eitaa logo
مجمع ناشران انقلاب اسلامی
756 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
479 ویدیو
206 فایل
ارتباط با روابط عمومی مجمع ناشران انقلاب اسلامی: @ketab_nashr
مشاهده در ایتا
دانلود
📌یادداشت جواد کلاته عربی برای شهادت دکتر علی لاریجانی 🔻 میدان‌دار روزهای سخت 🔹 خبر شهادت ایشان را که شنیدم، رفتم سراغ عکس‌های آن جلسه و متن گفت‌گویم با ایشان. بعد از چند روز پیگیری، آن روز، ساعت یازده‌ونیم خبر دادند که نیم ساعت دیگر برای انجام مصاحبه اینجا باشید. راه، طولانی نبود. خیلی زود به همراه همکار بخش فرهنگی، خانم ملکی، آماده شدیم و برای صحبت دربارۀ شهید حسین امیرعبداللیهان به‌سمت دفتر ایشان راه افتادیم. محل کارشان یک آپارتمان دو سه طبقه در انتهای خیابان کشوردوست، در داخل مجموعۀ بیت رهبر انقلاب بود. حالا خیلی کاری به آن جلسه ندارم. ما داخل اتاقی شدیم که احتمالا برای نشست‌های خبری و گفت‌وگوهای تصویری تدارک دیده بودند. دقایقی طول کشید تا ایشان وارد اتاق شوند. در این چند دقیقه، من به این فکر می‌کردم که دنیای سیاست حتما خیلی بالا و پایین دارد. آدم‌های این عرصه ممکن است یک روز در صدر قدرت و یک روز در حاشیه قرار داشته باشند. با خودم فکر می‌کردم مملکت ما آدم سیاستمدار و صاحب‌منصب کم به خودش ندیده که برای رسیدن یا باقی ماندن در قدرت، چه‌ها که نکرده‌اند و چه آتش‌ها که نیفروخته‌اند! اما این آدم پخته و سیاستمدار باوجاهتی که در عین توانایی و شایستگی، صلاحیتش برای ریاست‌جمهوری احزار نشد، بدون اینکه کوچکترین حاشیه‌ای درست کند، آمده در جایگاه مشاور رهبر انقلاب در این گوشه نشسته و بی‌سروصدا کارش را انجام می‌دهد. در حالی که همین الان هم مورد لطف بعضی از ماها قرار می‌گیرد که: آقا برای اینکه فلانی‌ها را مدیریت کند، مجبور است یک عنوانی مثل مشاور و رئیس مجمع و نماینده شورای بهمان، به این و آن بدهد تا از شر آنها در امان بماند! 🔹بند کوتاه پایانی گفت‌وگویم با ایشان در آن جلسه، این بود: ـ اگر در پایان این گفت‌وگو نکته‌ای هست، من در خدمتتان هستم. ـ نه... من هر وقت یاد ایشان می‌افتم، برایشان دعا می‌کنم و می‌دانم که جایگاه خوبی در پیشگاه الهی دارند. یکی از دوستان صمیمی و خدوم را از دست دادیم. خیلی دلم سوخت وقتی که ایشان به شهادت رسید. در سنین بلوغ فکری‌اش بود. حیف شد ایشان رو از دست دادیم. ان‌شاالله خداوند ایشان را در مراتب بالای قرب خودش قرار بدهد. 🔹حالا می‌خواهم عرض کنم که: آقای شهید علی لاریجانی، ما هم شما را در اوج بلوغ فکری، پختگی سیاسی و شجاعت و اقتدار انقلابی از دست دادیم. حتما کسی با این معنا مخالفتی ندارد که شما بعد از رهبر انقلاب، برجسته‌ترین شخصیت جمهوری اسلامی بودید که در جنگ دوازه‌روزه و حتی در جریان همین جنگ رمضان، مردانه وارد میدان شدید و با جان و بیان و قلمتان حقیقتا میدان‌داری کردید و راستی، بالاخره تایید صلاحیت هم شدید... حالا می‌خواهم عرض کنم: ما هر وقت یاد شما می‌افتیم، برایتان دعا می‌کنیم و می‌دانیم که جایگاه خوبی در پیشگاه الهی دارید. ما یکی از مسئولان خدوم را از دست دادیم. خیلی