مَغروق .
وقتی قشنگ هر سه نفر پتانسیل و انگیزهی قاتل شدنو دارن: کبنیمسممزمسمس
چرا من فکر میکردم حتماً باید اولیویا به قتل رسیده باشه؟
آخه موقعیت خیلی جور بود
مخصوصا روح شکنندهای که داشت و انگیزهی ویل، همه چی رو منطقیتر میکرد
بعد که دیدم مقتول ویل بود نینمس
واقعا خدا رو شکر. اصن یه کاراکتر قرار بود حذف بشه از زندگی، اون قطعاً ویل بود.
ویلِ کثیفِ ایکبیریِ خاک بر سر🙏 (فحش مرجانی بودا🤣)
حالااا.
جاییه که باید حدس زد قاتل هانا عه به خاطر آسیبی که به خواهرِ عزیزش آلیس زد و منجر به خودکشیِ اون شد؛
یا اولیویایی که خب، کاملاً به خاطر اون جریانات حق داره و واقعاً حمایتش میکنم.
یا جولیایی که فکر نمیکنم انگیزهش آسیبی باشه که ویل به خواهرش اولیویا زد که البته اون خیلی در جریان نیست..
جولیایِ مستقل و با اعتماد به نفس و یکم خودخواهی که من میشناسم اگه یه دلیل برای قتل ویل داشته باشه، اون حس فریبخوردگی و ضعفی باشه که در قبالِ تازه دامادش پیدا کرده.
آلیسِ بیچاره.. واقعاً حیف شده بود.
دیدی هانا؟ دیدی آلیسِ منطقی برای پیشرفت زندگیش تصمیم درستی گرفته بود؟ :))
میتونم تصور کنم آلیس رو..
دختر مو بلوندی با قد بلند و هیکل استخونی، با چشمهایِ متوسط عسلی که زیرشون کمی گود افتاده؛ که این زیباییش رو منحصر به فردتر میکنه.
شاید حتی به خاطر ساعتها درس خوندن، ناچاراً عینک شیشه گردی به صورت میزنه که البته مظلومیت چهرهش رو بیشتر میکنه.
با لباسهای سفید تا زانو که وقتی باد میوزه فون پیراهن بلند و زیباش رو به رقصِ متین و ملویی در میاره.
آلیس بیاندازه مهربونه. میتونم تصور کنم چطور هر رهگذری رو توی اولین برخورد به خودش جذب میکنه.
شاید حتی آلیس تو یکی از روزها که داشته از کتابخونه بیرون میومده، با ویلیام برخورد میکنه..
آلیسِ حیف شده؛ من درکت میکنم (: