؛
در نمازم بین سجده
لحظه ای عطرت رسید
آنقدر در سجده ماندم
تا قضا شد آن نماز .
سرم هوای تو دارد ، دلم هوای ضریح
چه میشود که سری گوشهی حرم بزنم !؟
او ؛
تداعی کنندهٔ سیر من از عصیان به سوی
تعادل و از نفرت انتقام به سوی عشق بود .
شدهام مثل ِمریضی ك پس از قطع ِامید
در پی معجزهای راهی ِمشهد شده است ..