مکران و رویش نوین ایران
⭕️ بخشهایی از ارائه الگوی توسعه و پیشرفت مکران در حضور رهبر انقلاب:
✅ توسعه و پیشرفت مکران نیاز به تقویت سرمایه انسانی کمی و کیفی حاضر در منطقه دارد. ولی قضیه حضور سرمایه انسانی در منطقه با توسعه، قضیه مرغ و تخم مرغ است که تا توسعه ایجاد نشود، جمعیت مهاجرت نمی کند و تا جمعیت کیفی نرود توسعه رخ نمی دهد.
در بدو امر، این مهم نمیتواند به صورت حضور فراگیر و عمومی مردم ایران رقم بخورد و ابتدا میبایست بخشی از نیروهای متعهد ایران پیشتاز حضور مستمر در مکران باشند اما سؤال اینجاست که کدام بخش از جامعه و در چه ساختاری میتواند پیشتاز حضور مستمر در مکران باشد؟
✅ پیشنهاد میکنیم جمعی از نیروهای متعهد، جوان و حرفهای در قالب یک حلقه میانی در منطقه ساکن و مستقر شده (ترجیحا با خانواده) و به صورت متمرکز و بلندمدت رسالت پیشرفت مشارکتی و بههمرسانی ظرفیتها در میدان را انجام داده و به نوعی متولی پیشرفت منطقه باشد. الگویی مشابه استقرار نیروی دریایی در تأمین امنیت سواحل.
✅ این حلقه میانی بایستی چابک باشد و در عین غیردولتی بودن، مماس با دولت حرکت کرده و برخی شئونات حاکمیتی به آن تفویض شود، بدون آنکه در کار دولت مداخله کند. پیشنهاد ما، همانند الگوهای مردمی قبلی، سازماندهیِ استقرار و پشتیبانی مادی و معنویِ جمعی از نیروهای متعهد، جوان و حرفهای در زمینه توسعه و پیشرفت منطقهای است که حاضرند سفیران پیشرفت مکران شده و فارغ از تغییر دولتها، به حکم رهبری متولی پیادهسازی و تحقق میدانی سیاستهای توسعه دریامحور باشند.
✅ از این زاویه، الگوی پیشنهادی، مشابه مأموریت سپاه قدس در خلق یک جغرافیای مزیتدار برای ایران است و در امر توسعه نیز همانند مسئله امنیت نیازمند چنین مأموریتهای راهبردی، هدفمند و منطقهای هستیم که به نظر میرسد از توان دولتها خارج است. دولتها موقت هستند و اولویت آنها رتق و فتق امور جاری است و به راحتی امکان پذیرش مسئولیت امری راهبردی مانند توسعه یک منطقه بکر و بدون زیرساخت مانند مکران را پیدا نمیکنند. اما اگر همانند نیروهای امنیتی ما دارای نیروهای توسعهای یا نیروهای پیشرفت شویم (ولو در حدود 300 نفر نیروی متعهد، جوان و حرفهای در این زمینه) و این افراد به فرماندهی یک نفر منصوب رهبری در منطقه مأموریت یافته و مستقر شوند، میتوانند در کنار و با پشتیبانی دستگاههای دولتی و سایر نهادهای حاکمیتی مانند ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان، نیروی دریایی و ... تحول در منطقه را عهدهدار شوند.
✍️ پ.ن: این سخنرانی در دیدار اخیر نخبگان با رهبر انقلاب (1403/07/11) ایراد گردید که با دستور پیگیری ایشان به معاون رئیس جمهور جهت پیادهسازی و عملیاتی کردن پیشنهادات همراه شد.
هدایت شده از مکرانو
53.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓ در دیدار رهبری با نخبگان چه گذشت؟
🔻 خلاصهای از ارائه دکتر سجاد انتشاری، عضو اندیشکده حکمرانی دانشگاه اصفهان در محضر رهبر معظم انقلاب و همچنین گوشهای از نظرات ایشان دربارهی صحبتهای ارائه شده در این دیدار...
💠 سواحل مکران، گنج پنهان ایران
#گزارش_ویدیویی
#ارائه #مکران #توسعه_دریامحور
مکرانو | اندیشکده حکمرانی دانشگاه اصفهان
⭕️ چرا نیروهای جهادی نمیجنگند؟!
➖بخش اول
شاید نوع مواجهه این سه شخصیت تاریخی را در دعوت حضرت حسین (ع) و حکم جهاد او شنیده باشیم؛ اما کنار هم قرار دادن و تحلیل آنها خالی از لطف نیست.
1️⃣ عبیدالله بن حُر جُعفی همان شخصی است که در یکی از منزلگاههای نزدیک کربلا با امام روبرو شد. ابتدا حضرت یک واسطه را دنبال او فرستاد اما او نپذیرفت که در جهاد شرکت کند و امام را یاری کند؛ سپس حضرت شخصاً به دیدار او رفت؛ باز هم نتیجهای نداشت و او خود را از جهاد کنار کشید.
عبیدالله خواست اسب و شمشیر گرانقیمتش را به امام هدیه کند تا پشتیبان جنگ باشد اما امام نپذیرفت. امام خودِ عبیدالله را میخواست.
2️⃣ طِرِمّاح بن عَدِی محب اهل بیت بود. در مدح حضرت حسین (ع) و مذمت دشمنانش شعر سرود. پیش از رسیدن امام به کربلا از کوفه حرکت کرد و تعدادی از اهالی کوفه را به امام رساند. او راهنمای کاروان امام حسین (ع)، از بیراهه به سمت کوفه بود. طِرِمّاح به امام پیشنهاد داد به سوی قبیله او در اطراف یمن برود تا بیست هزار نیرو را برای جنگ آماده کند. امام برای طِرِمّاح دعا کرد و فرمود: خداوند تو و قبیلهات را جزای خیر دهد؛ ما و این گروه پیمانی بستهایم که نمیتوانیم از آن باز گردیم و معلوم نیست که فرجام کار ما و اینان چیست.
