3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 صبح امروز؛ گفتگوی اشکآلود مادر شهید قربانخانی با رهبر انقلاب
💻 Farsi.Khamenei.ir
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 صبح امروز؛ اهدای انگشتر توسط رهبر انقلاب به خواهر شهید قربانخانی و همسرش
💻 Farsi.Khamenei.ir
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 صبح امروز؛ درخواست پدر شهید قربانخانی از رهبر انقلاب تا از مادر شهید بخواهند لباس مشکی خود را عوض کند
💻 Farsi.Khamenei.ir
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 صبح امروز؛ قرائت خطبه عقد خواهر شهید قربانخانی توسط رهبر انقلاب
💻 Farsi.Khamenei.ir
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞️ ویدیویی از خطبه عقد آریایی گلزار و هزینههای میلیاردی مراسم عقدش
🔻 چند نکته خطبه آریایی
🔹 اولاً این خطبه برای زرتشتیان است
🔹 ثانیاً چنین متنی نیست
🔹 ثالثاً فارسی نیست و متن زرتشتی است که و باید به زبان پهلوی (زرتشتی )خوانده شود و بخشی هم البته فارسی دارد که با فیلم فوق تفاوت دارد.
گروه پژوهشی آرتا
#حجاب
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶 حقیقت پیرامون عقد آریایی
🔘 عقد آریایی، هیچ ریشهی تاریخی ندارد. بدعتی است برخاسته از تخیلات شاعرانه، به منظور فخرفروشی...
👈🏻 نگاهی مختصر به ریشه عقد جعلی آریایی
#حجاب | #اسلام
#به_اسلام_برگردیم
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴نتیجه بی خیالی مسئولین، کشف حجاب آسان و با خیالی راحت !!!
🔹 افتتاحیه سالن زیبایی ساره بیات و شیرین مقدم،مهمون ویژه ام رضا گلزاره. همه از دم #کشف_حجاب و گلزار هم راحت با همشون سلفی میگیره...
🔹 فکر کنم بانی پیدا کردن جریمه همه رو میدن اگه جریمه بشن البته 🤦♂
#برخورد_بازدارنده
#سلبریتی_دوزاری
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
مباحث
ششم - در اشاره آن حضرت است به قدرت خداوند تعالی ❒ در ( مدینه المعاجز ) از ( عیون المعجزات ) نقل کرد
#قرار_مطالعه | #منتهی_الآمال
#زندگانی_امام_جواد علیهالسلام ۴
فصل سوم : در دلائل و معجزات حضرت جواد علیه السلام است.
═══════════════┅
و ما اکتفا می کنیم به ذکر چند معجزه:
❒ درخت خشک، میوه دار شد.
اول _ شیخ مفید و ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده اند که چون حضرت جواد علیه السلام با ام الفضل زوجه خود از بغداد به مدینه مراجعت می فرمود چون به شارع کوفه به دار مسیب رسید فرود آمد و آن هنگام غروب آفتاب بود پس داخل مسجد شد و در صحن آنجا درخت سدری بود که بار نمی داد؛ پس حضرت کوزه آبی طلبید و در زیر آن درخت وضو گرفت و ایستاد به نماز مغرب و (نماز) جماعت گذاشت و در رکعت اول بعد از حمد، سوره نصر و در ثانی حمد و توحید خواند و پیش از رکوع ، قنوت خواند؛ پس رکعت سوم را به جا آورد و تشهد و سلام گفت و از نماز فارغ شد. پس لحظه ای نشست و ذکر خدا به جا آورد و برخاست و چهار رکعت نافله مغرب به جا آورد پس تعقیب نماز خواند و دو سجده شکر به جا آورد و بیرون رفت . پس چون مردم نزد درخت آمدند دیدند که بار داده میوه نیکویی را؛ پس تعجب 😧 کردند و از سدر آن خوردند، یافتند شیرین است و دانه ندارد؛ پس مردم با آن حضرت وداع کردند و به مدینه تشریف برد. و در مدینه بود تا زمان معتصم که آن حضرت را به بغداد طلبید در اول سال دویست و بیست و پنج و در بغداد توقف فرمود تا آخر ماه ذی القعده همان سال که وفات یافت و در پشت سر مبارک جدّش امام موسی علیه السلام مدفون شد.
