8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوش به حال خمینی (ره) که سرباز هایی مثل تو داره
484.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_تویی که شدی دختر شهید ...
#حجاب_وصیت_شهدا
#مدیون_شهدائیم
#حجاب
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 آقای محسنی اژهای شما مردم را ناامید کردید/ 😔
🎞️ صحبتهای و انتقادات حجت الاسلام رسایی درباره حجت الاسلام اژهای
#برخورد_بازدارنده
#حجاب_حکم_خدا
#امید
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #استوری_کلیپ | مثل کوه استوار
✏️ رهبر انقلاب: در شرح حال یکی از همین شهدای [مدافع] حرم خواندم که به همسرش میگوید شما راضی نبودی من شهید بشوم، شما نمیگذاری من شهید بشوم؛ التماس میکند به همسرش که تو راضی بشو تا من شهید بشوم. دنیای مادّی معنای این حرفها را نمیفهمد، درک نمیکند. این روحیه و این اعتقاد است که جوانِ مؤمنِ انقلابیِ ما را در مقابل حوادث، مثل کوه استوار نگه میدارد. ۱۳۹۷/۰۹/۲۱
🌷 #پلاک
💻 Farsi.Khamenei.ir
📣 خط حزبالله ۳۹۶ | مجاهد مؤمن امیدوار
🔹 شماره سیصد و نود و ششم هفتهنامه خطحزبالله، با عنوان «مجاهد مؤمن امیدوار» منتشر شد.
📝 یادداشت هفته این شماره خطحزبالله، نقش اساسی دو عنصر ایمان و امید را در حرکت تحولآفرینانه امام خمینی (قدسسره) بررسی کرده است.
🔸خط حزبالله در گزارش هفته خود با عنوان «پاسداشت سرمایه معنوی کشور» به این پرسش پاسخ داده است که «چرا رهبر انقلاب اسلامی، بر ترویج آثار مربوط به دوران دفاع مقدس و ادبیات جهاد و مقاومت تاکید دارند؟»
🌷 شماره این هفته خط حزبالله به روح مطهر دانشجوی شهید ناصرالدین باغانی تقدیم میشود.
📥 نسخه PDF👇
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 احمقها ملت ایران را نشناختند!
📹 نماهنگی از بیانات أخیر رهبر انقلاب درباره اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱
#جنگ_ترکیبی
#جنبش_احمقها
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
مباحث
#کتاب_بخوانیم #کتاب منتهی الآمال باب هشتم : در تاریخ حضرت امام بحق ناطق مبین المشکلات و الحقائق جن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مباحث
سیزدهم | فیض بن المختار کوفی است که ثقه و از روات حضرت باقر و صادق علیه السلام است. وقتی خدمت حضرت ص
#کتابخوانی | منتهی_الآمال
چهاردهم | لیث بن البختری مشهور به ابوبصیر مرادی
قاضی نوراللّه در ( مجالس ) در ترجمه او گفته که در ( کتاب خلاصه ) مذکور است که کنیت او ابوبصیر و ابومحمّد است و از راویان امامین الهُمامین محمّد بن علی الباقر و جعفر بن محمّد الصادق علیهما السلام بوده و حضرت امام محمدباقر علیه السلام در شأن او فرموده که بَشِّرِ الْمُخْبِتینَ بِالْجَنَّهِ؛ یعنی بشارت است آن کسانی را که خشوع از برای خدا می کنند به دخول جنت و از آن جمله ( لیث ) خواهد بود.
و در ( کتاب خلاصه ) از ( مختار کشی ) از جمیل بن دراج روایت نموده که گفت از حضرت امام جعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
( بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ بِالْجَنَّهِ بُرَیْدُ بْنُ مُعاوِیَهِ الْعجلی وَ اَبُوبَصیر لَیْثُ بْن الْبَخْتَری الْمُردی وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ زُرارَهٌ نُجَباءُ اُمَناءُ اللّهِ عَلی حَلالِهِ وَ حَرامِهِ لَوْلا هؤُلاءِ لاَنْقَطَعَتْ آثارُ النَّبُوَهِ وَ انْدَرَسَتْ. )
و ایضا در ( کتاب کشی ) مسطور است که ابوبصیر یکی از آنها است که اجماع نموده اند امامیه بر تصدیق او و اقرار کرده اند به فقه او.
و از ابوبصیر روایت کرده که گفت : روزی به خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رفتم. از من پرسیدند که در وقت موت علباء بن درّاع الاسدی حاضر شده بودی ؟ گفتم : بلی ، و او در آن حال مرا خبر کرد که تو ضامن دخول بهشت از برای او شده ای و از من استدعا کرد که این مضمون را یاد شما آورم ، گفتند که راست گفته است؛ پس من به گریه درآمدم گفتم که جان من فدای تو باد تقصیر من چیست که قابل این عنایت نشده ام مگر پیر سالخورده ضریر البصر منقطع به درگاه دین پناه شما نیستم ؟ آن حضرت عنایت نموده فرمودند که از برای تو نیز ضامن بهشت شدم. من گفتم که پدران بزرگوار خود را نیز می خواهم که از برای من ضامن سازی و یکی را بعد از یکی نام بردم ، آن حضرت فرمود که ضامن کردم ، باز گفتم که می خواهم جد عالی مقدار خود را نیز ضامن سازی ، گفتند که چنین کردم ، و دیگر باره درخواست نمودم که حضرت حق جل و علا را ضامن سازد و آن حضرت لحظه ای سر مبارک گردانیدند و بعد از آن گفتند که این نیز کردم.