طِرِمّاح از امام اجازه خواست تا طعامی به خانوادهاش برساند و بازگردد تا جزو یاران امام در جنگ باشد؛ رفت و در راه بازگشت، خبر شهادت امام حسین(ع) را شنید.
3️⃣ زمانی که نامه امام حسین (ع) به یارانش در کوفه برای همراهی امام در کربلا رسید، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه را دید که برای نظافت به سمت حمام میرفت. حبیب به مسلم گفت که نامه از امام حسین رسیده است که بیایید. مسلم بن عوسجه بدون اینکه به حمام برود، بدون اینکه به خانه بیاید و خبر دهد با حبیب راه افتاد و به کربلا آمد و خود را رساند.
🔰 امروز که جبهه حق در برابر جبهه باطل صفآرایی کرده و مشغول جنگ و جهاد است، انتخاب ما کدام یک از این سه شخصیت است؟
خود را از جهاد کنار میکشیم و به پشتیبانی مالی اکتفا میکنیم؟
برای یک امر خیر و مهم، امر خطیر و اهم جهاد را (ولو چند روزی) به تأخیر میاندازیم؟
یا در لحظه قلباً و عملاً آماده جهاد میشویم و حرکت میکنیم؟
🔰 احتمالا وضعیت کنونی ما پیچیدهتر از وضعیت این سه شخصیت و انتخابهای ایشان باشد و ترکیبی از موارد فوق را شامل شود پس ناگزیر باید بیشتر تحلیل و تفکر کنیم:
قبل و بعد از طوفان الاقصی در 7 اکتبر و آغاز نبرد تمدنی و وجودی جبهه مقاومت با آمریکا و اسرائیل، برای ما نیروهای (به اصطلاح) انقلابی و جهادی ایران چه تحولی ایجاد شده است؟ آیا ما پیش از آغاز جنگ، آماده جهاد بودیم یا پس از آن، آماده جهاد شدیم؟ آیا ما اکنون واقعا در حال جنگ هستیم؟
منظور از جنگ و جهاد در این یادداشت شاید صرفا جنگ و جهاد نظامی و سلاح دست گرفتن نباشد، اما صرفا پشتیبانی رسانهای و مالی از مجاهدان نیز نیست بلکه منظور جهاد در میدان عمل است. جهادی که نتایج عینی و ملموس در تقویت و پیروزی جبهه مقاومت و تضعیف و شکست اسرائیل را نشان دهد. جهادی که واقعا تمام وجود ما را در جنگ مشارکت و حتی زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهد.
🔰 کدام یک از گزارههای زیر وضعیت اکنون ما را نشان میدهد؟ و موضع ما در برابر آن چیست؟
1️⃣ تعلقات دنیا ما را زمینگیر کرده و ما صرفا عنوان انقلابی و جهادی را یدک میکشیدیم.
2️⃣ واقعا این جنگ را جنگ خود، جنگ وجودی اسلام و جبهه حق نمیدانیم و با این تحلیل، جهاد را نیز بر خود فرض و واجب نمیدانیم.
3️⃣ جنگ و جهاد را امری حرفهای و رسمی تصور میکنیم که باید به نظامیون و سیاستمداران واگذار کرد و وظیفه کنونی خود را در این جنگ سرنوشتساز، جهاد تبیین (اقدامات رسانهای) و جهاد مالی (اهدای پول، طلا، اقلام و غیره) میدانیم.
4️⃣ قلباً آماده انجام کاری جهادی در میدان عمل هستیم اما درگیر شبهمسائل و تعلقات خوب و مهم دیگری هستیم که امکان لبیک لحظهای به جهاد در میدان را نداریم اما در آینده و در فرصت مناسب حاضر به جهاد هستیم. در این وضعیت، وظیفه و اقدام کنونی ما با وضعیت سوم تفاوتی نمیکند.
5️⃣ قلباً و عملاً آماده انجام کاری جهادی در میدان عمل هستیم اما الان هیچ فرصت و امکان واقعی را پیش پای خود نمیبینیم. اگر یک مرد میدان پیدا شود و میدانآفرینی کند، بدون فوت وقت و در لحظه قیام و حرکت میکنیم.
✍️ ادامه یادداشت در بخش دوم...
🌱 «مکران و رویش نوین ایران»
@Makran_Iran
⭕️ چرا نیروهای جهادی نمیجنگند؟!
➖بخش دوم
🔰 هر کدام از این پنج وضعیت فوق نیاز به تحلیل و تفسیر دارد و شاید هر یک از ما روزانه در این طیف رفت و برگشت میکنیم و موضع ثابتی نیز نداریم؛ اما به هرحال خطر تصمیم، اقدام و سرنوشت عبیدالله بن حر و طِرِمّاح بن عَدِی در آن لحظه تاریخی از ما دور نیست. آیا اکتفای به پشتیبانی مالی و رسانهای، ما را از جهاد معاف میکند؟
ما با طِرِمّاح چه نسبتی داریم؟ او مؤمن بود، انسان خوبی بود، معتقد بود، با اخلاق بود، با شعر از امام پشتیانی رسانهای کرد، به امام نیرو رساند، کاروان را راهنمایی کرد و برای او دعا کرد اما و اما و اما پدیده پر رمز و راز «زمان» را نشناخت و نادیده گرفت و جهاد را فقط چند روزی به تأخیر انداخت.
