📌محمدحسین انصارینژاد؛ شاعر
🔻 زخم تبر به نخل ولایت رسیده است
▪️هرچند بر قبیله جراحت رسیده است
دست دعایشان به اجابت رسیده است
▪️گفتند بر جنازۀ خورشید عدّهای
ای قوم بیستاره! قیامت رسیده است
▪️گفتند با هجوم ملخهای آتشین
سهم شما مزارع آفترسیده است
▪️گفتند ابن سعد، حوالی ملک ری
ناگاه با تمام شقاوت رسیده است
▪️قد راست کی کنید شما؟ چون هزار بار
زخم تبر به نخل ولایت رسیده است
▪️انگار وقت واقعه پیغمبری به کوه
با سورهسوره زخم به بعثت رسیده است
▪️گفتند رفتهرفته به بنبست میرسند
از بس بر این قبیله مصیبت رسیده است
▪️ای سر! پس از امام به گردن چه میکنی؟
برخیز! وقت ترک سلامت رسیده است
▪️الّا به روی نیزه سری سرفراز نیست
ای سیب سرخ! وقت شهادت رسیده است
▪️سوگ امام آینهها هم حماسی است
اینگونه از امام اشارت رسیده است
▪️آمد امیر قافله و جمله خصم را
قدر هزار زلزله وحشت رسیده است
▪️امشب بخوان روایت صبح قریب را
امشب از آفتاب روایت رسیده است
▪️تا روز حشر بر سر ما سایهگستر است
این خلعت خدا که به امّت رسیده است
▪️آیینهایست یکسره از سیدالشهید
وقت طلوع آن قد و قامت رسیده است
▪️امشب خبر کنید فقیهان شهر را
چون موسم بهار فقاهت رسیده است
▪️با «صاحب جواهر» از این جاده، صبحدم
سرشار از جواهر حکمت رسیده است
▪️انگار مست خاطره از جادۀ سلوک
دستش به روی شانۀ «بهجت» رسیده است
▪️از یمن ذکر نیمهشب است و دعای صبح
از فرش اگر به عرش زعامت رسیده است
▪️بنگر هلا ورقورق اردیبهشت را
ای باغ زرد! فصل طراوت رسیده است
▪️آواز ارجعیست پیاپی به گوش ما
بر دل طنین آیۀ رجعت رسیده است
▪️هر گل به شوق بشکفد امشب محمدیست
هر گل که گرم مشق سیادت رسیده است
▪️میبینم از سلوک گل سرخ، ناگهان
با شال سبز کشف و کرامت رسیده است
▪️دریا به غیر فلسفۀ اتحاد نیست
دریاست کثرتی که به وحدت رسیده است
▪️این وارث قبیلۀ خورشید مجتباست
ای اهل قبله! لحظۀ بیعت رسیده است
▪️این تیغ حیدر است که در دست مجتبی
با جوهر شکوه و صلابت رسیده است..
▪️بر دستهای تفرقهاندیشِ پیش رو
هر دم هزار مرتبه لعنت رسیده است..
▪️در هر دلی چراغ ولای تو روشن است
بیشک به شاهراه هدایت رسیده است
▪️لبنان به شوق، «نصر من الله» بر لبند
عطر هزار آیۀ نصرت رسیده است
▪️ما را به سوی خیمۀ موعود میبری
چون از امام عصر عنایت رسیده است
▪️اشکم بر این قصیده چکیدهست بیتبیت
نمنم به قصد عرض ارادت رسیده است
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت وحید یامین پور درباره روز هجدهم جنگ رمضان
🔻ترس ابزار کلیدی شیطان است
🔹روز هجدهم جنگ، روز منحصر به فردی بود. همهی اخبار و گمانهها بر تولید ترس و اضطراب متمرکز بود. ترامپ پلید از یک "شگفتانه" برای ایران سخن گفته بود و مزدور سبُکمغزش پهلوی مفلوک، از پیش فراخوان ترور مسلحانه داده بود.