دلمان سوخت وقتی شما به شهادت رسیدید. در سنین بلوغ فکری‌تان بودید. حیف شد شما را از دست دادیم. ان‌شاالله خداوند شما را در مراتب بالای قرب خودش قرار بدهد. mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌مهدی حنیفه؛ شاعر ▪️ساعت صبح دهم هرچه دگرگون می‌شد بیشتر جان زمان، قلب زمین خون می‌شد ▪️بغض در باور سرخط خبرها پر بود واژه واژه خبر از خون جگرها پر بود ▪️نور این قافله به صبح سپیدش پیوست یار ما رفت و به یاران شهیدش پیوست ▪️مهر و انگشتر و تسبیح و عبایش باقی‌ست رفت و پشت سر این ایل، دعایش باقی‌ست ▪️راه عشق است که از هر چه بلا عاری نیست تیغ بردار که هنگام عزاداری نیست ▪️خون ما در رگ تاریخ به جوش آمده است از عزای تو حماسه به خروش آمده است ▪️چه کسی گفت که در فکر فرارت بودی؟ همه دیدند که در دفتر کارت بودی ▪️همه دیدند شب از جلوهٔ نور تو پر است همهٔ شهر من از عطر حضور تو پر است ▪️کار داریم از امروز دگر با دشمن متحیر شود از بهت تماشا دشمن ▪️فکر کردید دگر آب گذشت از سرمان؟ تیزتر شد پی پیکار شما خنجرمان ▪️خون ما از لبهٔ تیغ تو برنده‌تر است به همین صبح قسم خامنه‌ای زنده‌تر است mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌سارا رمضانی؛ شاعر ▪️لحنش، نگاهش، طرز لبخندش آن اقتدار بی‌همانندش ▪️در انتظار لحظۀ دیدار مشتاق‌های آرزومندش ▪️چشمان پرشور حسینیه فرمایش شیرین‌تر از قندش ▪️از راه حق می‌گفت با مردم پیچیده در گوش جهان پندش ▪️سنگینی بار امانت بود بر شانه‌های چون دماوندش ▪️وقتی که دشمن بیت او را زد مشت گره کرده، پدافندش ▪️سنگین و بغض‌آلود و طولانی‌ست امسال با این آهِ اسفندش ▪️می‌بالد ایران تا ابد بر او بر قامت سرو تنومندش ▪️او رفته اما راه او باقیست در گام‌های سبز فرزندش mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت حسین پاک؛ خبرنگار درباره اهمیت روایت جنگ 🔻 از شلیک‌کننده موشک، به روایت‌کننده حقیقت 🔹در جنگ‌ها همیشه آنچه در آسمان رخ می‌دهد، با آنچه در ذهن‌ها شکل می‌گیرد یکسان نیست. موشک‌ها مسیر خود را می‌روند، اما روایت‌ها مسیر دیگری دارند. 🔹در روزهای اخیر، یک واقعیت میدانی به‌وضوح خود را نشان داده است: بخش قابل توجهی از حملات موشکی به اهداف خود رسیده‌اند. این را نه فقط منابع داخلی، بلکه حتی بخشی از رسانه‌های دشمن نیز، با ادبیات کنترل‌شده و محتاطانه، تأیید کرده‌اند. وقتی رسانه‌ای که مأموریتش پنهان‌سازی شکست است، ناچار به اعتراف‌های حداقلی می‌شود، یعنی رخداد در میدان، از سطح انکار عبور کرده است. 🔹اما پرسش مهم اینجاست: چرا این تصویر، آن‌گونه که هست، به ذهن مردم منتقل نمی‌شود؟ 🔹پاسخ را باید در جایی جست که کمتر دیده می‌شود: در «لایه میانی جنگ»، جایی بین واقعیت و ادراک. دشمن فقط در آسمان با موشک‌ها نمی‌جنگد؛ در زمین با روایت‌ها می‌جنگد. او میان «وقوع» و «وصول» می‌ایستد؛ میان آنچه اتفاق افتاده و آنچه مردم باور می‌کنند. 🔹در این میدان، پدافند فقط سامانه‌های رهگیری نیستند. یک پدافند دیگر هم وجود دارد: پدافند رسانه‌ای. و اگر اولی دچار فرسایش و نقص شود، دومی با شدت بیشتری فعال می‌شود تا خلأ را پر کند. به بیان ساده‌تر، وقتی موشک‌ها عبور می‌کنند، روایت‌ها سد می‌شوند. 