🔰 داستان طِرِمّاح درسهایی دارد: زمان در جهان، متوقف ما نمیماند و بر مدار شرایط زندگی ما نمیچرخد؛ ما باید اقتضائات زمان را درک کنیم و کار را در لحظه و فرصت مورد نیاز آن کار انجام دهیم؛ هیچ تضمینی برای پیروزی و موفقیت جبهه حق وجود ندارد؛ هیچ تضمینی وجود ندارد که در صورت قعود و عدم قیام به موقع خواص، تن عریان و بیسر ولیّ زمان (ع) سه روز زیر آفتاب در وسط بیابان رها نشود؛ هیچ تضمینی وجود ندارد که سید حسنها کشته نشوند. آیا ما نمیدانیم که قاعده بر این نیست که حسینها و سیدحسنها کشته شوند؟ آنها نباید کشته میشدند. نباید گذاشت که کشته شوند.
هر باور خوبی آفتی دارد و آفت فرهنگ افتخار به شهادت و پیروزی دانستن کشته شدن در راه خدا این است که از دست دادن اولیاء خدا را «عادی» فرض میکنیم و نمیدانیم هدف، شهادت نبود و نیست؛ هدف، پیروزی واقعی و دنیوی اسلام و جبهه حق در میدان عمل است تا اولیاء خدا حقیقت دین را در جهان واقع، محقق کنند. ویژگی جهادی بودن، بصیرت دائم و مستمر به زمان، آمادگی به تصمیم در لحظه و اقدام به موقع است.
پس حتی اگر انسان خوبی باشیم، متشرع باشیم و با عقاید سدید و اخلاق حسنه اما لحظه سرنوشتساز و تحولآفرین جهاد را تشخیص ندهیم، جزو مؤمنین قاعد به شمار خواهیم آمد و در یوم الحسره به مؤمنین مجاهد غبطه خواهیم خورد که «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»
🔰با این وجود، امید که ما در وضعیت 5 باشیم و نه تنها در صف مجاهدین زمانشناس قرار بگیریم بلکه خودمان همچون حاج قاسم و یحیی سنوار «زمانآفرین» شویم و فعالانه و با ابتکار عمل، «میدانآفرینی» کنیم. دو شخصیت مذکور نه تنها زمان را شناختند و به موقع عمل کردند بلکه زمین بازی را برای همه طرفین بازی (دوست و دشمن) تغییر دادند. آنها منتظر نماندند تا سرنوشت به سراغ آنها بیاید، آنها به سراغ سرنوشت رفتند.
🔰ما بیش از 13 سال است که به سراغ سرنوشت خود نرفتیم تا روزی که سرنوشت به سراغ ما آمد در روزی که آماده آن نبودیم. فروردین 1390 و بعد از تشدید تحریمهای بینالمللی، ایران به وضوح در شرایط جنگی قرار گرفت و رهبر انقلاب برای اولین بار حکم «جهاد اقتصادی» را اعلان عمومی کردند. پس از آن سیاستهای اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد. 13 سال تأخیر جهاد توسط نیروهای جهادی باعث شد که در روز موعود جنگ، اقتصاد ما کماکان مولد و مقاوم نباشد تا بتوانیم در یک جنگ تمامعیار کار اسرائیل را یکسره کنیم. ما آماده این جنگ نبودیم اما زمان در جهان، متوقف ما نمیماند؛ البته که ما بیکار نبودیم و خالصانه در حال تلاش و خدمت به مردم بودیم و هستیم اما جهاد تعریف مشخصی دارد و ویژگی بارز آن در برابر دشمن بودن آن است که نیاز به زمانشناسی و تصمیمات و اقدامات متناسب با آن دارد.
🔰اکنون و با این توضیحات و تفاسیر سؤال سخت ابتدای این یادداشت را بهتر میتوان پرسید که چرا ما نیروهای (به اصطلاح) انقلابی و جهادی نه در 13 سال گذشته بلکه حتی در این 1 سال گذشته که سرنوشت به سراغ ما آمده و عملاً و علناً وارد جنگ شدهایم، هنوز همچون یک مجاهد واقعی در موضع جنگی قرار نگرفتیم؟
🔰در پایان بار دیگر تکرار و تأکید میشود که منظور از جنگ و جهاد در این یادداشت شاید جنگ و جهاد نظامی و سلاح دست گرفتن نباشد، اما در عین حال جهاد در میدان عمل است نه صرفا پشتیبانی رسانهای و مالی از مجاهدان. جهادی که نتایج عینی و ملموس در تقویت و پیروزی ایران و جبهه مقاومت و تضعیف و شکست اسرائیل را نشان دهد. جهادی که واقعا تمام وجود ما را در جنگ، مشارکت داده و حتی زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهد. جهادی که میدان داشته باشد و جغرافیا؛
یک جغرافیایِ اقتصادیِ مولد، مقاومتآفرین و تمدنساز برای ایران و جبهه مقاومت
@Makran_Iran
مکران و رویش نوین ایران
⭕️ چرا نیروهای جهادی نمیجنگند؟! ➖بخش اول شاید نوع مواجهه این سه شخصیت تاریخی را در دعوت حضرت حسین
اگر اجازه بدهید برخی حرفها را غیررسمیتر بگوییم و بنویسیم و بشنویم:
پیرو یادداشت قبل، سؤال پیش میآید که خب الان دقیقا چه کار کنیم؟ چه کاری از دست ما بر میآید؟!
شنیدم که آقا در جنگ سخت 33 روزه لبنان، وقتی که احتمال شکست حزبالله داده میشد، پیغامی به این مضمون به سید حسن دادند که "نصرت الهی زمانی میرسد که طاقتها تمام شده باشد".