مولف گوید: که شیخ کشی از شعیب عقرقوفی روایت کرده است که گفت : گفتم به حضرت صادق علیه السلام که بسا شود ما محتاج شویم به سؤال بعض مسایل ، از کی سؤال کنیم ؟ فرمود: بر تو باد به اسدی ، یعنی ابوبصیر.
شیخ ما در ( خاتمه مستدرک ) فرموده : مراد به ابوبصیر، ابومحمّد یحیی بن قاسم اسدی است به قرینه قائد، یعنی عصاکش او علی بن ابی حمزه ، که تصریح کرده اند علما به آنکه او راوی کتاب او است و این ابوبصیر ثقه است چنانکه در ( رجال شیخ ) و ( خلاصه ) است و عقرقوفی پسر خواهر ابوبصیر مذکور است .
پانزدهم | محمّد بن علی بن نعمان کوفی ابوجعفر معروف به ( مؤمن الطّاق ) و به ( احول ) نیز و مخالفین ، او را ( شیطان الطاق ) می گفتند. دکانی داشت در کوفه در موضعی معروف به طاق المحامل ، و در زمان او پول قلبی (تقلّبی ) پیدا شده بود که کسی نمی شناخت به ملاحظه آنکه باطن آن پولها قلب بود نه ظاهرش لکن به دست او که می دادند می فهمید و بیرون می آورد قلب آن را، از این جهت مخالفین او را شیطان الطاق گفتند.
و او یکی از متکلمین است و چند کتاب تصنیف کرده از جمله ( کتاب افعل لاتفعل ) و احتجاج او با زید بن علی علیه السلام و هم محاجّه او با خوارج مشهور است و مکالمات او با ابوحنیفه معروف است .
روزی ابوحنیفه به وی گفت که شما شیعیان اعتقاد به #رجعت دارید؟ گفت : بلی ، گفت : پس پانصد اشرفی (درهم ) به من قرض بده و در رجعت که به دنیا برگشتم از من بگیر، ابوجعفر فرمود از برای من ضامنی بیاور که چون به دنیا بر می گردی به صورت انسان برگردی تا من پول بدهم؛ زیرا که می ترسم به صورت بوزینه برگردی و من نتوانم از تو وجه خود را دریافت نمایم .
و هم روایت شده که چون حضرت صادق علیه السلام رحلت فرمود، ابوحنیفه به مؤمن الطّاق گفت : یا اباجعفر! امام تو وفات کرد، مؤمن گفت : ( لکِن امامُکَ مِنَ المُنْظَرین اِلی یَوْمِ الْوَقْتِ المَعْلُومِ ) ؛ اگر امام من وفات نمود امام تو شیطان 😈 نمی میرد تا وقت معلوم .
و در ( مجالس المؤمنین ) است که روزی ابوحنیفه با اصحاب خود در یکی از مجالس نشسته بود که ابوجعفر از دور پیدا شده و متوجه جانب ایشان شد و چون ابوحنیفه را نظر بر او افتاد از روی تعصب و عناد به اصحاب خود گفت که قَدْ جاءَکُمُ الشِّیْطانُ؛ یعنی شیطان به سوی شما آمد. ابوجعفر چون این سخن بشنید و نزدیک رسید این آیه را بر ابوحنیفه و اصحاب او خواند: ( اِنّا اَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرینَ تَؤُزُّهُمْ اَزّا )
و ایضا مروی است که چون ضحاک که یکی از خارجیان بود و در کوفه خروج نمود و نام خود را امیرالمؤمنین نهاد و مردم را به مذهب خود می خواند، مؤمن الطاق نزد او رفت و چون اصحاب ضحاک او را دیدند بر روی او جستند و او را گرفته نزد صاحب خود بردند؛ پس مؤمن الطاق به ضحّاک گفت که من مردی ام که در دین خود بصیرتی دارم و شنیده ام که تو به صفت عدل و انصاف اتصاف داری؛ بنابراین دوست داشتم که در اصحاب تو داخل باشم؛ پس ضحاک به اصحاب خود گفت که اگر این مرد با ما یار شود کار ما رواجی خواهد یافت. آنگاه مؤمن الطاق به ضحاک خطاب نمود و گفت که چرا تبرا از علی بن ابی طالب علیه السلام می کنی و قتل و قتال او را حلال دانسته اید؟ ضحاک گفت : برای آنکه او حَکم گرفت در دین خدا و هرکه در دین خدای تعالی حکَم گیرد قتل و قتال او و بیزاری از او حلال است. مؤمن الطاق گفت : پس مرا از اصول دین خود آگاه ساز تا با تو مناظره کنم و هرگاه حجّت تو بر حجت من غالب آمد در سِلک اصحاب تو درآیم و مناسب آن است که جهت تمیز صواب و خطای هریک از من و تو در مناظره ، کسی را تعیین کنی تا مُخطی را در خطای او ادب نماید و از برای مُصیب به صواب حکم نماید. پس ضحاک به یکی از اصحاب خود اشاره نمود و گفت : این مرد در میان من و تو حکم باشد که عالم و فاضل است. مؤمن الطاق گفت : البته این مرد را حکم می سازی در دینی که من آمده ام تا با تو در آن مناظره نمایم؟ ضحاک گفت : بلی؛ پس مؤمن الطاق روی به اصحاب ضحاک نموده گفت : اینک صاحب شما حکم گرفت در دین خدای ، دیگر شما دانید! چون اصحاب ضحاک آن مقاله را شنیدند چندان چوب و شمشیر حواله ضحاک نمودند که هلاک شد.