🎓
حقیقت جریان هم همینه
واقعا وقتی یک معلم دائما در مسیر یادگیری باشه میدونه که اون نقطه ای که در اون لحظه ایستاده تمام علم نیست و قطعا نیاز به آموزش و یادگیری داره.
🕳 حالا میخوام راهکار های نیفتادن توی تله رو براتون توضیح بدم
.
.
✅ اگه میخوای تبدیل به یک معلم حرفه ای بشی
1⃣
🗓 حداقل ماهی یک بار با یک معلم دیگه جلسه هماندیشی بذار و ازش بپرس
🔍 چه چیزی رو تو کلاسهام بهش
حواسم نبوده که تو متوجهش شدی؟
.
2⃣
⏱ بعد از هر جلسه تدریس، ۳ دقیقه برای خودت وقت بذار و جواب بده به این ۳ سؤال:
✔️ چی خوب پیش رفت؟
☑️ چی خوب نبود؟
✔️ چی رو میتونم بهتر کنم؟
.
3⃣
🧰 گاهی یه مهارت جدید یاد بگیر که کاملاً در اون صفر هستی
مثلا اگر تا حالا هر هفته از اینترنت کاربرگ دانلود میکردی این بار وقت بذار و خودت بساز.
اینکار درکت رو از موقعیت دانشآموز صفر، عمیقتر میکنه و فروتنی علمی رو در تو تقویت میکنه.
.
4⃣
🔍 گاهی خودت رو در معرض بازخورد واقعی قرار بده.
📋 کاملا محرمانه از یک دانشجوی معلمی یا از یک معلم دیکه بخواه بیاد تو کلاست و ناظر باشه و نظرش رو بدون تعارف بگه.
.
5⃣
هر چند وقت یکبار مثلا هر ماه یا هر هفته یکبار
یک کتاب حرفهای در حوزه تعلیم و تربیت بخون و خلاصهشو با بقیه به اشتراک بذار.
🖇 انتقال دانش یعنی یادگیری دوباره.
.
🎞
#سریال_کلاسداری_نوین
قسمت هفتم:
روزی که کلاس رو بدون لبخند تموم کردم
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
۱/۶
دلم یه جور غریبی گرفته بود. نمیدونم از خستگی شب قبل بود یا از فکرهایی که ولکن نبودند. با اینکه همیشه عادت داشتم با لبخند وارد مدرسه بشم، امروز نتونستم. انگار لبخندم پشت در خونه جا مونده بود.
هیچکس نفهمید.
هیچکس از بچهها متوجه نشد که اون روز توی دلم چه غوغایی بود.
اینقدر با دنیای کوچیکشون، با دوستهاشون و با سؤالاتشون درگیر بودن که کسی حواسش نبود معلمشون، همون خانوم فلانی که همیشه با شوخی و لبخند وارد کلاس میشه، امروز ساکت بود، کمحرف بود، خسته بود.
👉🏼 @Managing_Class