راهگشایی خداوند حتی برای مردان در میدان و مجاهدان، بهگونهای است که اگر از این اضطرار و انکسار حداکثری فاصله بگیرند، مابهالتفاوت آن (کم یا زیاد) دلیلش یا به توان خود نازیدن (عجب) میشود یا به غیر او امید داشتن (شرک) که در هر دو حالت شکست دنیوی و اخروی (هبط عمل) نصیبشان خواهد شد.
حال چه برسد به وضعیت عادی ما
هرچند که در انتهای یادداشت قبل، درست یا غلط، اشاراتی به محدوده آن اقدام بایسته و شایسته، شد
اما ما (بنده از همه بیشتر) پیش از عمل در میدان، نیاز به یک حالت داریم، یک آمادگی روحی، یک اضطرار حداکثری، یک انکسار و یک طلب حقیقی و واقعی
آنوقت، شاید راهی باز شد...
@Makran_Iran
✅ خاطره کوتاه مرحوم ترکان درباره منطقه بشاگرد و مرحوم حاج عبدالله والی
دوستانی که منطقه بشاگرد رفتهاند یا در مستندها دیدهاند، متعجب میشوند که در این مناطق کوهستانی، صعب العبور و بدون منابع کافی برای تولید و زندگی، چرا و چگونه جمعیت ساکن شده است؟
در این خاطره مرحوم ترکان نکتهای کوتاه درباره نحوه محرومیتزدایی از بشاگرد و پیشنهاد خود به مرحوم والی میگوید. در این تجربه نکتهای نهفته است که میتواند برای فعالین پیشرفت منطقهای مفید باشد.
از نظر ایشان، ساکنین فعلی بشاگرد، شیعیان بلوچستان بودند که در برههای از تاریخ به دلیل ظلم والیان وقت ایالات و ولایات جنوب شرق کشور فرار کردند و در منطقه صعبالعبور بشاگرد زندگی کردند. اوایل انقلاب که بشاگردیها کشف شدند و محرومیت جانکاه منطقه هویدا شد، مرحوم والی در آن منطقه مشغول فعالیت شدند.
مرحوم ترکان به مرحوم والی پیشنهاد دادند که بودجه محرومیتزدایی تخصیصیافته به منطقه به جای اینکه صرف خدمات کوچک و متنوع شده و منابع موجود توزیع شود، فقط یک جاده مهم و تحولآفرین از این منطقه به بندر جاسک ساخته شود.
با اجرایی شدن این پیشنهاد و ساخت همین جاده، منطقه از بنبست خارج شد و بخشی از جمعیت بشاگرد به بندر جاسک مهاجرت کردهاند و در حال حاضر ارتباط خوبی بین مردم این دو منطقه وجود دارد.
در سفری که ما خرداد ماه امسال به مکران داشتیم، مشاهده کردیم که در میانه همین جاده، واحدهای تولیدی در حوزه معدن و کشاورزی ایجاد شده است که برای توسعه سواحل مکران نیز امکانها و فرصتهایی ایجاد کرده است.
در پیشرفت منطقهای، گاهی یک کار متمرکز و تحولآفرین میتواند جای صدها خدمت متنوع و پراکنده را بگیرد.
آن کار متمرکز در خوانش اقتصادی از پیشرفت، یعنی منطقه میتواند حتی تنها با تمرکز بر یک مزیت و یک رسته اقتصادی به پیشرفت برسد. منتها کاری از جنس رشد معنادار تولید در آن مزیت منطقه به گونهای که در مقیاس ملی به تولید کشور کمک کند یا باری را از دوش کشور بردارد و در عین حال مردم منطقه در جریان این تحول اقتصادی در منطقه خود به انتفاع اقتصادی و نقشآفرینی ملی به صورت توأمان برسند. این جنس کارها با شاخصهای محرومیتزدایی و حل شبهمسائل محلی و اشتغالزایی در مناطق محروم که باور مرسوم نیروهای جهادی است، متفاوت میباشد.
(خاطره مذکور از مرحوم ترکان در مصاحبه مکایران با ایشان نقل شده است: eitaa.com/makoiran_ir/61)
🌱 «مکران و رویش نوین ایران»
@Makran_Iran
📣 جنگ و شیپور تغییر استراتژی توسعه
✅ در جنگ، نه باید مغرور شد و نه مأیوس؛ هدف باقی است و تنها چیزی که در جنگ برای نیروهای میدان تغییر میکند، استراتژی است و شدت اراده و تلاش
🔸 با تضعیف جبهه غربی ایران و تا زمان به خودآمدن جبهه سوری و بازآفرینی مزیتهای تضعیف شده ایران در منطقه غرب آسیا و دسترسی به شرق مدیترانه، استراتژی توسعه جبهه شرقی ایران باید بیش از پیش در صدر اولویتها و فوریتهای نیروهای سیاسی و نخبگانی و فعالان توسعه و پیشرفت کشور قرار گیرد.
🔸 حضور ما در جبهه غربی با هدف امنیت و پشتیانی سیاسی از جبهه مقاومت میتواند و باید ادامه پیدا کند اما شرایط غرب ایران اکنون برای هدف توسعه مساعد نیست و برای توسعه باید توان خود را به جبهه شرقی منتقل کرده و مزیتهای اقتصادی را در این جبهه دنبال کنیم.
🔸 منظور از جبهه شرقی به طور مشخص تمرکز بر تکمیل کریدور شمال-جنوب از مسیر شرقی دریای خزر یعنی اتصال ریلی چابهار - سرخس و ایجاد زنجیرههای ارزش منطقهای در حوزه غذا و انرژی است.
