خیخ...
لف بدید لف بدید...
یه وقت تیتاپ های کانالای دیگه تموم نشن بهتون نرسه...!
اولین پیام روز سهشنبه رو با نام و یاد
دوست شروع کنیم❤️
ارزش دوستان تون رو بدونید.....
🖤-[ـمَـنـ]-🖤
فنجان قهوه☕️ پارت ۴ هیجان زده رو به من کرده و گفت : +نه!اگه موافق باشی بریم جنگل رو باهم ببینیم. من
فنجان قهوه☕️
پارت ۵
قرار شد غروب بریم جنگل رو ببینیم.برای فردا یعنی شنبه به شهر بریم تا من برای گوشیم شارژر تهیه کنم.اما اصلا خبر نداشتم که کارتم در جیب پالتوم هست یا افتاده است!
از روی مبل بلند شدم و به سمت چوب لباسی رفتم و جیب های پالتویم را به دقت گشتم ، با دستم چیزی مستطیل شکل با لبه های گرد را حس کردم. خوشحال شدم و نفس عمیقی کشیدم؛کارت بانکیم همراهم بود و خداروشکر به مقدار کافی پول هم داخلش بود.
دو روز بود که در خانه اش بودم اما اسمش را نمیدانستم،البته اوهم اسم را نمی دانست.خنده دار بود که بعد از این همه گفتگو اسم همديگر را نپرسیده بودیم.
خندم گرفته بود و او از خندیدن بی دلیل من تعجب کرده بود.
با همان چهره تعجب کرده گفت :
+میتونم بپرسم به چی میخندی؟
لبخندی زدم و گفتم :
-جالب نیست که ما بعد از اینهمه گفتگو اسم همديگرو نپرسیدیم؟
اون هم خنده اش گرفت و به سمتم آمد و دستش را جلویم دراز کرد کرد و گفت...
《پایان پارت ۵》
@Man_ZT