پاشدم خود را تکاندم هر زمان خوردم زمین
خسته بودم ، کم نیاوردم ، هنر یعنی همین .
‹ رد ِخــون ›
ترکیب ِ بینظیر ..☕️
با تموم شدن این کتاب ، حس ُ حال غروب جمعه سمتم اومد ..
هدایت شده از کربلای پنج ؛
_ از کجا مطمئن بودی نمیزدمت؟
+فادیه هیچوقت بسامو نمیزد.
میگفت :
فقط
آویزون خدا باشید
خدا برعکس بندههاش
مرام و معرفت و جبران میکنه ..