صدای پای تو آمد، خیال کردم باد
عبور میکند از روی پردههای قدیمی
سهراب_سپهری
#شعر
من نیاز دارم فحش جدید یاد بگیرم،
این دایره ی لغات فحشی که بلدم،
دیگه حق مطلبو در شرایط مورد نیاز ادا نمیکنن:[
همه زندگی چندان ارزش ندارد که به خاطرِ آن از سرِ ترس بر خود بلرزیم یا دل افسرده شویم. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابرِ مصائب، سینه را گستاخانه سپر کنید.
در باب حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
#متن
سرگذشت دل من
زندگینامهی انسان است
که لبش دوختهاند
زندهاش سوختهاند
و به دارش زدهاند...
هوشنگ ابتهاج
#شعر
امید
نخی است نازک اما محکم که ما را
از دل تاریکی به صبح میکشاند.
وقتی همه چیز خاموش است،
او آرام میگوید
ادامه بده نور نزدیک است🌱🌜
#دلنوشته
این بیت از مولانا یه آرامش خاصی میده:
و اگر بر تو ببندد همه رَهها و گذرها
رَه پنهان ِنماید، که کس آن راه نداند🌚🤌🏾
#شعر
آهای کوله صورتی.
رفتهای پیش کاپشن صورتی؟
شما صورتیها چقدر ما را جان به لب میکنیدها. بهم بگو ببینم وقت کرده بودی لقمهای که مادرت توی کوله گذاشت را بخوری؟ شاید هم روزه بودی. مثلا روزه اولی. مامان وقتی ضعف میکردی و یک گوشه میافتادی دست میکشید روی موهایت. میگفت میخواهی روزهات را باز کنی دردت به جانم؟ تو ولی میخواستی آدم بزرگ باشی و روزهی کامل بگیری. راستی سر کدام درس بودی؟ شما هنوز تاریخ ندارید نه؟ تو میدانستی ما برای اینکه " الله" وسط این پرچم سه رنگ بماند، چقدر خون دادهایم؟ توی حیاطتان پرچم بود؟ هیچوقت فکر میکردی آنقدر خوشبخت باشی که آن را بپیچند دور جسم بیجانت؟ ولی زود بود صورتیجانم. تو تاوان آن ترسوهای مجازی را دادی که میخواستند ترامپشان بزند و زد و آنها الان توی ترافیک جاده شمال گیر کردهاند. از این به بعد بیشتر گیر میکنند. به همه جا. به همه چیز. خون شماها زندگیشان را میگیرد. بعد این وطن نیست که نخکش میشود، بلکه خودِ خودشانند. آنها گیر میکنند اما تو رها شدی صورتیجانم. فقط مامان تنها مانده. او تا ابد سر سفره افطار دست به آن بامیهها که دوست داشتی نمیزند. راستی لباس عیدت هم صورتی بود؟
#دلنوشته
⚫️ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
رهبر معظم انقلاب در پی تجاوز آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان به شهادت رسیدند🙂💔🖤