آلیسِ بیچاره.. واقعاً حیف شده بود.
دیدی هانا؟ دیدی آلیسِ منطقی برای پیشرفت زندگیش تصمیم درستی گرفته بود؟ :))
میتونم تصور کنم آلیس رو..
دختر مو بلوندی با قد بلند و هیکل استخونی، با چشمهایِ متوسط عسلی که زیرشون کمی گود افتاده؛ که این زیباییش رو منحصر به فردتر میکنه.
شاید حتی به خاطر ساعتها درس خوندن، ناچاراً عینک شیشه گردی به صورت میزنه که البته مظلومیت چهرهش رو بیشتر میکنه.
با لباسهای سفید تا زانو که وقتی باد میوزه فون پیراهن بلند و زیباش رو به رقصِ متین و ملویی در میاره.
آلیس بیاندازه مهربونه. میتونم تصور کنم چطور هر رهگذری رو توی اولین برخورد به خودش جذب میکنه.
شاید حتی آلیس تو یکی از روزها که داشته از کتابخونه بیرون میومده، با ویلیام برخورد میکنه..
آلیسِ حیف شده؛ من درکت میکنم (:
قاتل کردن جولیا چیزی نیست که تو دید اول به ذهنم میاد.
ویژگیهای خودمحوری جولیا تا الان خیلی ظاهر شده، پس فععک نکنم قاتل کردنش اونقدر غیرمنتظره باشه. پس نویسنده اون رو قاتل نمیکنه.
هانا تا اینجا خیلی ملاحظهکار اومده جلو،
ولی قاتل کردن اولیویا از بقیهشون خیلی منطقیتره.
مَغروق .
قاتل کردن جولیا چیزی نیست که تو دید اول به ذهنم میاد. ویژگیهای خودمحوری جولیا تا الان خیلی ظاهر شده
وقتی به جای رفتارشناسیِ کارکترا، به دامن زدن به دیدگاه نویسنده رو میاری:
در نهایت بازم به نظرم هانا قاتل میشه.
هانا تا الان خیلی موجه و زنِ زندگی و خانومِ 💖💗💓💞💕 بوده.
ولی الان بحثِ آلیس وسطه. آلیسی که همه چیز هانا بود.
پس هانا باید قاتل باشه.