🔸 در این راستا میبایست به صورت متمرکز، فوری و میدانی، به دنبال ایجاد شراکت استراتژیک و قراردادهای عملیاتی با کشورهای آسیای میانه (ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان)، روسیه، افغانستان و حتی چین بود که هر یک به نوعی ذینفع شکلگیری این کریدور هستند. کریدور ریل/ غذا/ انرژی
🔸 تجربه مشابه این نوع از اقدام متمرکز، فوری و میدانی در کشور، بعد از استقلال کشورهای آسیای میانه در سال 1991 با سفر رئیس جمهور وقت (آیت الله هاشمی رفسنجانی) رقم خورد. در آن زمان مسئله اتصال این کشورهای محصور در خشکی به دریا از مسیر ایران مطرح و کارهای عملیاتی آن اجرا شد. توسعه سرخس، اتصال ریلی سرخس- مشهد و مشهد- بافق از جمله این پروژه ها بود.
🔸 اکنون نیز نیروهای سیاسی، نخبگان و فعالان توسعه و پیشرفت باید اقتضائات جنگ ایران را تشخیص داده و اگر طالب جهاد واقعی هستند روی این استراتژی جدید برای تقویت ایران تمرکز کنند. استراتژیِ ریل/ غذا/ انرژی در شرق ایران حداقل دو پروژه عملیاتی، مزیتآفرین و ملی را میطلبد:
1️⃣ تکمیل فوری راهآهن چابهار - زاهدان - سرخس با کاربری حمل بار (و نه مسافر)
2️⃣ توسعه و پیشرفت مناطق کلیدی محور شرق کشور با اولویت بندر چابهار (سواحل مکران و پسکرانه آن)
🔸 هر دوی این پروژه ها، بیش از پشتیبانی سیاسی و مالی به عزم و تلاش نیروهای توسعه و پیشرفت ایران نیازمند است. پروژه اول به یک مدیر اجرایی توانمند ملی و پروژه دوم به حضور، استقرار و استمرار در پیگیری میدانی امر توسعه در سواحل مکران توسط گروههای حرفهای توسعه و پیشرفت که لزوما دولتی نیستند اما مماس با حاکمیت هستند. تجارب موفقیتهای ایران در توسعه نشان داده گاهی عزم و تلاش یک گروه یا حتی یک نفر میتواند مزیتی ملی برای ایران ایجاد کند.
@Makran_Iran
هدایت شده از مکرانو
💥 تور تجاری - تفریحی مکرانو
📣 بازدید از سواحل مکران با تمرکز بر بندر اقیانوسی چابهار
🔰ویژه فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران، شرکتها و پژوهشگران
🔻 بلیط رفت و برگشت پرواز
🔻 4 روز و 3 شب اقامت (به همراه صبحانه)
🔻 سرویس رفت و برگشت VIP درونشهری و بینشهری
♨️ مـــزایا:
🔸 بازدید از ظرفیتهای اقتصادی و مراکز تولیدی و تجاری سواحل مکران
🔸 معرفی فرصتهای سرمایهگذاری در منطقه
🔸 آشنایی با منطقه آزاد چابهار و بنادر تجاری
🔸 بومگردی و بازدید از جاذبه های گردشگری سواحل
🔸 آشنایی با محیط کسب و کار منطقه
🔸 شبکهسازی و ایجاد ارتباطات تجاری
🔸 امکان دریافت مشاوره تخصصی از مکرانو
❗️ظرفیت: 20 نفر
📆 زمان تقریبی: 4 اسفند 1403
🧮 مبلغ سرمایهگذاری: 25 میلیون تومان
🎁 2 میلیون تومان تخفیف ویژه 10 نفر متقاضی اول که ثبتنام خود را قطعی کنند.
🔻 به دلیل محدودیتهای پرواز اصفهان-چابهار، مسیر رفت یا برگشت به صورت ترکیبی (هوایی - زمینی VIP) میباشد.
🔻 امکان دریافت خدمات اضافی و اختیاری شامل پرواز تهران-اصفهان، اقامت فولبرد، اتاق تکنفره و ... وجود دارد.