🔹مردم روزهدار پیش از سرخی غروب خیابانها را پُر کردند تا جایی برای قدمهای ناپاک وطنستیزان باقی نماند.
🔹سالها بعد یاد این شبها ما را به خروش خواهد آورد. روزها و شبهایی که عرصه مجاهدت، مقارن با عبادت و روزهداری است. تن دادن به تهدید و ترور و "نترسیدن". ترس ابزار کلیدی شیطان است «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ». ما از تحت ولایت شیطان بیرون رفتهایم و دیگر این ابزار بر ما اثر نمیکند. آنگاه که کید و کار شیطان بیاثر شود، نصرت الهی خود را آشکار میکند و مگر اکنون آشکار نشده؟
🔹چه بسا مهمترین نصرت و یاری الهی که اکنون آشکار شده همین "سکینه" و آرامشی است که در متن جنگ و در همسایگی ترور و آتش در چهرههای مومنان آشکار شده:
«هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدای متعال آرامش به دلهای مؤمنین داد، «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ تا اینکه ایمانشان تقویت شود...
🔹مردم، هر شب با ایمانی افزون از شب قبل تکبیر میگویند. کار تمام است. آنچه کارشناسان جنگی نامش را "تصعید" یا افزایش متقابل تنش گذاشتهاند در اینسو به افزایش تصاعدی ایمان و سکینه بدل شده... با ریخته شدن خون هر شهیدی، بیداری ما و ایمان و سکینه بیشتر اوج میگیرد. این جنگ، بیرون از زمان و مکان معمول و متعارف رخ داده. ما همه هر شب در خیابان به عملیات اعزام میشویم و هر روز مسافر کاروان راهیان نور هستیم.
#جنگ_رمضان
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
هدایت شده از KHAMENEI.IR
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 کمک کماکان در راه است
نجاتدهنده از آسمان فرود میآید
ما را منفجر میکند
و در گور میخواباند،
بگویید
یارانِ سفرکرده را
کمک کماکان در راه است.
اگر خانهام ویران شد
بگویید هزینۀ آزادی بود،
اگر زیر آوار ماندم
بگویید در بمبارانِ پادگانی پیدایش کردیم،
اگر مُردم
بگویید از خودشان بود،
یارانِ سفرکرده نازکدلند
مباد مکدر شوند
مباد خیال کنند بد برای ما خواستهاند.
اما
اگر زنده ماندم،
از زیر آوار بیرونم بیاورید
دهان از خاک خالی میکنم
چشم در چشمشان میدوزم
و گفتنی را
به لحنی فصیح در رویشان میگویم،
بیکلام
با آبِ دهان.
✍🏻امید مهدینژاد
#جنگ_نوشت
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
🔻ایران اسلامی تسلیم نمیشود؛ خون شهیدان، ضامن استمرار اراده ملت
🔹ترور ناجوانمردانه و شهادت جانسوز دکتر لاریجانیها و سردار سلیمانیها و غیرهم از مسوولان و سرداران عزیزمان، گرچه تلخ است اما هیچ رخنهای در اراده پولادین ملت برای حضور مستمر در صحنه و انگیزه نیروی مسلح مقتدر ما در ادامه و تشدید مبارزه و گرفتن انتقام خون شهیدان نخواهد داشت. ایران اسلامی تسلیم نمیشود
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت وحید یامین پور برای حامیان ترامپ
🔻روز بیستم از راه میرسد...
🔹اینبار خطابم به همان سبُکمغزهایی است که عمو ترامپ را برای حمله به ایران دعوت کردند. کمکها دارند تکمیل میشود. خیلی زود کار رسید به زدن زیرساختها. به نفت و برق و گاز؛ امروز عسلویه هم بمباران شد.
