بچها جونم این سالها همراهی با شما، زیباترین بخشِ نوجوونی من بود. چقدر باهم خندیدیم، گریه کردیم و چه دنیای قشنگی ساختیم ؛؛
میگن هر شروعی پایانی داره، ولی سخته پذیرفتن اینکه این مسیر به اینجا رسیده. بارها نوشتم پایانِ موقت ولی قلبم اجازه نداد این خونه رو پاک کنم؛ هنوزم نمیتونم:))
شاید خیلیا بگن یک فنِ واقعی باید شرایط رو بپذیره و از هر کدوم جداگانه حمایت کنه، اما حقیقت اینه که قلبِ من برای ماکانبند میتپه ؛ من عاشقِ اون روزیم که اسم ماکانبند بود =)
اون ذوقِ دیدار ، همیشه برای من زنده است 💘
دوستتون دارم خیلی زیاد ، خداحافظِ تمام لحظههایی که با هم زندگی کردیم .
″′ قصه به سر رسید و دلم مستِ یاد توست،
این آخرین کلام، سرآغاز راهِ توست ″