📝 پیشثبتنام در:
🌐 www.makrano.ir
⭕️ اطلاعات بیشتر:
📞 09140010614
🆔 @makrano_IR
📍شرکت دانشبنیان رویش نوین نصیر ایرانیان
نیروهای جهادی دغدغهمند توسعه و پیشرفت ایران
چند دقیقه وقت بگذارید و حداقل یک بار یادداشت اعلان جنگ اقتصادی ترامپ به ایران را بخوانید 👇👇👇
ترجمه متن کامل یادداشت (Memorandum) ریاست جمهوری درباره امنیت ملی (NSPM) امضا شده توسط ترامپ در ۴ فوریه 2025 (16 بهمن 1403)
خطاب به:
•وزیر امور خارجه ایالات متحده
•وزیر خزانهداری ایالات متحده
•وزیر دفاع ایالات متحده
•دادستان کل ایالات متحده
•وزیر انرژی ایالات متحده
•وزیر کشور ایالات متحده
•وزیر امنیت داخلی ایالات متحده
•دستیار رئیسجمهور و رئیس دفتر کاخ سفید
•نماینده تجاری ایالات متحده
•نماینده دائم ایالات متحده در سازمان ملل متحد
•مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده
•مدیر آژانس مرکزی اطلاعات (CIA)
•مدیر دفتر مدیریت و بودجه
•دستیار رئیسجمهور در امور امنیت ملی
•مشاور حقوقی رئیسجمهور
•دستیار رئیسجمهور در امور سیاست اقتصادی
•رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده
•مدیر اداره تحقیقات فدرال (FBI)
موضوع: اعمال فشار حداکثری بر دولت جمهوری اسلامی ایران، محروم کردن ایران از تمامی مسیرهای دستیابی به سلاح هستهای، و مقابله با نفوذ شرورانه ایران
بهعنوان رئیسجمهور، بالاترین اولویت من تضمین امنیت ایالات متحده و مردم آمریکا است. از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ بهعنوان یک حکومت انقلابی مذهبی، دولت جمهوری اسلامی ایران خصومت خود را با ایالات متحده و متحدان و شرکای ما اعلام کرده است. ایران همچنان بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان است و به گروههایی چون حزبالله، حماس، حوثیها، طالبان، القاعده و سایر شبکههای تروریستی کمک کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) خود بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی شده است. دولت ایران، از جمله سپاه، با استفاده از عوامل (نیروهای عملیاتی) و ابزارهای سایبری، اتباع ایالات متحده را که در داخل ایالات متحده و سایر کشورها زندگی میکنند، برای حمله، از جمله ضرب و جرح، آدمربایی و قتل، هدف قرار داده است. همچنین ایران گروههای نیابتی خود، از جمله واحد جهاد اسلامی حزبالله، را دستور داده است تا سلولهای خفتهای را در داخل خاک ایالات متحده مستقر کنند تا در حمایت از این فعالیتهای تروریستی فعال شوند. ایران مسئول کشتارهای وحشیانه حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است و مسئول ادامهی حملات حوثیها علیه نیروی دریایی ایالات متحده، نیروهای دریایی متحدان، و کشتیرانی تجاری بینالمللی در دریای سرخ شناخته میشود. از آوریل ۲۰۲۴، رژیم دو بار آمادگی خود را برای شلیک موشکهای بالستیک و کروز علیه اسرائیل نشان داده است. ایران مرتکب نقضهای فاحش حقوق بشر میشود و اتباع خارجی را، از جمله شهروندان ایالات متحده را، با اتهامات واهی و بدون رعایت تشریفات قانونی بازداشت میکند و آنان را تحت سوءرفتار قرار میدهد. ایالات متحده در کنار زنان ایران ایستاده است که روزانه تحت آزار این رژیم قرار دارند.
برنامه هستهای ایران، از جمله قابلیتهای مرتبط با غنیسازی و بازفرآوری و نیز موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هستهای، برای ایالات متحده و کل جهان متمدن تهدیدی موجودیتی بهشمار میرود. یک رژیم تندرو مانند این هرگز نباید اجازه یابد سلاح هستهای بهدست آورد یا توسعه دهد یا از طریق تهدید به دستیابی، توسعه یا استفاده از سلاح هستهای، ایالات متحده یا متحدان ما را وادار به امتیازدهی کند. ایران امروز با مخفی نگهداشتن سایتها و مواد هستهای اعلامنشده که بر اساس موافقتنامه پادمان جامع با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) موظف به اعلام آنهاست، از تعهدات خود ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) تخطی کرده است.
ایران دسترسی آژانس به سایتهای نظامی یا سایتهای مرتبط با سازمان پژوهشهای نوآوری دفاعی (سپند) و همچنین مصاحبه با دانشمندان تسلیحات هستهای را که همچنان در سپند مشغول به کار هستند، مسدود کرده است. گزارشهای عمومی حاکی از آن است که ایران احتمالاً اکنون درگیر مدلسازی رایانهای مرتبط با توسعه تسلیحات هستهای است و این موضوع بهسرعت زنگ خطر را به صدا در میآورد. ما باید تمامی مسیرهای ایران به سوی سلاح هستهای را مسدود سازیم و به باجگیری هستهای این رژیم پایان دهیم. رفتار ایران منافع ملی ایالات متحده را تهدید میکند.
از این رو، برای منافع ملی لازم است که حداکثر فشار را بر رژیم ایران اعمال کنیم تا به تهدید هستهای آن پایان دهیم، برنامه موشکی آن را مهار کنیم، و از حمایت آن از گروههای تروریستی جلوگیری نماییم:
بخش ۱. سیاست ایالات متحده بر این است که ایران از دستیابی به سلاح هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیما محروم شود؛ شبکه و کارزار تجاوز منطقهای ایران خنثی گردد؛ سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی آن مختل، تضعیف یا از دسترسی به منابعی که فعالیتهای بیثباتکننده آنان را تأمین میکند، محروم شوند؛ و با توسعه تهاجمی موشکها و سایر توانمندیهای تسلیحاتی نامتقارن و متعارف ایران مقابله شود.
بخش ۲. اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی ایران
(الف) وزیر خزانهداری باید اقدامات زیر را انجام دهد:
1.فوراً تحریمها یا راهکارهای تنبیهی لازم را علیه تمامی افرادی اعمال کند که وزارتخانه شواهدی مبنی بر فعالیت در نقض یک یا چند تحریم مرتبط با ایران در اختیار دارد.
2.یک کارزار اجرای تحریم قوی و مستمر در قبال ایران اجرا کند که درآمدهای رژیم و گروههای تروریستی آن را قطع کند.
3.هرگونه مجوز عمومی، پرسش متداول (FAQ) یا سایر راهنماهایی را که به ایران یا هر یک از گروههای تروریستی وابسته به آن حتی اندک تسهیلات اقتصادی یا مالی میدهد، مورد بازبینی قرار داده و در صورت لزوم تغییر یا لغو کند.
4.راهنماییهای بهروزشده را در اختیار کلیه بخشهای تجاری مرتبط از جمله کشتیرانی، بیمه و اپراتورهای بندری قرار دهد و آنان را از خطراتی آگاه سازد که هر شخص، در صورت نقض آگاهانه تحریمهای ایالات متحده علیه ایران یا گروههای تروریستی وابسته به آن، با آن مواجه خواهد شد.
