eitaa logo
علی حاجی پور 🇮🇷 کلاسداری نوین
305 دنبال‌کننده
320 عکس
193 ویدیو
5 فایل
🙋🏻‍♂️ علی حاجــی پــور هستم معلم و فعال حوزه آموزش کمی مشغول هوش مصنوعی رتبه برتر مسابقات کشوری تدریس مسابقه تلویزیونی میم مثل معلم 🟥 ارتباط با پشتیبان👇🏻 @Alihajipour_admin 💎💍
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 پرسیدند که: ما معلم ها در چه زمینه هایی باید به دنبال رشد و ارتقاء باشیم؟ چجوری پراکنده عمل نکنیم؟ 🔻 پاسخ من: معلمان باید در ۴ محور کلی خودشون رو بهبود بدن 💎 تخصصی علمی و آموزشی 💎 مدیریت کلاس و رفتار 💎 ارتباط مؤثر 💎 رشد حرفه ای و اخلاقی
:: 📍 تخصص علمی و آموزشی بلد بودنِ درس و بلد بودنِ یاد دادن! ✅ یه معلم خوب فقط خودش نباید درس رو بلد باشه باید بلد باشه چطور باحال، ساده و قابل‌فهم درس بده. 🔰 مهم‌تر از اون، باید بدونه بچه‌ها چقدر یاد گرفتن و چطوری بهشون کمک کنه بهتر یاد بگیرن. :: کلاسداری نوین، مرجع آموزش های تخصصی 👉🏼 @Managing_Class
:: 📍مدیریت کلاس هنرمندی توی لحظه‌ها! 📐 کلاس جای زندگیه، نه پادگان! ولی باید امن باشه، منظم باشه و پر از انرژی مثبت. 📌 معلم خوب کسیه که بلده بچه‌های شیطون رو هم به درس علاقه‌مند کنه و فضای کلاس رو با مهربونی ولی قاطعانه مدیریت کنه. :: کلاسداری نوین، مرجع آموزش های تخصصی 👉🏼 @Managing_Class
:: 📍 ارتباط مؤثر باید بتونی حرفِ دلتو برسونی! معلمی که بلد باشه خوب حرف بزنه،خوب گوش بده و بچه‌ها، پدر و مادرها و همکاراشو بفهمه، یه معلم موندگاره. 💭 گاهی یه لبخند یا یه گفت‌وگوی ساده، از یه جلسه کلاس مهم‌تره! :: کلاسداری نوین. مرجع آموزش های تخصصی 👉🏼 @Managing_Class
:: 📍 رشد حرفه ای و اخلاقی 🌱 یادگیری همیشگی و الگو بودن! یه معلم واقعی، خودش همیشه در حال یاد گرفتنه. اشتباه می‌کنه، ولی ازش یاد می‌گیره. مهم‌تر از هر چی، خودش الگوئه؛ توی رفتار، اخلاق، سبک زندگی. ✨ بچه‌ها حرف‌هاتو نمی‌شنون، زندگی‌تو نگاه می‌کنن! ✨ :: کلاسداری نوین، مرجع آموزش های تخصصی 👉🏼 @Managing_Class
:: 🔝 چهار محور اصلی و مهم برای رشد مهارت های معلمی رو گفتم براتون ⏰ منتظر باشید ساعت ۱۶:۳۰ 🕟 قسمت دوم سریال کلاسداری نوین منتشر میشه... برای این قسمت دل تو دلم نیست که منتشر بشه می‌دونم برای همه ما حداقل یکبار موقعیتش پیش اومده... 🟥 خواندن قسمت اول 🟥 ::
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎞 قسمت دوم: روزی که دیوونه شدم 👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
۱/۵ اسمش پویا بود. پویا نه دعوا می‌کرد، نه توهین، نه قانون‌شکن بود… ولی یه‌جور خاصی بود که فقط می‌تونم بگم: "انگار روی اعصاب راه می‌رفت." هر چی می‌گفتم، یه تفسیر می‌کرد. مثلاً می‌گفتم: «دفتر ریاضی‌تون رو بیارید»، می‌گفت: – «اگه کسی توی دفترش با خودکار بنویسه چی می‌شه؟ جهنم می‌ره؟» بچه‌ها می‌خندیدن. من نه. وقتی با تمسخر حرف نمی‌زد، با نگاهش بازی می‌کرد. نگاهِ پویا یه مدل خاصی بود. نه بی‌ادب، نه محترم. انگار داشت از توی ذهنم عیب پیدا می‌کرد. یه بار که دیدمش داره یواشکی یه چیزی رو میکشه، گفتم: – «پویا جان، کار زشتیه. جمعش کن لطفاً.» و اون، بدون اینکه چشم از صفحه برداره، فقط گفت: – «نه خانم. شما نمی‌دونید که دارم چیکار میکنم پس به شما مربوط نیست. اون لحظه فقط یه جمله اومد توی ذهنم: "یه روزی باعث می‌شی استعفا بدم..." 👉🏼 @Managing_Class
۲/۵ ...اما اون روز بالاخره اومد. زنگ آخر سه‌شنبه، بعد از یه روز فرساینده، پویا پرسید: – «اگه کسی نخواد بیاد مدرسه، ولی اگه نیاد هم تنبیه بشه، باید چی کار کنه؟» و بعدش نگاه کرد تو چشمم. همون نگاه همیشگی. منم دیگه طاقتم تموم شده بود. صدامو نیاوردم بالا. ولی کلماتم یخ‌زده بودن: 😡پویا... اگه واقعاً فکر می‌کنی بودن توی کلاس من دلیلی نداره، منم فکر می‌کنم لازم نیست بیای. همه ساکت شدن. اونم ساکت شد. همون شب، تا دو نصفه‌شب از عذاب وجدان خوابم نبرد. چرا اینو گفتم؟ چرا اون‌جوری گفتم؟ چرا انقدر راحت بیرونش کردم؟ فرداش پویا نیومد. نه فقط اون روز. سه روز. ... روز چهارم اومد. آروم، بی‌حرف. هیچی نگفت. ولی تو نگاهش یه چیزی کم شده بود. 👉🏼 @Managing_Class
۳/۵ ...اون شیطنت. اون «من هستم تا شما رو بچزونم» از بین رفته بود. نمی‌دونم چرا، ولی یه لحظه دلم گرفت. بعد از زنگ، دنبالش رفتم. – «پویا. می‌خوام یه چیزی بپرسم. اون‌روز که گفتم نمی‌خواد بیای کلاس، ناراحت شدی؟» با همون لحن بی‌تفاوت همیشگیش گفت: – «نه. فقط فکر کردم دیگه مهم نیستم براتون.» یه لحظه خشکم زد. همین؟ فقط همین؟ مهم نبودن؟ گفتم: – پویا... اگه مهم نبودی، از اون روز اول، اون روز که با خودکار روی دیوار نوشتی اسم خودتو، باهات حرف نمی‌زدم. مهم بودی که حرص خوردم. مهم بودی که جنگیدم. من فقط بلد نبودم چطوری باهات کنار بیام. 👉🏼 @Managing_Class