🔹شماها که آرزوی چریدن بیشتر داشتید، شماهایی که احتمالا سالهاست ترجمهی کتابهای زرد موفقیت ترامپ را از دستفروشهای خیابان انقلاب خریده و خواندهاید و دروغهای یک دزد شهوتران را باور کردهاید. شما که دوست داشتید ملانیا را از نزدیک ببینید و لمس کنید و مجبور نباشید برای مست کردن و ولنگاری به دُبی بروید... راستی دُبی شهر اشباح شده. ساکنان اصلی شهر که چند میلیون هندی و بنگلادشیاند از ذلت و بیچارگی شیوخ امارات ذوق زدهاند، برعکس شما که پیشخرید بلیط دبی برای ایام نوروزتان سوخته... اگر عمو ترامپ کمکهایش را تکمیل کند، دُبی که هیچ، برای رفتن به آشخانهی چالوس باید ۲۴ ساعت در صف بنزین منتظر بمانید و از دستفروشها شمع بخرید برای شبهای بیبرقی.
اوکراین جلوی چشم شماست. زلنسکی منابع دهها و بلکه صدها سال آيندهی کشور ثروتمندش را با کمکهای نسیهی آمریکا تاخت زد تا شهرهای بیشتری را به روسیه نبازد. اگر جمهوری اسلامی برود(که خوابش را هم نمیبینید) ترامپ پول کمکهایش را تا صدسال بعد از شما میگیرد. پول تک تک بمبهایی را که با آنها فرزندان ما را کشته.
🔹حتی پول آن دو موشک لعنتی تاماهاوک که ۱۶۰ کودک مینابی رو تکه تکه کرد. شما سبُکمغزها باید ساعتها در صف بنزین ۱۰۰هزار تومانی بمانید، اگر بزرگراهی مانده باشد که در آن دور دور کنید.
نفت و گازتان فروش میرود و پولش مثل عراق بهجای آمدن به کشور، اول به خزانهداری آمریکا میرود تا هزینههای کمکهای آمریکا به مردم عراق از آن کسر شود.
🔹حرفهای زیادی داریم برای شما سبُکمغزها، اما با آنها که سر در چاه توالت فرنگی رسانههای نجس اسرائیلی فرو کردهاند چگونه میشود سخن گفت؟! هیچ...
#جنگ_رمضان
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
🔻 روایتهای ائمه درباره جهاد در «کتابُ الجِهاد» منتشر شد
🔹در دنیایی که مدام تلاش میشود تا چهرهای خنثی از دین ارائه شود، بازخوانی متون دستاول شیعی، حرفهای دیگری برای گفتن دارد.
🔹حدود قرن ۳ هجری برای اولین بار فردی به نام صفار قمی، روایتهای ائمه درباره #جهاد را در کتابی به نام «کتابالجهاد» گردآوری کرد. این کتاب را اولین کتاب شیعه خواندهاند که اختصاص به جهاد و نوع و نگرش امامان به این مطلب را نشان میداد.
🔹سالها بعد این کتاب دیگر در دسترس نبود مگر حدیث و روایتهایی در کلام برخی عالمان دین در کتابهایی دیگر.
🔹بعد از قرنها، امسال و در این زمانه، حمیدرضا میررکنی بنادکی، از لابلای سطور کتب مختلف به گردآوری مجدد این کتاب پرداخته و حالا این کتاب به همت نشر بینالملل منتشر و روانه بازاردشده است.
🔹«کتابُ الجِهاد» بازسازی بخش «الجهاد» از میراث حدیثی محمد بن حسن صفار، محدث برجسته قرن سوم و صاحب کتاب بصائر الدرجات است. کتاب حاضر در ۱۱۶ صفحه شامل یک مقدمه تفصیلی در آسیبشناسی پژوهشهای معاصر پیرامون جهاد و متن اصلی روایات است. هدف از انتشار این اثر، ارائه منبعی اصیل، کهن و در عین حال قابل فهم برای مخاطب عمومی است تا با آداب و حقیقت جنگ در مکتب اهلبیت (ع) آشنا شوند.