5.اقداماتی نظیر حفظ تدابیر مقابلهای علیه ایران در کارگروه اقدام مالی (FATF)، ارزیابی سقفهای مالکیت ذینفع (Beneficial Ownership) برای اطمینان از مسدودکردن تمامی منابع بالقوه درآمد نامشروع ایران، و بررسی ضرورت تصویب استاندارد «مشتریِ مشتریات را بشناس» (KYCC) برای تراکنشهای مرتبط با ایران در نهادهای مالی بهمنظور ممانعت هرچه بیشتر از دور زدن تحریمها را ادامه دهد.
(ب) وزیر امور خارجه باید:
1.هرگونه معافیت تحریمی، بهویژه آنهایی را که برای ایران هرگونه تسهیلات اقتصادی یا مالی فراهم میکند، از جمله معافیتهای مربوط به پروژه بندر چابهار ایران، تغییر داده یا لغو کند.
2.یک کارزار قوی و مستمر، با هماهنگی وزیر خزانهداری و دیگر وزارتخانهها یا آژانسهای اجرایی ذیربط، برای رساندن صادرات نفت ایران به صفر، از جمله صادرات نفت خام ایران به جمهوری خلق چین، به اجرا گذارد.
3.یک کارزار دیپلماتیک را برای انزوای ایران در سراسر جهان هدایت کند، از جمله در سازمانهای بینالمللی، و مانع از آزادی تردد یا پناه دادن به سپاه پاسداران یا هر نیروی تروریستی نیابتی ایران در هر مکانی خارج از مرزهای ایران شود.
4.گامهای فوری در هماهنگی با وزیر خزانهداری و سایر نهادهای ذیربط بردارد تا اطمینان حاصل شود که نظام مالی عراق برای دور زدن یا نقض تحریمها از سوی ایران استفاده نمیشود و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بهعنوان مسیر ترانزیت دور زدن تحریمها به کار نروند.
(ج) نماینده دائم ایالات متحده در سازمان ملل متحد باید:
1.با همکاری متحدان کلیدی، روند بازگردانی سریع (Snapback) تحریمها و محدودیتهای بینالمللی بر ایران را تکمیل کند.
2.ایران را برای نقض پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پاسخگو نگه دارد.
3.مرتباً نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد را برای برجسته کردن مجموعه تهدیدهای مختلفی که ایران متوجه صلح و امنیت بینالمللی میکند، تشکیل دهد.
(د) وزیر بازرگانی باید یک کارزار قوی و مستمر در اجرای کنترلهای صادراتی جهت محدود کردن جریان فناوری و قطعاتی که رژیم برای اهداف نظامی بهکار میگیرد، به انجام رساند.
(هـ) دادستان کل باید:
1.از تمام ابزارهای قانونی در دسترس برای تحقیق، مختلسازی و پیگرد قضایی شبکههای مالی و لجستیکی، عوامل یا گروههای پوششی در داخل ایالات متحده که توسط ایران یا نیروهای تروریستی نیابتی ایران حمایت میشوند، استفاده کند.
2.از تمام ابزارهای قانونی در دسترس برای توقیف محمولههای نفتی قاچاق ایران استفاده کند.
3.از تمام ابزارهای قانونی در دسترس برای شناسایی داراییهای دولت ایران در ایالات متحده و خارج از کشور استفاده کند و به قربانیان آمریکایی تروریسم، از جمله خانوادههای شهدای نظامی (Gold Star Families)، در وصول احکام فدرال علیه ایران کمک کند.
4.از تمام ابزارهای قانونی در دسترس برای اعلام جرم و پیگرد رهبران و اعضای گروهها و نیروهای تروریستی تحت حمایت مالی ایران که آمریکاییها را به اسارت گرفته، آسیب رسانده یا به قتل رساندهاند، بهره برد و در صورت امکان، و هماهنگی با وزیر خارجه، دستگیری و استرداد آنها را به ایالات متحده خواستار شود.
5.از تمامی صلاحیتها و ابزارهای کیفری، نظارتی و سایبری برای تحقیقات قوی، پیگرد و مختلسازی تلاشهای دولت ایران در جهت جاسوسی یا دستیابی به اطلاعات نظامی، اطلاعاتی، دولتی یا سایر اطلاعات حساس، به خطر انداختن امنیت داخلی و زیرساخت حیاتی ما، دور زدن تحریمها و کنترلهای صادراتی، کسب حمایت مادی برای تروریسم، اعمال نفوذ مخرب خارجی و تهدید و آسیب رساندن، و نقض آزادی بیان محافظتشده در چارچوب متمم اول قانون اساسی ایالات متحده – از جمله تلاشهایی که برای دامنزدن به یهودستیزی طراحی شدهاند – استفاده کند.
پایان.
✍️جا دارد ساعتها بنشینیم و با خود و خدای خود و مردم ایران تعیین تکلیف کنیم و به این 2 سؤال ساده پاسخ دهیم که:
1. آیا من که عنوان نیروی انقلابی و جهادی و متعهد به پیشرفت ایران را یدک میکشم میخواهم نسبتی با کلیت ایران و جنگ اقتصادی آن و مبارزه مستقیم در برابر دشمن خدا داشته باشم یا خیر؟
اگر نمی خواهم که هیچ
اگر میخواهم
2. آیا اقدامات فعلی من نقش مستقیمی در این جنگ و مبارزه دارد یا نه؟ به واقع و روی زمین و با رسم شکل آن را نشان دهیم
مخاطب بنده به طور مشخص، نیروهای جهادی و البته حرفهای حوزه توسعه یا پیشرفت منطقهای است؛
یعنی شاید چند ده نفر یا چند صد نفر هم بیشتر نباشند.
