۱/۵
نمیدونم چرا اون روز انقدر بیحوصله بودم. شاید چون شب قبلش تا دیروقت داشتم برگهها رو تصحیح میکردم یا شاید چون از خودم ناراضی بودم. احساس میکردم دارم فقط وظایفمو انجام میدم، بدون اثرگذاری واقعی.
کلاس شروع شد. صدای بچهها تو راهرو میپیچید. در کلاسو باز کردم. همه اومدن تو، جز یک نفر. مهدی.
مهدی از اون بچههایی بود که همیشه یه لبخند نصفه تو صورتش بود. نه از اون شیطونا، نه از اون درسخونها.
یه جور خاصی بود... انگار همیشه در حال فکر کردن به یه چیز دیگهست.
👉🏼 @Managing_Class
۲/۵
ده دقیقه گذشت که اومد. با قدمهای آهسته.
از نگاهش معلوم بود چیزی شده.
خواستم بهش تذکر بدم که دیر اومده، ولی قبل از اینکه چیزی بگم، اومد کنارم و با صدای آرومی گفت:
– ببخشید آقا، مامانم امروز از حال رفت... خودم و داداش بزرگم رسوندیمش درمانگاه، دیر رسیدم.
خشکم زد. یه لحظه فقط نگاهش کردم.
بعد سرشو انداخت پایین و رفت نشست.
👉🏼 @Managing_Class
۳/۵
نمیدونیم اون لحظه چه حسی داشتم.
من داشتم حرص میخوردم چرا تمرین فلان درس رو انجام نداده،
اون داشت با دنیای واقعی دستوپنجه نرم میکرد. توی ۱۳ سالگی!
اون روز مهدی نهتنها سر کلاس نشست، بلکه تا آخر زنگ، سوال پرسید، تمرین نوشت، حتی یه نقاشی هم کشید برای دیوار کلاس.
وقتی زنگ خورد، رفتم کنارش نشستم.
۴/۵
توی دلم میگفتم: «مهدی، امروز به من یه چیز خیلی مهم یاد دادی...»
نگام کرد، با همون لبخند نصفه.
بهش گفتم: «تو بهم یاد دادی گاهی قوی بودن یعنی همین... ادامه دادن، با وجود همه چیز.»
اون فقط سرشو تکون داد. بیصدا.
👉🏼 @Managing_Class
۵/۵
از اون روز به بعد، هر وقت احساس میکنم فشار کار زیاده یا فایدهای ندارم، مهدی یادم میاد.
اون به من یاد داد که قهرمانها همیشه قد بلند و پر صدا نیستن...
گاهی فقط یه بچهن با کولهپشتی سنگینتر از سنشون.
📌 گاهی دانشآموزهامون، مهمترین معلمهامون میشن.
👉🏼 @Managing_Class
ششمین قسمت
از حرف های دل شما
به نام سریال کلاسداری نوین
منتشر شد.
.
قرار شد بعد از سریال درباره توهم دانایی صحبت کنیم.
⚠️ که شما هم خیلی دوست داشتید این مبحث رو توی کانال بگیم تا مراقب باشیم توی تله حماقت نیوفتیم.
.
🟢 1⃣
اولین مرحله از نمودار دانینگ - کروگر،
❗️توهم داناییه ❗️
جایی که آدم فکر میکنه همهچیز رو میدونه چون یه کم یاد گرفته.
.
👨🎓
دانشجوی سال اول روانشناسی رو در نظر بگیرید که تازه مقداری درباره تیپ های شخصیتی خونده و نهایتا یک کتاب شخصیت شناسی رو مطالعه کرده.
🔍 حالا از اتاقش اومده بیرون و به هر کسی میرسه لحظه به لحظه داره قضاوتش میکنه
و
❌ از همه بدتر ژست ذهن خوانی رو به خودش گرفته
.
.
🚨 هشدار:
اعتماد به نفس زیاد وقتی با دانش کم ترکیب بشه، میشه نسخهای از
🌀 جهل مرکب ❗️
.
👨🏫
یا معلمی که به جای اینکه از خودش بپرسه
چیا رو نمیدونم؟
مدام خودش رو توجیه میکنه که من روش خودم رو دارم، در واقع ممکنه در دام قله حماقت افتاده باشه.
مثل معلم با سابقه ای که میگفت: این تکنیکای جدید فقط وقت تلف کردنه، من با تختهنویسی ۳۰ سال درس دادم
📌 ...اما کلاسش بیتحرک و بیانگیزه بود…
.
🚨 هشدار:
تجربه فقط وقتی ارزشمنده که همراه با بازنگری باشه، نه تکرار بدون اندیشه.
.