هدایت شده از منِ گمشده(:
حال من را گر بپرسی نیست من را حال خوش
آن که خواهد وصل غربت حال او کی خوش بود؟
زخم، نه برای رنج دادن ،
که برای یادآوری است ؛
که تو زیستهای ،
جنگیدهای ،
یاد گرفتهای ؛
و هنوز ایستادهای .
هدایت شده از ضامن ِقـلبم .
هرکس گدای درگه باب الرّضا شود
از فضل او چنان ببرد تا رضا شود .