🔹دشمن به‌خوبی می‌داند که شکست واقعی، نه اصابت یک موشک، بلکه پذیرش آن در افکار عمومی است. به همین دلیل، میان شما و واقعیت، یک دیوار نامرئی می‌سازد: سانسور، تأخیر، تحریف، و بمباران خبریِ معکوس. در این میان، حتی اعتراف‌های او نیز طوری تنظیم می‌شود که «کمترین اثر روانی» را داشته باشد. 🔹نتیجه چیست؟ پارادوکس عجیبی شکل می‌گیرد: موشک‌ها به هدف می‌رسند، اما خبرشان به ذهن‌ها نمی‌رسد. 🔹این دقیقاً همان نقطه‌ای است که جنگ مدرن را از جنگ کلاسیک جدا می‌کند. در گذشته، پیروزی را با تصرف زمین می‌سنجیدند؛ امروز، با تصرف ذهن. 🔹پس اگر امروز احساس می‌شود واقعیت‌ها آن‌گونه که باید دیده نمی‌شوند، این نه از ضعف میدان، بلکه از شدت نبرد در لایه روایت است. جایی که دشمن، پس از ناکامی در رهگیری فیزیکی، به رهگیری ادراک روی آورده است. 🔹و اینجاست که مسئولیت تغییر می‌کند: از شلیک‌کننده موشک، به روایت‌کننده حقیقت. 🔹در چنین صحنه‌ای، هرکس که بتواند واقعیت را دقیق، مستند و هوشمندانه منتقل کند، بخشی از معادله را تغییر داده است. چون در نهایت، این فقط موشک‌ها نیستند که مسیر جنگ را تعیین می‌کنند؛ بلکه روایت‌ها هستند که نتیجه آن را تثبیت می‌کنند. 🔹موشک ها می‌رسد و اصابت می‌کند بهتر از هر زمان دیگری جهاد ادامه دارد. mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌 ‌غزل جعفر سیّد برای وطن فروشان 🔻 دشمن پنهان مارها در آستین بوده‌ست و عقرب زیر پوست بارها دیدیم دشمن در لباسِ و نقشِ دوست کی توان سنجید آن کس را که پنهان چهره است؟ می‌توان با دشمنی جنگید، وقتی روبروست ! گرگ‌ها با بره‌ها همراه و همرنگ همند، همچنان سرهایشان آرام در گلّه فروست لعنت و نفرین به هرچه آدم میهن فروش خاصه بر آنکس که مثل استخوانی در گلوست ننگ تاریخند جاسوسان دشمن در وطن دشمن میهن یقیناً تا ابد بی آبروست جنگ کن با دشمن پیدا و پنهان این زمان ابتدا با آن کسی که در وطن هست و دو روست در قبال دشمن غدار، محکم باش و سخت زندگی با جان سپردن در ره میهن نکوست mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌یادداشت محسن قنبریان برای شهدای جنگ رمضان 🔻 *تسلیتی برای همه شهادت های بعد از حضرت آقا* ❗️ 🔹امیرالمومنین(ع) در فراق حضرت زهرا(س) ، کم شدن شکیبایی و از دست دادن طاقت خود را چنین تسلّی می دهد: «إلّا أنَّ فی التَّأَسِّی لی بعَظِیمِ فُرْقَتِکَ و فاٰدِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ: ولی مرا که غم بزرگ جدایی تو را دیده ام و رنج مصیبت تو را کشیده ام جای شکیبایی است» ! 🔹 بلاتشبیه ملت ایران با دیدن فراق و مصیبت رهبر شهید، برای شهادت فرماندهان و مسئولان و بلندپایگان دیگر در موضع شکیبایی است.گرچه هریک یک ایران ارزش دارند. 🔹 در موج جدید ترورها این حکمت علوی بین مردم می چرخد که: «بَقِیَّةُ السَّیْفِ أَبْقیٰ عَدَداً و أَکْثَرُ وَلَداً: باقیماندگان شمشیر شمارشان باقی تر و نسلشان بیشتر است». نکته مهم در «بقیة السیف» است، این تعبیر بدیع نه یعنی «بازماندگان شهداء» یعنی «بازماندگان شمشیر»! بین این دو فرق است. 