۱/۵
صبح با سردرد بیدار شدم.
از اون صبحایی که حتی نور چراغ اذیتت میکنه.
با خودم گفتم: فقط امروزو رد کنم... لازم نیست حتما بدرخشم، فقط رد شه.
اومدم مدرسه. حیاط پر سر و صدا بود.
توپ، جیغ، دویدن، کلکل... اما من تو حال خودم بودم.
رفتم کلاس، نشستم پشت میزم.
لبخند مصنوعی رو گذاشتم رو صورتم، مثل نقاب.
زنگ اول، علوم داشتم با کلاس پنجم.
از همون اول معلوم بود بچهها بیحالان.
دفتر رو از هادی خواستم، گفت:
– «صبح جا گذاشتم، مامانم گفت مهم نیست اگه نبرم، خیلی چیز خاصی توش ننوشته بودیم.»
وسط درس، علیرضا گفت:
– «خانم! هه ببخشید… آقای معلم! کی زنگ میخوره. آدم خوابش میگیره از این درس!»
👉🏼 @Managing_Class
۲/۵
بچهها خندیدن.
من نه.
میخواستم یه چیزی بگم…
یه حرف محکم…
ولی چیزی از دلم درنمیاومد.
انگار داشتم از درون تهی میشدم.
کلاس خنثی بود، نگاهها بیحال، هیچکس توی چشمم نگاه نمیکرد.
حس میکردم نادیدهام، بیاثر، فراموششده.
زنگ تفریح که خورد، بچهها ریختن بیرون.
من اما موندم.
نشستم پشت میز، دفتر حضور و غیاب جلو روم، با خودکار شروع کردم خطخطی کردن… مثل یه آدم خسته از تکرار، از بینتیجه بودن.
👉🏼 @Managing_Class
۳/۵
همینطور که فرو رفته بودم تو فکر، در کلاس باز شد.
– «آقا اجازه؟»
محمدامین بود.
آروم، با چهرهی جدی همیشگی، ولی این بار یه کاغذ تو دستش بود.
– «یه چیزی کشیدم براتون... میتونم نشون بدم؟»
بدون حرف سر تکون دادم. اومد جلو.
نقاشیش یه نیمکت بود، یه تخته، چند تا بچه، و یه معلم که ایستاده بود جلوی کلاس.
زیرش با مداد نوشته بود:
وقتایی که دلم گرفته یا توی مدرسه مشکلی برام پیش میاد فقط پیش شما میتونم بیام و مشکلم رو حل کنم
👉🏼 @Managing_Class
۴/۵
اشکم بیصدا سرازیر شد.
همونجا، پشت همون میز رو همون دفتری که لحظهای قبل داشتم خطخطی میکردم…
نه از ناراحتی،
از اینکه یکی هنوز حس میکرد که بودنم مهمه. یکی هنوز داشت منو "معلم خودش" میدونست.
محمدامین گفت:
– آقا اگه حالتون خوب نیست، اشکالی نداره. منم بعضی روزا همینطورم… ولی فرداش بهترم.
فقط نگاهش کردم. حرفی نزدم. فقط لبخند زدم.
و تو دلم گفتم:
هنوز هم میارزه. برای همین یه نفر، هنوز هم میارزه...
👉🏼 @Managing_Class
۵/۵
✨
گاهی وقتا یه جمله ساده از یه پسر بچهی ساکت میتونه دنیای یه معلمو عوض کنه.
✨
ما فکر میکنیم باید همیشه محکم باشیم. ولی گاهی، اشک ریختن جلوی تخته، خودش قشنگترین نوع «قوی بودنه».
::
درباره این نمودار چقدر اطلاعات دارید؟؟
درباره قله حماقت چیزی شنیدید؟
بگید برام👇
👤 @Alihajipour_admin
::
::
✨ اعضای عزیزی که تازه به جمع ما پیوستن
🔗 جهت دسترسی به مطالب قبلی
روی لینک های زیر بزنید👇
📌 تدریس تلویزیونی 📺 در شبکه دو
گیمیفیکیشن در کلاس درس در حضور داوران مسابقه میم مثل معلم
📌 چالش ۷ روزه 📖 همکتابی 📚
با معرفی ۷ کتاب معجزهگر در شیوه های تدریس و تربیتی
📌 چالش ۱۲ روزه 👨🏫 مدیریت کلاس 👩🏫
۱۲ اپیزود با چالش های واقعی و راهکار
📌 سریال آموزشی کلاسداری نوین 🎞
سریالی برگرفته از خاطره ها و چالش های کلاس های واقعی از معلمان
کلاسداری نوین، مرجع تخصصی آموزش های ویژه معلمان
👉🏼 @Managing_Class
علی حاجی پور 🇮🇷 کلاسداری نوین
:: درباره این نمودار چقدر اطلاعات دارید؟؟ درباره قله حماقت چیزی شنیدید؟ بگید برام👇 👤 @Alihajipour_
.
درباره این نمودار و توهم دانایی صحبت هایی دارم باهاتون
❗️خیلی مهمه
‼️ خیلی مهمه
⚠️ خیلی مهمه
خطریه که بیخ گوش همه ماست و باید مراقب باشیم.
.