👨⚕
آقای دکتر کاظمی الآن یه پزشک متخصص با ۲۰ سال تجربه هستن
با یه عالمه بیمار و کسایی که مراجعه میکنن برای درمان
🌱✨🌱
::
آقای کاظمی مثل خیلی از دانشجوهای پزشکی با شور و اشتیاق سال های مربوط به کارشناسی رو گذرونده
و با نمره های عالی و معدل الف درساش رو پاس کرده
🥇 حتی جزء استعدادهای برتر دانشجویی انتخاب شده
🌱✨🌱
::
بلافاصله بعد از گرفتن پزشکی عمومی بدون فاصله رفته سراغ خوندن ارشد و تخصص
همزمان هم کارش رو به عنوان کمک پزشک شروع کرده
تا به عنوان یک پزشک برای سال ها بعد تجربه کسب کنه
🌱✨🌱
::
حالا دیگه آقای کاظمی هم تجربه کسب کرده و هم تخصصش رو گرفته و به عنوان یک پزشک جوان وارد جامعه پزشکی شده
🌈 پر از انرژی
💥پر از انگیزه
مطبش رو باز میکنه و شروع به پذیرش بیمار میکنه
🌱✨🌱
::
📆 بعد از گذشت چندسال
آقای کاظمی به عنوان پزشک متعهد و خوش برخورد در بین همکاران و بیماران شناخته میشه
👥 و مطبش روز به روز شلوغ تر میشه و بیمار های بیشتری رو پذیرش میکنه
🌱✨🌱
::
حالا دیگه مطبش به شدت شلوغ شده
و روزی حداقل ۱۰۰ نفر رو ویزیت میکنه.
از صبح تا شب سر کاره و ناراحت هم نیست چون شغلش رو دوست داره و براش وقت گذاشته.
🌱✨🌱
::
کم کم اینقدر سر آقای کاظمی شلوغ میشه که بعضی از بیمارها رو بدون معاینه و بررسی و حتی گرفتن #نبض براشون نسخه تجویز میکنه
چون به تخصص خودش ایمان داره و اینجوری وقت کمتری صرف معاینه و پذیرش میشه
🌱✨🌱
::
معاینه ها و تجویز های آقای کاظمی به همین روال ادامه پیدا میکنه تا اینکه
در صف ویزیت، پیرمردی با نگاهی نگران ایستاده بود.
وقتی نوبتش رسید، آرام نشست و گفت:
– دکتر جان، مدتیه که قلبم گاهی تیر میکشه…
دکتر حتی سرش را بالا نیاورد، همانطور که قلم روی کاغذ میلغزید، گفت:
– خب، این دارو رو بگیر، سه بار در روز بخور.
پیرمرد مکثی کرد، انگار چیزی در دلش سنگینی کرد:
– دکتر… شما نبضم رو نمیگیرید؟
– نه بابا، وقت نیست.
🌱✨🌱
::
پیرمرد نسخه را گرفت و رفت.
یک هفته بعد، خبر رسید که او رو با درد شدید به بیمارستان بردهاند و در جا فوت کرده است.
علت؟ بیماری قلبی جدی که اگر همان روز نبضش گرفته میشد، شاید به موقع درمان میشد.
💔
::
💼 معلمی که بدون ارزشیابی درست، درس میده و جلو میره
👨🏻⚕شبیه همون دکتریه که نسخه مینویسه ولی نبض بیمار رو نمیگیره.
🌱✨🌱