•°||🙂☎️||°•
كاش ميشد
تلفن را برداشت
با هزار و یک شکّ و شُبه
و استرس ..
بی هوا ..
زنگ زد و گفت:
دلتنگي دارد از پا درم مي آورد
مثلِ سخت جانی شده ام که انگار سالها منتظر است که پوسته یِ دلتنگی هایش بیفتد و پروانه شود ..
كاش ميشد گفت:
دلتنگ هر آنچه كه نبود و قادر به انجامش هم نبودی هستم،
دلم كمي شجاعت ميخواهد
از همان قهرمان هایِ افسانه ای،
از همان دلیر هایِ نترس،
که بروم به جنگِ دیوِ دلتنگی هایم،
از آنهایی
كه بتوان مردانه فرياد زد:
بس است
و کلِ دنیا خاموش شود،
از فریادِ گوشخراشِ این منِ خسته یِ افتاده جدا از تو ..
@Manarem
هدایت شده از BloodyText
_بنظرت داره مارو نگاه میکنه؟..
+کی؟
_ماه..
+فعلا ک ما داریم نگاهش میکنیم..
_ما بهش خیره شدیم..چقدر قشنگه!..
+منو یاد کسی میندازه..
_کی؟
+یاد تو :) همیشه با دیدنش یاد ت میافتم..حتی اگه پیشم نباشی!..
_منو غرق میکنه مثل..
+دریا؟
_مث چشمات..وقتی همینقدر میدرخشن!
+تو ماه منی..!
_منو یاد چیزی میندازه..
+ماه؟
_چشمات!.. چشمات منو یاد ماه میندازن..
اگه نباشن هم.. نمیتونم به ماه فکر کنم..
+بیا هیچ وقت چشمامون و ماهو گم نکنیم..
حتی اگه..نبودیم..
حتی..
اگه..
sdm..
•𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓽𝓮𝔁𝓽•
мαɴαreм
خندههای تـو مرا باز از این فاصله کشت :)
مهم خندیدنته، گور بابای حال بد من...:))