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌محمدمهدی عبداللهی؛شاعر
بغضی نشسته در گلوی هر خیابان است
اما فلسطین بیشتر دلتنگ باران است
کشتند آقای شهیدانِ حرم را... آه
آقای کشور دوست، قربانیِّ ایران است
باید مسیر انقلاب عشق را فهمید
مبدأ: ولیّ عصر(عج)، مقصد تا خراسان است
پرچم نمی افتد زمین، صاحبْ عَلَم باقیست
صاحب زمان در فتنه ها همراه انسان است
لاتحزَنوا لاتَقْنَنطوا منْ رَحْمةِ رَبّی
یاد خدا آرام بخش هر دل و جان است
وقت سحر هنگامه ی خوب مناجات ست
درهای رحمت باز شد، شب های رمْضان است
ایرانِ من زنده ست، روح ربّنا جاری ست
ایرانِ من! آماده ی جنگی نمایان است
حکم جهاد آمد الا ای همسفر برخیز
میدان رزم ما همین کوی و خیابان است
در صحنه باید بود با فریاد جانبازی
مشق شب سربازها، میدان به میدان است
این شورهای در سرِ هر لاله ی عاشق
تجدیدِ بيعت با امام و با شهیدان است
ای با وفا مردم، چه طوفانی به پا کردید!
در جای جای میهنم، سیل خروشان است
بهر نبردی بی امان، آماده تر هستید؟!
این لشکر خونخواهی خورشید دوران است
خیبرشکن ها راهیِ قلب تلاويو اند
هر موشک ما لرزه بر اندام شیطان است
این روزها طی می شود، لایُخْلِفُ المیعاد
این وعده ی صادق، همانا حکم یزدان است
دارد صدای فتح می آید... خدایا شکر
عمر سگ و کفتارها هم رو به پایان است
ایرانِ من! با رمزِ یا زهرا و یا حیدر
با اذن ربُّ العالمین، پیروزِ میدان است
با قائدِ أمّت دوباره عهد می بندیم
تکلیف ما، حفظ نظام و حفظ قرآن است
آری عَلَم بر دوشِ سیّد مجتبی باقیست
اکنون گلِ سیدعلی، جانِ گلستان است
باید که یاری کرد این فرزند صالح را
لبیکِ یاران علی، بی شک دو چندان است
کابوس صهیون چیست؟! خار چشم دشمن کیست؟!
آقای جمهوری اسلامیِ ایران است
#لبیک_یا_خامنه_ای
#ایران_شهید
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت جواد کلاته عربی برای شهادت دکتر علی لاریجانی
🔻 میداندار روزهای سخت
🔹 خبر شهادت ایشان را که شنیدم، رفتم سراغ عکسهای آن جلسه و متن گفتگویم با ایشان. بعد از چند روز پیگیری، آن روز، ساعت یازدهونیم خبر دادند که نیم ساعت دیگر برای انجام مصاحبه اینجا باشید. راه، طولانی نبود. خیلی زود به همراه همکار بخش فرهنگی، خانم ملکی، آماده شدیم و برای صحبت دربارۀ شهید حسین امیرعبداللیهان بهسمت دفتر ایشان راه افتادیم. محل کارشان یک آپارتمان دو سه طبقه در انتهای خیابان کشوردوست، در داخل مجموعۀ بیت رهبر انقلاب بود. حالا خیلی کاری به آن جلسه ندارم. ما داخل اتاقی شدیم که احتمالا برای نشستهای خبری و گفتوگوهای تصویری تدارک دیده بودند. دقایقی طول کشید تا ایشان وارد اتاق شوند. در این چند دقیقه، من به این فکر میکردم که دنیای سیاست حتما خیلی بالا و پایین دارد. آدمهای این عرصه ممکن است یک روز در صدر قدرت و یک روز در حاشیه قرار داشته باشند. با خودم فکر میکردم مملکت ما آدم سیاستمدار و صاحبمنصب کم به خودش ندیده که برای رسیدن یا باقی ماندن در قدرت، چهها که نکردهاند و چه آتشها که نیفروختهاند! اما این آدم پخته و سیاستمدار باوجاهتی که در عین توانایی و شایستگی، صلاحیتش برای ریاستجمهوری احزار نشد، بدون اینکه کوچکترین حاشیهای درست کند، آمده در جایگاه مشاور رهبر انقلاب در این گوشه نشسته و بیسروصدا کارش را انجام میدهد. در حالی که همین الان هم مورد لطف بعضی از ماها قرار میگیرد که: آقا برای اینکه فلانیها را مدیریت کند، مجبور است یک عنوانی مثل مشاور و رئیس مجمع و نماینده شورای بهمان، به این و آن بدهد تا از شر آنها در امان بماند!
