eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
586 دنبال‌کننده
602 عکس
102 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
< ⭐️ وظیفه‌ی شما خوب عمل کردنه ، نتیجه دست خداست و اراده‌ی خودش°•𐙚 >
هدایت شده از حسین-
آقای امام حسین- مانده‌ بودم‌ چه‌ بگویم‌ به‌ تو‌ از‌ درد‌ دلم ؛ اشکم‌ از‌ دیده‌ روان‌ گشت‌ خودت‌ فهمیدی...
- شات سوم - چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است؟ فقط همین را بدانید که این مترسک، برای نشانه‌ی تیراندازی بچه‌ها درست شده. بچه ها با شوق می‌آمدند و مغز عموترامپ بعضی هارا نشانه می‌گرفتند و تیر می‌زدند. اول به لبخند بچه ها فکر کنید؛ و بعد چهره‌‌ی وطن فروشان که از او درخواست کمک کردند را تصور کنید. او؟ ببخشید. مترسک توی عکس را می‌گویم : )) [ داغ و جنگ / روز بیست و دوم ]
<🌱 دل بسوزان برای من، و مرا برهان از دست این تیغ نامرد ִֶָ• >
- این‌روزها، برخلاف کلمات و حرفام، نگاهم خیلی مشغوله. مدام درحال دیدن آدم هام. می‌بینم و تحلیل می‌کنم. می‌بینم و می‌خندم. می‌بینم و میخونم و می‌شنوم. می‌بینم و هم زمان که درگیر میشم، می‌گذرم. حس پر رنگ این روزهام، دیدنه! وقتی که هرشب یه نقطه از شهر می‌ایستم و پرچم دست می‌گیرم، و به نگاه ها فکر می‌کنم. من تا قبل از این جنگ، انسان حساسی بودم که نگاه ها، خیلی اذیتم می‌کرد. همیشه از نقاط مختلف ناراحت شدم، چون سنگینی نگاه ها و حتی منظور هر نگاهی رو حس می‌کردم. از بچگی به سبب اتفاقات و آدم‌هایی، تمایز نگاه خوب و بد رو درک می‌کردم. تفاوت درک و حس اینه که تو موقع درک کردن، اطمینان داری به حست و شاید حتی تجربه‌ای ضمیمه‌اش باشه؛ ولی موقع حس کردن، تو داری حدسی که نمیدونی درست یا غلطه رو واکاوی میکنی و دنبال تثبیت اون حسی. من این شب و روزها، خیلی از چشم هام استفاده می‌کنم. و من از بعد جنگ، نگاه ها برام اونقدر مهم نیست. اگر امروز ازم بپرسن، دستاورد خودت از این جنگ چیه؟ میگم: دیدن و گذشتن. من این روزها دیگه روی حرف ها قفل نیستم، روی آدم ها و البته روی نگاه ها! و خدا چقدر منو دوست داره که این نعمت رو به من بعد از سال ها عطا کرده. الهی شکر : )). • راستی، دستاورد شما چیه از این شب و روزها؟ برام بگین حتما، می‌نویسم درباره‌ش براتون .. . [ | گذر ]
- تو خیالات من نبود که روزی، یکی از دوستان نزدیک من، همسر شهید باشه. این که کسی که بارها نشستین باهم از همه چی حرف زدین و خندیدین، کسی که خیلی حرفارو بهم زدین که در دنیای معمولی گفته نمیشه، کسی که هم‌راه هیئتی توئه، روزی داغ همسر جوون ببینه و تو شاهد ذره ذره آب شدن یکی از عزیزات باشی. ولی فاطمه زهرای قلبم، همسر شهید شد، درحالی که قرار بود همین ماه، یعنی اردیبهشت برن سر خونه زندگی‌شون : )). من حکمت خدارو نمی‌دونم! فقط اون‌قدر مطمئنم بهش که می‌دونم اگر چیزی رو از آدم میگیره، قطعا بهتر ترش رو بهت میده. من به این باور دارم و ایمان قلبی منه. . الان واسه‌ی فاطمه دعا می‌کنم به زودی خدا نوری رو به قلبش بده، که جبران اینهمه روزای سخت باشه. و‌البته الهی خدا به قلبش صبر بده که نبودن همسری که بهترین بوده رو تحمل کنه. آمین :)) . راستی؛ کانالی که فاطمه‌زهرا زده واسه‌ی بیان یسری حرف‌ها و خاطراتی که مربوط به عزیزش بود و اسرائیل در عرض چند دقیقه، تموم دنیاشون رو خراب کرد : )) ✨ https://eitaa.com/ShahidAhmadabadi ✨ • عضو بشین و انتشار بدین دخدریای من🫂 قلب براتون.
- باور کنین اینقدر سوژه برای نوشتن دارم، که نمی‌دونم چی بنویسم‌. فقط عکس میگیرم که یادم نره بنویسم، و بعد هرچی عکسارو می‌بینم ذوق می‌کنم و یادم میره بنویسم :)))))))))). فراموشکارم خودتونین✨
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
میاین باهم یه #قرار قشنگ بذاریم؟ بیاین روزِ هشتم هر ماهمون رو تقدیم کنیم به بابا رضا؛ به احترامش اون
هشتم ماهه، ماه هشتمم :)) . خیلی جدی حس من نسبت به هشتمین روز هر ماه، اینه که خدا تمووووم گناهامو می‌بخشه و از اول فرصت زندگی بهم میده. هشتم ماه یادتون نره؛ این هشت امام رضایی تر از همیشه‌اس🫀.
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
نماز امام جواد رو بخونید؛ تغیراتی که توی زندگی براتون حاصل میشه رو عینا می‌بینید، در ضمن برای طلب درخواست های دنیایی هم سفارش میشه :). به این صورت که روز چهارشنبه، بعد از نماز عصر دو رکعت نماز میخونید، مثل نماز صبح و بعد از اتمام نماز ۱۴۶ مرتبه میگید ‹ماشاءالله؛ لاحول ولا قوة الا بالله› و بعد درخواست هاتون رو از خدا طلب می‌کنید؛ من رو هم دعا کنید :).