‹ رد ِخــون ›
ـ
اینجا هیچکس شبیه حرفاش نیست ؛
اما تو تفسیر دقیق چشمهایت بودی .
هدایت شده از ‹ رد ِخــون ›
خاک ُ ریختن ،
همه رفتن ،
حتی نزدیک ترین کسانش .
او ماند و خدایش .