افرادی که از محرومیتزدایی در مناطق محروم شروع کرده اند و اکنون بالغ شده اند و به صورت حرفهای به دنبال توسعه یا پیشرفت ایران هستند. برخی درون نهادهای دولتی و حاکمیتی و برخی خصوصی و غیردولتی.
ما ذره ذره از روستاها و مناطق محروم رشد کردیم
همه باید این مسیر تدریجی را طی کنند
فرصت کار و خودسازی و سازندگی در روستاها و مناطق محروم باید برای همه جوانان فراهم باشد
اما
رفیق من
اگر انسانی بالغ شد، باید و باید و باید مسئولیتی سنگینتر را بردارد.
بنده منکر نیستم حل خالصانه مشکل یک انسان در یک روستا یا منطقه محروم میتواند چقدر ارزشمند باشد اما آیا کسی میتواند منکر شود که مسئولیت حفظ و تقویت کلیت ایران فعلی که در یک نگاه وسیع و عمیق روی آینده زندگی چند میلیارد انسان اثر میگذارد، مسئولیتی سنگینتر است؟
این بار سنگین را دقیقا چه کسی بر میدارد؟
فقط وظیفه دولت است؟
اگر بنا بود صرفا وظیفه دولت باشد، ما از ابتدا در این حرفه چه میکردیم و چه میکنیم؟
بنده به عنوان برادر کوچک تر از شما عاجزانه تقاضا دارم که
بیایید از پاکبازی برای خاکبازی در روستاها دست برداریم
بنده درباره اینکه رویکرد فعلی اهالی حرفهای پیشرفت منطقهای چه تغییری باید کند و وظیفه فعلی ما چیست، در کتاب حوالی اقیانوس توضیح دادهام.
باز هم میگویم و اگر خدا بخواهد تا روزی که انگشتانم روی کیبورد حرکت کنند خواهم نوشت و تا روزی که پاهایم توان داشته باشند هر چند کوچک در این طرح گام برمیدارم که
«توان محدود ما نیروهای منطقهای پیشرفت باید به صورت متمرکز و مستمر در منطقه چابهار مستقر شود.»
در یادداشت اعلان جنگ ترامپ هم مشاهده کنید که صرفا از یک شهرستان در ایران نام برده و آن هم بندر چابهار است.
نیروی جهادی در خط مقدم جایی که دشمنش حضور دارد و حساس است میجنگد.
انتخاب منطقه، حجت میخواهد. منطقه محصول ماست. توسعه منطقه حاصل عمر ماست. محصولی که به راحتی و به سرعت توسعه پیدا نمیکند. اینکه هر جا کارفرمایی انگیزه داشت پول خرج کند، ما هم همانجا برویم کمی از معارف انسانی و دینی ما فاصله دارد.
از بزرگان قوم عاجزانه تقاضا دارم که
یک نفر محور شود
و نیروهای بالغ و با تجربه کار منطقهای را حداقل به مدت 10 سال در چابهار سازماندهی کند
از هر طریقی که میشود و پایدارتر است (حاکمیتی/غیرحاکمیتی/ترکیبی)
راهکارهای آن کم و بیش وجود دارد
منابع مالی هم در کشور وجود دارد اما پراکنده است
به قیل و قال های دولت درباره سواحل مکران نگاه نکنید، اگر حاج قاسموار کسی در میدان عمل نکند، هیچ توسعه و پیشرفتی رقم نخواهد خورد و دولت اساسا برای این کار قابلیت کافی ندارد و در بهترین حالت صرفا میتواند پشتیبانی و تسهیلگری کند.
نیروهای بالغ پیشرفت منطقهای اکنون در حال آموزش، توانمندسازی و شتابدهی سایر گروههای جهادی کوچکتر هستند تا اکنون آنها در روستاها و مناطق محروم فعالیت و چند مشکل خرد محلی را حل کنند.
شبیه محیط کسب و کار کشور شده ایم که همه به دنبال آموزش هستند و نسبت آموزشدهندگان از تولیدکنندگان و صاحبان کسب و کار پیشی میگیرد.
مشخص نیست این آموزشها را چه کسی در میدان عمل پیاده می کند تا پیشرفتی حاصل شود و چگونه تولید و تجارت رشد میکند؟
ما باید در حوالیِ اقیانوس بنشینیم، روی دو سه شاخص اصلی توسعه یا پیشرفت منطقه تمرکز کنیم و به صورت کارگزاری یا نمایندگی ویژه از مجموعه حاکمیت آنها را در طول چند سال روی زمین محقق کنیم (مثلا تولید، تربیت، زیرساخت)
درباره اینکه ما در چه قالبی این کار را انجام دهیم میتوانیم صحبت کنیم اما رویکرد، «رکبوالطریق» است به این معنا که اگر راه و روشمان و آنچه دنبالش هستیم مشخص است، در حد بضاعت شروع میکنیم و نه با یک سازمان و شرکت بلکه برای انجام دادن این کار از همه ظرفیتهای موجود در کشور استفاده میکنیم.
اکنون به سؤالات اول یادداشت بهتر میتوانیم پاسخ دهیم که آیا ما برای شکستن محاصره اقتصادی ملت ایران (و سایر ملتهای مستضعف) حاضر هستیم مسئولیت سنگینتر دل به دریا زدن را بر دوش بکشیم یا پاکبازی حال حاضر، به ما حس استغنا و حس کفایت از پیشرفت روحی و پذیرش مسئولیتهای سنگینتر انسانی داده است؟
@Makran_Iran