::
خب
امروز ساعت ۱۶:۳۰
اولین قسمت سریال منتشر میشه
و ما تا قبل انتشار سریال صحبت های همیشگی خودمون رو ادامه میدیم.
::
#سوال
🔺 پرسیدند:
روش ایجاد انگیزه و آموزش برای دانش آموزی که پایه ضعیفی داره چیه؟
🔻پاسخ من:
👇🏼
::
📌 «چه جوری به دانشآموزای ضعیف و بیانگیزه کمک کنیم دوباره امید یادگیری پیدا کنن؟ مخصوصاً اونایی که پایهشون داغونه...»
اگر سوال شما هم هست با من بیا تا بهت بگم👇🏼
::
::
وقتی میگیم "دانشآموز ضعیف"، پشت این واژه پر از قصه است...
شکستها، ناامیدیها، قضاوتها
💯 و حالا ما معلمها شدیم آخرین سنگر امیدشون.
::
::
توی کلاس،
اول با دلشون کار کن، نه با مغزشون.
یه نگاه تأییدآمیز، یه تشویق کوچیک وقتی درست گفتن، یه جملهی «من بهت افتخار میکنم»
🔐 میتونه قفل آموزش رو باز کنه
::
::
💉 برای این بچهها باید مطالب رو مثل قطرهچکون بریزی نه مثل آبشار!
🎗ساده، کوتاه، با بازی یا مثال
::
::
❌ بهش نگیم "باید این درس رو کامل بفهمی!"
✅ بگیم: «فقط این یه مسئله رو امروز با هم حل کنیم، همین. بعد اگه دوست داشتی میریم سراغ بعدی.»
::
::
این بچهها از درِ «انگیزه» وارد نمیشن،
از درِ «محبت» وارد میشن.
🔰 اول دوستشون باش
✨بعد معلمشون✨
::
🎞
#سریال_کلاسداری_نوین
قسمت اول:
روزی که کلاس منفجر شد
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
۱/۶
همهچی از یه «اَه» شروع شد.
نه از اون «اَه»هایی که بشه نشنیده گرفت. یه «اَه» کشدار، از ته دل، پر از خستگی و بیحوصلگی.
محمدرضا بود. همیشه وسط درس غر میزد ولی اون روز فرق داشت.
هنوز ماژیک نرسیده بود به تخته که گفت:
– «همش ریاضی... حالمون بههم خورد بهخدا.»
همه خندیدن. خودم یه لحظه مکث کردم.
یه صدای دیگه پرید وسط:
– «خانم، محمدرضا حسوده، چون هیچی بلد نیست!»
محمدرضا هم با لحن تندی جواب داد:
– «تو غلط کردی، دلقک!»
💥و انفجار...
ادامه دارد...
@Managing_Class