‹مـٰاهِ مَـڹ›
- اما عزیزِ من، هنوز وصلت گرانبهاست و من هنوز در تمنای وصالت، به زمین و آسمان چنگ باید بزنم. اشک ه
مرا بخواه عزیزِ من، بخواه. :))
‹مـٰاهِ مَـڹ›
صد و چهل و دو شب .. دل تورا میطلبد، دیده تورا میجوید :)
شب صد و پنجاه و چهار ..
مرا ز خود مکن ای جان جدا، که میمیرم :))
بسم الله /
شروع میکنم اتفاق نامهی اربعین ۱۴۰۵ رو!
بیاد تک تک شماهایی که توی قلب منین و دوستون دارم..
نادیدههای عزیز و دوستداشتنی : ))
-
مدتها بود میگفتم خستهام.
میدانستم راه نجات شمایی، میخواستم فرار کنم به سمتت، نمیشد.
مانع بزرگی جلوی راهم بود.
خودم!
این مَن کیست که اینقدر من را از تو دور میکند،
و اینقدر مرا به تو نزدیک؟
#اربعین1405 | اتفاقنامه
-
هنوز آب بهانهات را میگیرد؟
من ولی میگیرم.
آب میخورم به نیابت از تو که روزه شهید شدی.
آقای مظلوم من..
#اربعین1405 | اتفاقنامه