eitaa logo
мαɴαreм
240 دنبال‌کننده
561 عکس
94 ویدیو
0 فایل
[ بِسم‌ِرَب‌ِّماه‌ِچشمانش ] اینجا‌ مانارِم‌ به‌ معنای‌ ِماندگار‌ ِمن‌ .. برای قدم زدن در کوچه پس‌کوچه‌های ِخیال .. برای برگشتن به آغوش ِخود .. برای حس ِلمس ِابدیت .
مشاهده در ایتا
دانلود
یه جا خوندم برای عاشق شدن کافیست عاشق شوی شاعر شوی ادم نباشی😂
ِ یکی از مهمترین نشانه های " هوش عاطفی " بالای شما اینه که آدمها بتونن راحت و بدون واهمه و سانسور ، حرفای دلشون رو بهتون بگن و تو حرف زدن با شما احساس امنیت کنن !!🙃 @Manarem
اما مسئله این است چرا بیدارم؟
وقتی به هر بهونه ای بهت پی ام میدم ینی باید بفهمی ک بدون تو نمیشه=] @Manarem
‏کاش امشب همون شبی باشه که فرداش اتفاقای خوب ميفته :) @Manarem
هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
خلاقیت معرڪه ای داشتم که هر روز گوشه ای از اون رو به نمایش اهل خونه میگزاشتم و ثابت میکردم با یه چصه قد چقدر فرد خارق العاده ای ام ؛ خلاقیت من از جایی شروع شد کہ ؛ دونگی از قاب تلویزیون پخش شد😑😂
мαɴαreм
خلاقیت معرڪه ای داشتم که هر روز گوشه ای از اون رو به نمایش اهل خونه میگزاشتم و ثابت میکردم با یه چصه
نصف‌خاطرات‌بچگی‌منو‌دختر‌خالم دونگی‌ .. وای‌خدایا‌چه‌روزایی‌بود‌ !(:🙃
هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
یه دامن عروس داشتم [😌👗] میپوشیدم بعد دامن گل گلی مادرمم میگرفتم و روی اون تن ام میکردم چون این دامن بلند تر از اون یکی دامن عروس بود ؛ خدایی صحنه زیبایی رقم میخورد و من دونگی وار بازی میکردم😂🤦🏻‍♀ دونگی دستشو میبرد زیر یه لباسش دیدم اععع اینو ندارم چه کنم ؛ رفتم مقنعه مو برداشتم و کردم تو گردن ام و دیگه شدم خود دونگی🤳🏿😗''
мαɴαreм
یه دامن عروس داشتم [😌👗] میپوشیدم بعد دامن گل گلی مادرمم میگرفتم و روی اون تن ام میکردم چون این دامن
احسنت ما‌حتی‌زیورالاتش‌رو‌هم‌شبیه‌سازی‌میکردیم‌😂 البته‌اون‌تیکه‌لباس‌که‌دستش‌بره‌زیرش‌ روسری‌میزدیم‌ .. یادمه‌مونه‌مامانبزرگه‌رو‌منفجر‌میکردیم کل‌کمد‌میومد‌وسط و‌ما‌برای‌خودمون‌جایگاه‌درست‌میکردیم‌ .. و‌چقدر‌هر‌سکانس‌رو‌بازی‌میکردیم تا‌مثل‌خودش‌باشه‌ ..
میگفت «وقتی میبینمش یه چیزی تو دلم هُری پایین میریزه، مثل ریختن برفای جمع شده روی شاخه‌های بید مجنون پیر تو حیاط!»🙃 @Manarem
‏وقتی من تورو دوست دارم، لازم نیست نگران کسایی که منو دوس دارن باشی...!🤍🫀 @Manarem