-
آخ بابا قاسم؛
میشه امشب هرچی برای خودت خواستی که خدا اینقدر عزیزت کرد پیش خودش رو،
برای ماهم بخوای؟
میشه پیش امیرالمؤمنین مارو یاد کنی با اسم؟
میشه پیش آقای شهید ما، سلام ماروهم برسونی بهش؟
میشه مارو شفاعت کنی؟
میشه عزیزم؟ میشه؟
my #hero💔
- حالت چطوره؟
+ تا استخون دلتنگ نجف
تا استخون دلتنگ نجف
تا استخون دلتنگ نجف
تا استخون و تا ابد و تا همیشه دلتنگ و دلدادهی نجف :))
‹مـٰاهِ مَـڹ›
[ •☁️ قرار بیستم #رمضان| ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید حسن طهرانی مقدم، هدیه به حض
[ •☁️ قرار بیست و یکم #رمضان|
ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید محمد مهدی طهرانچی،
هدیه به بابای عزیزم، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام :)
.
امروز زیاد بگیم: اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین🖤 ]
- بسم الله -
چقدر این روز ها خستهام و ادامه دهنده. خدا نیرویی فراتر از نیروی خودم به من داده، و من میفهمم که هیچ زمانی در زندگی، اینقدر در برابر غم و درد و مقابله با نفس، محکم و استوار نبودهام.
شاید برای آدم ها، این حرف ها عادی و یا حتی مسخره بنظر بیاید، ولی برای من چیزی فراتر از این حرفهاست.
فقط خدا توان به من داده که هر روز یا هرشب، بتوانم بیرون بروم و بین جمعیت باشم و از شلوغی و جمع خسته نشوم. انگار ایران شده همهی وجودم و جز او، هیچ مسئلهی مهمتری ندارم.
من همیشه این شعر سهراب سپهری بودهام که میگوید:
"به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من".
و این روز و شب ها، من چینی نازک تنهاییام، تبدیل به فولادی شده که مرا هر شب رأس یک ساعت، به بیرون از خانه پرت میکند و من خودخواسته، خود را به دست او سپردهام.
این روز و شب ها، بغض هایم را ته نشین کرده ام، بدون آنکه بدانم کی قرار است بالا بیایند و مرا از هم گسسته کنند.
این روز و شب ها، سوار بر جرعت طوفانم و از خانه نشینی بیزار!
هرچه پیش تر میروم، جای پایم محکم تر میشود و دیگر آن دخترک نازک نارَنجی و گوشه نشین و ساکت همیشگی، نمیتوانم باشم. انگار باید سنگ باشم و سد بسازم در برابر اینهمه ضعفی که در تمام زندگی، در حال به دوش کشیدنش بودم.
از من که عمری چون برگگل محتاط و ترسو و لطیف بودم میشنوید، این روز ها طوفان باشید و بتازید و نگذارید که با سکوت، خشمتان ته نشین شود.
این خشم مقدس است. این خشم اشداء علی الکفاریست، که باید با ظهور منجی، رحماء بینهم شود*.
پس بیایید باهم بتازیم بر دل چینی نازک تنهایی هایمان و از این روزها، به سادگی عبور نکنیم.
بیایید قدرش را بدانیم؛
بسیار..
بسیار!
[ #زینببهار| روز نامه نویس،
گذر روزهای طوفانی، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ ]
🏴 مراسم وداع با پیکرمطهر دوشهید عزیز و گرانقدر؛ شهید ملکاحمدی و شهید احمدآبادی🖤
🎙️به کلام حجتالاسلام مظاهری
🎤و روضه خوانی مادحین اهل بیت (علیهمالسلام)
⏰پنجشنبه؛ ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ - از ساعت ۲۰:۳۰
📍خیابان جی - چهارراه پروین - مسجدالنبی
💠 جزئیات مراسم تشییع متعاقبا اعلام خواهد شد‼️
☀️یارانخورشیدیم، از نسل شهیدان...🥀
🔅مجـمــوعهفــرهـنـــگی یـــارانخــورشـیـــد
‹مـٰاهِ مَـڹ›
[ •☁️ قرار بیست و یکم #رمضان| ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید محمد مهدی طهرانچی، هدی
[ •☁️ قرار بیست و دوم #رمضان|
ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید داریوش رضایینژاد،
هدیه به حضرت معصومه :)
.
امروز زیاد سورهی فیل بخونیم ]
-
زیر نویس شبکهی اینترنشنال، پر است از درخواست بی چشم و رو هایی که نمک این خانه را میخورند و نمکدان میشکنند! پر است از درخواست کمک هایشان از عمو ترامپ عزیزشان!