🔹بازماندگان شهداء الزاماً در میدان جنگ نبوده اند. به تعبیر قرآن مشمول «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقوُا بِهِم» می شوند. یعنی خداوند درباره آنها، علی الدوام به شهداء بشارت و خبر خوش می دهد. لذا در بازماندگان شهداء، حتماً رهروانی خواهد بود تا بشارت الهی تأمین باشد. این همان است که می گوییم: شهادت، راه شهید را پر رهرو می کند. 🔹 اما «بقیة السیف»، بازماندگان شمشیرند؛ نه شهید! یعنی کسانی که زیر همان شمشیرها _که شهدا را کشتند_ بودند و زنده ماندند. درباره اینها وعده، «أبقی عدداً» است! عجیب تعبیری است. «شمارشان باقی تر» است؛ یعنی چه؟! وقتی آنها هم می میرند یا شهید می شوند! این از جنس همان تعبیر درباره علماست: «العلما باقون ما بقی الدهر». یعنی بازماندگان شمشیر یک «بقای معنوی» می یابند. جنگ امروز در شهرها و زیر بمب است؛ پس همه ملت ایران بقیة السیف اند. این شهادت آنها را در «انقلابی گری باقی تر» می کند. «مثل خود را می سازند» (اکثر ولداً) چنانچه در جامعه غزه شاهدیم! غربی ها با این ترورها، ایران را انقلابی تر یا به تعبیر خودشان رادیکال تر می کنند نه رام تر و تسلیم! mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌علی صادقی‌پور؛ شاعر چرخِ گردون، چرخ می‌زد، چرخ در چاهی سیاه سالها گردونه میگردید، بر دُوری تباه چشم میدید و به عقلش سوق میداد آنچه دید چاهِ ویلِ عقل، همچون قبل، میکردَش گناه چاه، چاهِ عقلِ خام‌اندیش، باطل را ندید وه که بر دُورِ غلط، چرخید و چرخید اشتباه گرگ میدید و دریدنها و باور هم نداشت گرگ، گرگ است، میدَرَد، هرچند باشی بیگناه یک "امین" فریاد میزد: مرگِ گرگ است توبه‌اش یک جماعت، چشم بستند زآن همه فریاد و آه مست از جامِ سیاهِ نفت، گِرد یک خلیج عقلشان چیزی نمی‌فهمید، غیر از شرمگاه گرگ آمد، پس درید اینجا و آنجا هر طرف هر زمان، میخواست میبُرد، هر سری را با کلاه آن سپیده جامگانِ رو سیاهِ نفت سود چشم بر حرف امین بستند، صبح و شامگاه حال آنکه، اینچنین فریاد می‌زد، پَر کشید مانده‌اند تا فرق سر، آن غافلان در رزمگاه رزمِ ما با گرگ، بزمی با شراب و جام و نی رزم عاقلها بُوَد، صد باده خون از بیگناه این زمستان میرود، فصل بهاری میرسد یک زغالی بر زمین، میماند امّا روسیاه mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌 📚 کتاب «جهاد در قرآن» ✍🏻نویسنده: آیت الله محمدتقی مصباح یزدی 📝انتشارات: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) 🔹کتاب «جهاد در قرآن» گزیده‌ای از اثر ارزشمند «جنگ و جهاد در قرآن» است که در آن، اندیشه‌های عمیق و روشنگر آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی درباره مفهوم جهاد، مبارزه و مقاومت در چارچوب آموزه‌های قرآنی تبیین شده است. 🔹این کتاب تلاش می‌کند با نگاهی دقیق و مستند به آیات قرآن، تصویر درست و جامع‌تری از مفهوم جهاد ارائه دهد؛ مفهومی که در بسیاری از مواقع دچار سوءبرداشت یا تحریف شده است. 🔹این کتاب در نهایت نشان می‌دهد که اسلام دین خشونت و جنگ‌طلبی نیست؛ بلکه دفاع از حق و آمادگی برای مقابله با ظلم را عامل عزت و اقتدار جامعه اسلامی می‌داند. مطالعه این اثر می‌تواند به مخاطب کمک کند تا با جایگاه واقعی جهاد و مقاومت در اندیشه اسلامی آشنا شده و پاسخ بسیاری از شبهات رایج در این زمینه را بیابد. mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
