eitaa logo
Banoo Privé
61 دنبال‌کننده
128 عکس
19 ویدیو
5 فایل
با لاله‌ها زندگی می‌کنم
مشاهده در ایتا
دانلود
اعصاب برام نزاشتی دختره پتیاره
میخوام به حال دل منصور گریه کنم
حال ندارم اصلا
داشتم برا نجمه ویدئو مسیج میگرفتم پسره تو پارک بهم گفت خاله از چی پارک ویدئو میگیری بخدا پارک زشته، میخواستم بهش بگم نه دارم از خوشگلیای خودم فیلم میگیرمم :)))
چادر خواستگاریم رو خریدم، لطف کنید حاج‌آقام رو بیارید
وای فردا کلاس خیاطیم رو چیکار کنم
هدایت شده از Masoum˖
بهم گفت چقدر به خاطرات تعلق داری؟ من کارت ورود به جلسه امتحان نهایی‌م رو ننداختم؛ خاطرات تک تک امتحانات رو با تاریخ نوشتم و امروز که آخرین روز سال تحصیلی بود هم لحظاتش رو ثبت کردم. این هم رفت تو صندوقچه‌ی خاطرات‌.
بزارید براتون صندوقچه خاطراتم رو باز کنم
اول از اون قدیم قدیمیه
بچها از خیر دفتر خاطرات اولیم گذشتم🙂
فکر کنم سال ۱۴۰۰ بود سال اولی بود که اومدیم این خونه، تو ظهر گرما رفتم مغازه سرکوچه تا یچیزی بخرم و یادم نیست چی بود. یه پسر کوچولوی فسقلی وقتی منو با چادر دید یه دستمال از اون پاکت جیبی اسپایدرمن دراورد و با یه لبخند خوشکل بهم داد. فکر کنم محرم بود و دلم گرفته، تصمیم گرفتم شبای محزونم که با مداحی گریه می‌کنم باهاش اشکام رو پاک کنم اما رسیدم خونه ماژیک رو برداشتم و خط نویسی کردم: پسرکوچولوی مهربون. از این خاطره و دستمال حدود ۵ سال میگذره. پیوست/ گل خشک شده رو محمد از درخت پیش خونمون چید.