنفیه بودند و مرگ را چشیدند. 🤔 اسماعیل حمیری گفت : آیا برای من دلیلی هست ؟ ✅ فرمود: بلی به درستی که پدرم مرا خبر داد که او نماز خواند بر جنازه محمّد و حاضر بود در دفنش و من می نمایانم تو را آیتی بر این؛ پس گرفت دست او را و برد به سوی قبری و دست خود را بر آن زد و دعایی خواند، در حال قبر شکافته شد و مردی که موهای سر و ریشش سفید بود از قبر بیرون آمد و خاک از سر و صورتش می ریخت و گفت : ای ابوهاشم ! مرا می شناسی ؟ سید حمیری گفت : نه ! گفت : من محمّد بن حنفیه ام ، همانا امام بعد از حسین علیه السلام ، علی بن الحسین است و بعد از او، محمّد بن علی و بعد از او، این است علیه السلام؛ پس داخل کرد سرش را در قبر و قبر به هم آمد، این وقت اسماعیل بن محمّد این شعر را بگفت : تَجَعْفَرْتُ بِاسْمِ اللّهِ وَ اللّهُ اَکْبَرُ وَ اَیْقَنْتُ اَنَّ اللّهَ یَعْفُو وَ یَغْفِرُ وَ دِنْتُ بِدینٍ غَیْرَ ما کُنْتُ دائنا بِهِ وَ نَهانی سَیِّدُ النّاسِ جَعْفَرُ فَقُلْتُ فَهَبْنی قَدْ تَهَوَّدْتُ بُرْهَهً وَ اِلاّ فَدینی دینُ مَنْ یَتَنَصَّرُ فَاِنّی اِلَی الرَّحْمنِ مِنْ ذاکَ تائِبُ وَ انّیَ قَدْ اَسْلَمْتُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