◼️امسال را بدون تو چگونه تحویل کنیم... ✍🏻مهدی جهاندار پیام عید نوروز تو را این‌بار خواهم مرد نماز عید امسال تو را غمبار خواهم مرد دعای قبل افطار تو را از صبح دلتنگم نماز صبح محزون تو را افطار خواهم مرد در و دیوارها از عکس تو سرشار خواهد شد و این یعنی که من روزی هزاران‌بار خواهم مرد تو را در اول اخبار می‌دیدیم و خوش بودیم گمانم بعد از این در اول اخبار خواهم مرد محرّم‌ها، نمازِ جمعه‌ها، ماهِ مبارک‌ها تو را پیدا نخواهم کرد و‌ من بی‌یار خواهم مرد از آن انگشتری‌ها باز هم دارید آقاجان؟ از آن‌هایی که با بوسیدنش بسیار خواهم مرد اگر دستم نگیری، دیگر از جا برنمی‌خیزم اگر دستم بگیری، عاشق و عیّار خواهم مرد mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌مهدی جهاندار؛ شاعر ‌ پیام عید نوروز تو را این‌بار خواهم مرد نماز عید امسال تو را غمبار خواهم مرد ‌ دعای قبل افطار تو را از صبح دلتنگم نماز صبح محزون تو را افطار خواهم مرد ‌ در و دیوارها از عکس تو سرشار خواهد شد و این یعنی که من روزی هزاران‌بار خواهم مرد ‌ تو را در اول اخبار می‌دیدیم و خوش بودیم گمانم بعد از این در اول اخبار خواهم مرد ‌ محرّم‌ها، نمازِ جمعه‌ها، ماهِ مبارک‌ها تو را پیدا نخواهم کرد و‌ من بی‌یار خواهم مرد ‌ از آن انگشتری‌ها باز هم دارید آقاجان؟ از آن‌هایی که با بوسیدنش بسیار خواهم مرد ‌ اگر دستم نگیری، دیگر از جا برنمی‌خیزم اگر دستم بگیری، عاشق و عیّار خواهم مرد... mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌علی سلیمیان؛ شاعر دلتنگ توایم و چهره‌افروزی تو لبخند و نوید صبح پیروزی تو این‌بار چگونه سال تحویل شود در حسرت آن پیام نوروزی تو mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی
📌محسن کاویانی؛ شاعر ای رهبرم برخیز دلتنگیم با ما یقیناً حرف ها داری می خواهی ای آقای من نامِ سال جدیدم را چه بگذاری؟ باور نخواهم کرد داغت را ای لحظه‌های سبز شورانگیز امسال هم نوروز در مشهد باید سخنرانی کنی برخیز ما دیر فهمیدیم بغضت را ای گریه‌های بی‌صدا بدرود ما را ببخش ای کشتۀ تهمت ای خستۀ مظلوم ما بدرود عشاق در وصف تو می‌گویند: او بال سوی کربلا وا کرد سید علی از بس حسینی بود با خاک آخر روزه را وا کرد «فزت و رب الکعبه» یعنی تو عمری به حیدر اقتدا کردی گفتیم جان ما فدای توست اما تو جانت را فدا کردی آیندگان یک روز می‌گویند تو ناجی ایران زمین بودی در دورۀ میهن فروشی‌ها یک عمر ایرانی‌ترین بودی ما در خیابان‌ها شجاعت را هرشب روایت می‌کنیم از تو در قلب‌هامان جای تو امن است دیگر حفاظت می‌کنیم از تو بعداز سلامی و سلیمانی سهمِ دل بیتاب ما غم شد از هفت سین سفرۀ ایران این مرتبه سیدعلی کم شد mananashr | مجمع ناشران انقلاب اسلامی