من خبر هارا دنبال میکنم از رسانه داخلی. این طرف همه پیروز اند و ایران گل و بلبل!
من قبول ندارم اینهمه اغراق را؛ چون دیدم که جلوی چشمانم صدای انفجار گوش هایم را کیپ کرد و چند دقیقه دنیا حول محور چشمانم چرخید.
چون دیدم که تمام آرزوی نو عروس یک خانه، با یک بمب خاکستر شد و به آسمان رفت.
من خراب شدن ساختمان های خالی از سکنه و ترس چشمان پیرزن های همسایه را هنگام شنیدن صدای جنگنده دیدم.
من دیدم که خدا به بابای یکی از عزیزانم رحم کرد و زنده ماند و از مهلکهی انفجار خیابان استانداری، جان سالم به در برد.
من بلاتکلیفی و نگرانی برای مطلع شدن از وضعیت سلامتی بابا را چشیدم، وقتی فهمیدم که شهرک را زده اند.
من یتیم شدن نوگل سه ماههی یک شهید جوان ۲۵ ساله را دیدم؛ و من در انتظار آوار برداری و پیدا کردن یک جسم سالم، سه روز برای دخترکی که تازه سه ماه از مادریاش میگذشت، دعا کردم.
و از همهی این ها مهمتر، من در میان اینهمه پیروزی و بزن بزن،
از دست دادن پدر، امید، پناه و دلخوشی یک ملت را دیدم؛ و داغ دیدم. من برای اولین بار، یک روزه پیر شدم در شنیدن خبری که هنوز هم باورش نکردهام!
با این همه، من بازهم رسانهی داخلی میبینم، ولی همه چیزش را باور نمیکنم!
و باز با اینهمه ایراد و اشکال، حتی یک لحظه حاضر نیستم که پای رسانهای بنشینم، که زیر نویس اخبارش وطن فروشیست. حاضر نیستم حتی برای لحظه ای صدای پر وقاحت آدم هایی را بشنوم، که نه ادب دارند و نه حرمت آب و خاک سرشان میشود. حاضر نیستم برای دقیقهای، گوش هایم را حرام شنیدن صدای افرادی کنم، که در رسانه ای فعالیت میکنند که حامی آن رسانه، همان کسیست که دارد بمب بر سر مردم و خانه و زیر ساخت های کشورشان میریزد!
در این میان، ترجیح میدهم همان اخبار اغراق آمیز داخلی را ببینم یا در حالت خوبش تلوزیون را خاموش کنم و اطرافم را با چشم های خودم ببینم، تا لااقل مدیون این مقدار مغزی که خدا درون جمجعهام گذاشته نشوم.
این روزها بیشتر از همیشه طرف درست تاریخ ایستادهام و خدا کند که بمیرم، اگر بناست با سکوت یا حتی پشت کردن به وطن، یک لحظه بیشتر زندگی کنم و با این زندگی، جان هزاران هم وطن را به خطر بیاندازم!>
[ #زینببهار| گذر،
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ ]
-
میشه امشب منو از کف قلبتون دعا کنید و دعاهاتونو فوت کنین به سمت من؟
من هم دعا تون میکنم، قول.
‹مـٰاهِ مَـڹ›
[ •☁️ قرار بیست و دوم #رمضان| ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید داریوش رضایینژاد، هدی
[ •☁️ قرار بیست و سوم #رمضان|
ثواب قرآن خوندن و کارهای خیر امروز به نیت شهید سید محمدحسین بهشتی،
هدیه به حضرت آسیه :)
.
تموم قدم های راهپیمایی امروز، نذر ظهور! ]
-
دنیا داره بیدار میشه!
دنیا تبدیل به دو گروه حق و باطل شده
و آدم ها ذره ذره دارن به این دو گروه،
پیوند میخورن و غربال میشن.
چه اونایی که دین دارن،
چه اونایی که ندارن و پیرو انسانیت و هر قشری هستن،
همه دارن نهایتا به یکی از این دو جبهه پیوند میخورن.
اگر هنوز خوابی و بی طرف، اگر هنوز ساکتی،
اگر هنوز فکر میکنی فرصت داری، اشتباهه فکرت.
دیر نیست واسهی برگشتن و البته دیره واسهی دست دست کردن!!!
بیدار شو،
توروخدا بیدار شو از خواب غفلت :))
قبل از این که با صدای بمب بیدار بشی، بیدار شو و پشت کشورت بایست ..
بیدار شو،
توروخدا بیدار شو و بی تفاوت نباش!