🔹بند کوتاه پایانی گفتوگویم با ایشان در آن جلسه، این بود:
ـ اگر در پایان این گفتوگو نکتهای هست، من در خدمتتان هستم.
ـ نه... من هر وقت یاد ایشان میافتم، برایشان دعا میکنم و میدانم که جایگاه خوبی در پیشگاه الهی دارند. یکی از دوستان صمیمی و خدوم را از دست دادیم. خیلی دلم سوخت وقتی که ایشان به شهادت رسید. در سنین بلوغ فکریاش بود. حیف شد ایشان رو از دست دادیم. انشاالله خداوند ایشان را در مراتب بالای قرب خودش قرار بدهد.
🔹حالا میخواهم عرض کنم که: آقای شهید علی لاریجانی، ما هم شما را در اوج بلوغ فکری، پختگی سیاسی و شجاعت و اقتدار انقلابی از دست دادیم. حتما کسی با این معنا مخالفتی ندارد که شما بعد از رهبر انقلاب، برجستهترین شخصیت جمهوری اسلامی بودید که در جنگ دوازهروزه و حتی در جریان همین جنگ رمضان، مردانه وارد میدان شدید و با جان و بیان و قلمتان حقیقتا میدانداری کردید و راستی، بالاخره تایید صلاحیت هم شدید...
حالا میخواهم عرض کنم: ما هر وقت یاد شما میافتیم، برایتان دعا میکنیم و میدانیم که جایگاه خوبی در پیشگاه الهی دارید. ما یکی از مسئولان خدوم را از دست دادیم. خیلی دلمان سوخت وقتی شما به شهادت رسیدید. در سنین بلوغ فکریتان بودید. حیف شد شما را از دست دادیم. انشاالله خداوند شما را در مراتب بالای قرب خودش قرار بدهد.
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌مهدی حنیفه؛ شاعر
▪️ساعت صبح دهم هرچه دگرگون میشد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون میشد
▪️بغض در باور سرخط خبرها پر بود
واژه واژه خبر از خون جگرها پر بود
▪️نور این قافله به صبح سپیدش پیوست
یار ما رفت و به یاران شهیدش پیوست
▪️مهر و انگشتر و تسبیح و عبایش باقیست
رفت و پشت سر این ایل، دعایش باقیست
▪️راه عشق است که از هر چه بلا عاری نیست
تیغ بردار که هنگام عزاداری نیست
▪️خون ما در رگ تاریخ به جوش آمده است
از عزای تو حماسه به خروش آمده است
▪️چه کسی گفت که در فکر فرارت بودی؟
همه دیدند که در دفتر کارت بودی
▪️همه دیدند شب از جلوهٔ نور تو پر است
همهٔ شهر من از عطر حضور تو پر است
▪️کار داریم از امروز دگر با دشمن
متحیر شود از بهت تماشا دشمن
▪️فکر کردید دگر آب گذشت از سرمان؟
تیزتر شد پی پیکار شما خنجرمان
▪️خون ما از لبهٔ تیغ تو برندهتر است
به همین صبح قسم خامنهای زندهتر است
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌سارا رمضانی؛ شاعر
▪️لحنش، نگاهش، طرز لبخندش
آن اقتدار بیهمانندش
▪️در انتظار لحظۀ دیدار
مشتاقهای آرزومندش
▪️چشمان پرشور حسینیه
فرمایش شیرینتر از قندش
▪️از راه حق میگفت با مردم
پیچیده در گوش جهان پندش
▪️سنگینی بار امانت بود
بر شانههای چون دماوندش
▪️وقتی که دشمن بیت او را زد
مشت گره کرده، پدافندش
▪️سنگین و بغضآلود و طولانیست
امسال با این آهِ اسفندش
▪️میبالد ایران تا ابد بر او
بر قامت سرو تنومندش
▪️او رفته اما راه او باقیست
در گامهای سبز فرزندش
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت حسین پاک؛ خبرنگار درباره اهمیت روایت جنگ
🔻 از شلیککننده موشک، به روایتکننده حقیقت
🔹در جنگها همیشه آنچه در آسمان رخ میدهد، با آنچه در ذهنها شکل میگیرد یکسان نیست. موشکها مسیر خود را میروند، اما روایتها مسیر دیگری دارند.
