هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
خلاقیت معرڪه ای داشتم که هر روز گوشه
ای از اون رو به نمایش اهل خونه میگزاشتم و ثابت میکردم با یه چصه قد چقدر فرد خارق العاده ای ام ؛ خلاقیت من از جایی شروع شد کہ ؛ دونگی از قاب تلویزیون پخش شد😑😂
мαɴαreм
خلاقیت معرڪه ای داشتم که هر روز گوشه ای از اون رو به نمایش اهل خونه میگزاشتم و ثابت میکردم با یه چصه
نصفخاطراتبچگیمنودخترخالم
دونگی ..
وایخدایاچهروزاییبود !(:🙃
هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
یه دامن عروس داشتم [😌👗]
میپوشیدم بعد دامن گل گلی مادرمم
میگرفتم و روی اون تن ام میکردم
چون این دامن بلند تر از اون یکی
دامن عروس بود ؛ خدایی صحنه
زیبایی رقم میخورد و من دونگی وار
بازی میکردم😂🤦🏻♀
دونگی دستشو میبرد زیر یه لباسش
دیدم اععع اینو ندارم چه کنم ؛ رفتم
مقنعه مو برداشتم و کردم تو گردن ام
و دیگه شدم خود دونگی🤳🏿😗''
мαɴαreм
یه دامن عروس داشتم [😌👗] میپوشیدم بعد دامن گل گلی مادرمم میگرفتم و روی اون تن ام میکردم چون این دامن
احسنت
ماحتیزیورالاتشروهمشبیهسازیمیکردیم😂
البتهاونتیکهلباسکهدستشبرهزیرش
روسریمیزدیم ..
یادمهمونهمامانبزرگهرومنفجرمیکردیم
کلکمدمیومدوسط
ومابرایخودمونجایگاهدرستمیکردیم ..
وچقدرهرسکانسروبازیمیکردیم
تامثلخودشباشه ..