و از شیخ مفید نقل شده که فرمود من از میوه آن درخت سدر خوردم و یافتم آن را بی دانه .
┅───────────────┅
دوم _ قطب راوندی روایت کرده از محمّد بن میمون که در ایامی که حضرت جواد علیه السلام کودک بود و جناب امام رضا علیه السلام هنوز به خراسان نرفته بود سفری به مکه نمود. من نیز در خدمت آن حضرت بودم چون خواستم مراجعت کنم خدمت آن حضرت عرضه داشتم که من می خواهم به مدینه بروم کاغذی برای ابوجعفر محمّد تقی علیه السلام بنویسید تا من ببرم. حضرت تبسّمی فرمود و نامه ای نوشت، من آن را به مدینه آوردم و در آن وقت چشمان من نابینا شده بود؛ پس موفق خادم، حضرت محمّد تقی را آورد در حالی که در مهد جای داشت؛ پس من نامه 🗞️ را به آن جناب دادم، حضرت به ( موفق ) فرمود که مهر از نامه بردار کاغذ را باز کن؛ پس ( موفق ) مهر از کاغذ برداشت و آن را گشود مقابل آن جناب پس حضرت آن را ملاحظه کرد آنگاه فرمود: ای محمّد! احوال چشمت چگونه است ؟ عرض کردم : یابن رسول اللّه ! چشمم علیل شده و بینایی از او رفته چنانچه مشاهده می فرمایی؛ پس حضرت دست مبارک به چشمان من کشید.
از برکت دست آن حضرت چشمان من شفا یافت؛ پس من دست و پای آن جناب را بوسیدم و از خدمتش بیرون آمدم در حالی که بینا بودم .
┅───────────────┅
❒ امام جواد علیه السلام از افکار من خبر داد.
سوم _ و نیز روایت کرده از حسین مکاری که گفت : داخل بغداد شدم در هنگامی که حضرت امام محمّد تقی علیه السلام نیز در بغداد بود و در نزد خلیفه در نهایت جلالت بود. من با خود گفتم که دیگر حضرت جواد علیه السلام به مدینه بر نخواهد گشت با این مرتبتی که در اینجا دارد و از حیثیت جلال و طعامهای لذیذ و غیره.
💭 چون این خیال در خاطر من گذشت دیدم آن جناب سر به زیر افکند؛ پس سر بلند کرد در حالی که رنگ مبارکش زرد شده بود و فرمود: ای حسین! نان جو با نمک نیم کوب در حرم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نزد من بهتر است از آنچه که مشاهده می کنی در اینجا.
┅───────────────┅
❒ از مذهب زیدی دست برداشتم.
چهارم _ در ( کشف الغمه ) از قاسم بن عبدالرحمن روایت کرده است که گفت من زیدی مذهب بودم. وقتی رفتم به بغداد، روزی در بغداد بودم دیدم که مردم در حرکت و اضطرابند. بعضی می دوند و بعضی بالای بلندیها می روند و بعضی ایستاده اند، پرسیدم : چه خبر است ؟ گفتند: ابن الرضا! ابن الرضا! (یعنی حضرت جواد پسر حضرت امام رضا علیهما السلام) می آید.
گفتم به خدا سوگند که من نیز می ایستم و او را مشاهده می کنم؛ پس ناگاه دیدم که آن حضرت پیدا شد و سوار بر استری بود؛ من با خود گفتم لعن اللّه اصحاب الامامه ؛ (یعنی دور باشند از رحمت خدا گروه امامیه هنگامی که اعتقاد کردند که خداوند طاعت این جوان را واجب گردانیده) ،تا این خیال در دل من گذشت حضرت رو به من کرد و فرمود:
یا قاسم بن عبدالرحمن ! ( اَ بَشَرا مِنّا واحدا نَتَّبِعُهُ اِنّا اذا لَفی ضَلالٍ وَ سُعُرٍ )
دوباره در دل خود گفتم که او ساحر است ، دیگر باره رو کرد به من و فرمود:
( ءَ اُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُوَ کَذّابٌ اَشِرٌ ) .
💭 آن وقت که حضرت از خیالات من خبر داد من اعتقادم کامل شد و اقرار بر امامت او نمودم و اذعان نمودم که او حجه اللّه است بر خلق خدا.