🔹در روزهای اخیر، یک واقعیت میدانی بهوضوح خود را نشان داده است: بخش قابل توجهی از حملات موشکی به اهداف خود رسیدهاند. این را نه فقط منابع داخلی، بلکه حتی بخشی از رسانههای دشمن نیز، با ادبیات کنترلشده و محتاطانه، تأیید کردهاند. وقتی رسانهای که مأموریتش پنهانسازی شکست است، ناچار به اعترافهای حداقلی میشود، یعنی رخداد در میدان، از سطح انکار عبور کرده است.
🔹اما پرسش مهم اینجاست: چرا این تصویر، آنگونه که هست، به ذهن مردم منتقل نمیشود؟
🔹پاسخ را باید در جایی جست که کمتر دیده میشود: در «لایه میانی جنگ»، جایی بین واقعیت و ادراک. دشمن فقط در آسمان با موشکها نمیجنگد؛ در زمین با روایتها میجنگد. او میان «وقوع» و «وصول» میایستد؛ میان آنچه اتفاق افتاده و آنچه مردم باور میکنند.
🔹در این میدان، پدافند فقط سامانههای رهگیری نیستند. یک پدافند دیگر هم وجود دارد: پدافند رسانهای. و اگر اولی دچار فرسایش و نقص شود، دومی با شدت بیشتری فعال میشود تا خلأ را پر کند. به بیان سادهتر، وقتی موشکها عبور میکنند، روایتها سد میشوند.
🔹دشمن بهخوبی میداند که شکست واقعی، نه اصابت یک موشک، بلکه پذیرش آن در افکار عمومی است. به همین دلیل، میان شما و واقعیت، یک دیوار نامرئی میسازد: سانسور، تأخیر، تحریف، و بمباران خبریِ معکوس. در این میان، حتی اعترافهای او نیز طوری تنظیم میشود که «کمترین اثر روانی» را داشته باشد.
🔹نتیجه چیست؟ پارادوکس عجیبی شکل میگیرد:
موشکها به هدف میرسند، اما خبرشان به ذهنها نمیرسد.
🔹این دقیقاً همان نقطهای است که جنگ مدرن را از جنگ کلاسیک جدا میکند. در گذشته، پیروزی را با تصرف زمین میسنجیدند؛ امروز، با تصرف ذهن.
🔹پس اگر امروز احساس میشود واقعیتها آنگونه که باید دیده نمیشوند، این نه از ضعف میدان، بلکه از شدت نبرد در لایه روایت است. جایی که دشمن، پس از ناکامی در رهگیری فیزیکی، به رهگیری ادراک روی آورده است.
🔹و اینجاست که مسئولیت تغییر میکند:
از شلیککننده موشک، به روایتکننده حقیقت.
🔹در چنین صحنهای، هرکس که بتواند واقعیت را دقیق، مستند و هوشمندانه منتقل کند، بخشی از معادله را تغییر داده است. چون در نهایت، این فقط موشکها نیستند که مسیر جنگ را تعیین میکنند؛ بلکه روایتها هستند که نتیجه آن را تثبیت میکنند.
🔹موشک ها میرسد و اصابت میکند
بهتر از هر زمان دیگری
جهاد ادامه دارد.
mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی