‹ رد ِخــون ›
ایستادهام ، نفس میکشم لبخند میزنم ، مبارزه میکنم . مگر زندگی چیزی بیش از این است ؟
گذر زمان دردها و زخم های زندگی را از وجودم التیام میبخشد ولیکن توان به نیستی سپردن خاطرات را از روحم سلب میکند. با این حال باز ایستادن از مبارزه بیمعنیست.
چه میشود کرد؟ مگر زندگی چیزی بیش از این است؟
٫٫
خدایا مرا بسوزان
استخوانهایم را خرد کن
خاکسترم را به باد بسپار
ولی لحظهای مرا از خود وامسپار .
شهیدمصطفیچمران
٫٫
بسیجی را
نه با تشکر میشناسند ؛
نه با تقدیر ؛
او سهمش فحش است و گلوله ؛
و پایانش شهادت .